چند خاطره انتخاباتي
او ادامه داد: از صد صندوقی که من سرکشی کردم در 70 درصد موارد ناظران آقای موسوی نیز حضور داشتند.
پرسیدم : تخلفی مشاهده نکردید؟
گفت : هیچ تخلفی نبود جز یک مورد که آن را هم تذکر دادیم و قبول کردند و قرار شد برطرف کنند.
*سه شنبه 2 تیرماه 88 (یازده روز بعد از انتخابات) برای کاری به دانشگاه آزاد اسلامشهر (حومه تهران) رفته بودم. وقتی با تاکسی به تهران برگشتم با آقای راننده سر صحبت را باز کردم. می دانستم که در اسلامشهر - بر خلاف تهران - اکثریت قاطع به احمدی نژاد رأی داده اند. بنابراین پرسیدم : شما ساکن اسلامشهر هستید یا تهران؟
گفت : ساکن اسلامشهرم.
گفتم : درست است که احمدی نژاد در اسلامشهر خیلی رأی آورده؟
گفت : بله. من خودم به احمدی نژاد رأی دادم.
گفتم : ولی آقای موسوی می گوید که تقلب شده.
گفت : واقعیت اینست که قبل از مناظره موسوی و احمدی نژاد ، آقای موسوی جلو بود. ولی بعد از مناظره مردم به احمدی نژاد تمایل پیدا کردند.
گفتم : البته آقای موسوی در تهران همیشه جلوتر بود ولی در کل کشور هنوز نتوانسته بود از احمدی نژاد جلو بزند.
گفت : «ولی به نظر من اگر مناظره نبود حتما موسوی برنده می شد. من خودم اصلاً نمی خواستم رأی بدهم چون به هر کس رأی دادیم دزد از آب در آمد!! ولی وقتی در مناظره دیدم که احمدی نژاد دزد نیست و از نظر مالی سالم است ، گفتم حتما رأی می دهم و آخرش هم به احمدی نژاد رأی دادم.»
گفتم : اتفاقا صاحبخانه ما هم مثل شما اول نمی خواست در انتخابات شرکت کند ولی بعد از مناظره می گفت : احمدی نژاد را مظلوم گیر آورده اند و به همین خاطر به او رأی می دهم.
*نمونه دیگری که برایم جالب بود این بود که یک پیرمرد در محله ما ( ده ونک ) بعد از آشوبها و اغتشاشها می گفت : من به موسوی رأی دادم ولی اشتباه کردم. البته در بیان پشیمانی خود الفاظ رکیکی هم بکار برد که از گفتنش معذورم.
*سه شنبه ٢۶ خرداد برای کاری به
قزوین رفته بودم. از میدان ولیعصر تا دانشگاه بین المللی با یک تاکسی
رفتم. در را با راننده درباره انتخابات صحبت کردم. راننده می گفت : من
بیسوادم ولی اینقدر می فهمم که نمی شود در انتخابات یازده ملیون تقلب کرد چون این كارهاي حساس با دقت انجام
می شود و تقلب به اين سادگي نيست.
پرسیدم : شما به کی رای دادید؟ گفت : تا شب مناظره موسوی و احمدی نژاد می
خواستم به موسوی رای بدهم ولی وقتی مناظره را دیدم ، فهمیدم که موسوی هم
همراه رفسنجانی است و به همین خاطر نظرم برگشت و به خانمم گفتم که من به
احمدی نژاد رای می دهم. از آقای راننده پرسیدم : آرای مردم قزوین چطور بود؟ گفت : اکثریت قاطع قزوینیها به احمدی نژاد رأی
داده اند ولی چون ستاد آقای موسوی خیلی خرج کرده است الآن لج کرده و می
گوید تقلب شده !!. حال آنکه حرف اصلی اینست که خیلی ولخرجی کردند ولی
نتوانستند رأی مردم را بگیرند.
هدف اين وبلاگنویس:
منظور این وبلاگنویس از بیان این خاطرات اینست که نخبگان
جامعه گاهی باید به اطراف خود بنگرند و توجه کنند که مردم عادی لزوما
مانند نخبگان فکر نمی کنند و اولویتهایی که مورد توجه اقشار محروم و مردم
عادی است با آرمانهای اتوکشیده ی نخبگان تفاوت جدی دارد. افراد تحصیلکرده نباید دچار این توهم شوند که همه مردم مانند آنها فکر می کنند.
