تأملات و یادداشت ها

یادداشت های شخصی و برخی از مطالب دیگر به زبان فارسی و عربی

نگاهي به قلاده هاي طلا ؛ مقايسه فيلم سياسي ابوالقاسم طالبي با جدايي نادر از سيمين فرهادي

     بالاخره فرصتي حاصل شد كه ديروز به همراه خانواده فیلم « قلاده های طلا » را در يكي از سالن هاي سینما ببینم. انصافا از نظر فيلمنامه و جنبه هاي هنري و واقع نمايي و جذب مخاطب و انتخاب بازيگران و ... قوي بود و بايد به آقاي ابوالقاسم طالبي(كارگردان) تبريك گفت.

در عين حال ظرايف بسيار و نكات ريزي هم داشت كه مي طلبد يكبار ديگر با حوصله فيلم را ببينم زيرا مطمئنا در بار اول بسياري از نكات جلب توجه نمي كند. همچنين اگر كسي در بطن حوادث سال 88 نبوده باشد متوجه بسياري از اشارات و تعريض هاي فيلم نمي شود ؛

فيلم با پخش صداي بلندگوي فرودگاه آغاز مي شود كه از انبوه سفرهاي هوايي از كشورهاي غربي به تهران قبل از انتخابات حكايت دارد ؛ ورود غيرمنتظره انبوهي از ايرانيان خارج نشين به كشور.

  سپس اشاره به اينكه رؤساي جمهور بسياري در جهان به طرز مشكوكي كشته شده اند و لي ماجراي قتل آنها هنوز رمزگشايي نشده است ؛ از آبراهام لينكن آمريكايي گرفته تا بي نظير بوتوي پاكستاني و اينديرا گاندي هندي و رفيق حريري لبناني و ديگران كه همگي نتايج سياسي خاصي به دنبال داشتند. ماجراي سوء قصد به سيد محمد خاتمي در آستانه انتخابات سال 88 كه قرار بود انتخابات را با كشتار و جنگ داخلي و حمام خون به مناسبت « شهادت سيد مظلومان (خاتمي)» ! جايگزين كند و  اما نافرجام ماند.

برخي از صحنه هاي فيلم به جلسات تيمي خرابكاران و جاسوسها كه تركيبي از عوامل ام آي سيكس انگلستان و سازمان سيا و سلطنت طلبها و عناصر سازمان مجاهدين خلق (منافقين) است اختصاص دارد. نماد سلطنت طلبها پيرمردي است كه او را اعليحضرت خطاب مي كنند. اعلاحضرت در يك بگومگو با يكي از زنان عضو سازمان مجاهدين خلق(منافقين) به خيانت اين سازمان به وطن در زمان جنگ ايران و عراق و نيز كشتار 12 هزار ايراني توسط اين سازمان اشاره مي كند. در ادامه مي بينيم كه زنهاي عضو سازمان منافقين با همان روسري خودشان و قرص سيانور در دهان كه براي خودكشي سريع هنگام دستگير شدن پيش بيني شده چه نقشي در ماجرا ايفا مي كنند.

بعد هم صداي كروبي در ميتينگ هاي انتخاباتی كه به ميرحسين مي گويد : « پس در اين بيست سال كجا بودي؟! و چرا حالا يكدفعه پيدايت شده است؟! »

صداي احمدي نژاد در مناظره ها كه اسم هاشمي رفسنجاني و فرزندان او را بگونه اي تحريك آميز مطرح كرد و به نگراني ها دامن زد. بعد هم نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبر و بعد مصاحبه همسر آيت اله هاشمی كه مي گويد : «اگر تقلب شد مردم بريزند توي خيابان ها » و سپس برگزاري انتخابات و اعلام پيروزي ميرحسين موسوي و پيام تبريك خاتمي به وي و صداي خانم زهرا رهنورد (همسر موسوي) كه در مصاحبه با خارجي مي گفت : « مردم اذربايجان ممكن نيست فرزندشان را تنها بگذارند و به ديگري راي بدهند و مردم لرستان نيز ممكن نيست دامادشان را رها كنند و به احمدي نژاد راي دهند پس قطعا تقلب شده است»!! بعد راهپيمايي عظيم معترضان به نتيجه انتخابات در 25 خرداد از انقلاب تا آزادي كه يك صحنه كوتاه از آن كه توسط هليكوپتر گرفته شده بود نمايش داده مي شود. طالبي درباره اين اظهارات داوري نمي كند بلكه فقط اظهارات شخصيتها و حوادث را نقل مي كند.

فيلم بي طرفانه و منصفانه به بيان حقايق سال 88 مي پردازد ؛ سركوب تجمعات مردمي توسط پليس بعلاوه حضور نفوذي ها و جاسوسها بعلاوه تعدادي قرباني از مردم كه معلوم نيست از كجا تير مي خورند ولي همه خيال مي كنند حتما پليس يا لباس شخصي ها اينها را مي كشند.

از همه جالبتر صحنه حمله به پايگاه بسيج نزديك ميدان آزادي است كه ساعتها پس از پايان راهپيمايي معترضان به نتيجه انتخابات در روز 25 خرداد اتفاق افتاد. ساعتي بعد از پايان راهپيمايي مسالمت آميز مردمي كه به راهپيمايي سكوت معروف شد عده اي مشكوك به پايگاه بسيج حمله مي كنند و باقي ماجرا كه صحنه هايش بسيار واقعي بازسازي شده است. ديالوگهاي كساني كه داخل و بيرون پايگاه هستند و كساني كه در اين حادثه كشته مي شوند جالب و تأمل برانگيز است. همچنين موضوع «گلوله هاي مشقي » كه حاكي از يك حقيقت ناگفته است و طالبي به آن پرداخته تا تاريخ تحريف نشود.

و در كنار همه اينها بگومگوهاي دو فرزند شهيد كه خواهر و برادرند ولي يكي طرفدار موسوي و ديگري طرفدار احمدي نژاد است و بسيار صريح و بي پرده به همديگر مي پرند.

شعارهاي مردم معترض كه تقلب را باور كرده بودند و خواستار «ابطال انتخابات » بودند و «مرگ بر ديكتاتور» مي گفتند و بر ضد بسيج شعار مي دادند و ... بي پرده و بدون سانسور در فيلم نمايش داده شده است. به جز مناظره ها دستكم دو جاي ديگر در فيلم هست كه به آقازاده ها اشاره مي شود كه يكي از آنها قطعا به آقازاده اي كه رئيس مترو بود اشاره دارد ولي ديگري ناظر به اتهام ارتباط يكي از اقازادگان با سرويس هاي جاسوسي غرب است. 

نكته ديگر اينكه بعضي از صحنه هاي فيلم در خارج كشور و با حضور بازيگران بي حجاب خارجي فيلمبرداري شده است. در يك مورد حتي شراب خوردن دو جاسوس را نشان مي دهد و در ميان تيم خرابكاران يك پسر خوشگل با زلفهاي دخترانه هم هست كه مي گويد : « من گي هستم » و آرزوي همخانه شدن با «يك مرد قوي» را دارد!!! البته كلمه «گي» با صداي پارازيت از بيننده فيلم مخفي شده تا قباحتش از بين نرود ولي فيلمساز در مجموع خيلي بي پرده و با كمترين سانسور به بيان حقايق پرداخته است. يك ماجرا هم دارد كه شباهتي با قتل ندا آقاسلطان دارد. همچنين سقط شدن يك جنين در ميانه تعقيب و گريز معترضان و پليس كه بسيار دردناك است اما بعدا مي فهميم كه سمبل ناكام ماندن پروژه جاسوس بزرگي است كه در وزارت حضور دارد.

از همه مهم تر موضوع اصلي فيلم  يعني وجود يك جاسوس در ميان مسؤولان عاليرتبه وزارت اطلاعات است كه از آغاز تا پايان فيلم بينندگان او را نمي شناسند و مي خواهند حدس بزنند ولي سرانجام در پايان فيلم مي بينيم كه جاسوس دقيقا همان كسي است كه هيچكس تصورش را نمي كرد ؛ همانند مردي كه عقيم باشد ولي بستگانش تا سالها گمان كنند كه مشكل از او نيست بلكه زنش نازاست!!

دقايق پاياني فيلم به رسوايي جاسوس دشمن در وزارت اطلاعات اختصاص دارد و اينكه وزارت سفيد است و يك نقطه سياه در آن زود خودش را نشان مي دهد ولي كشف اين جاسوس پايان ماجرا نيست زيرا صحنه هاي پاياني القا كننده اين حقيقت است كه جاسوس ها و خرابكارها باز هم مي آيند و برنامه ريزي دشمن پايان ندارد و ...

يكي از تأمل برانگيزترين صحنه هاي فيلم گفتگويي است كه ميان سفير انگلستان و دختر جواني كه مترجم سفارت است انجام مي شود و سفير در پايان گفتگو  روسري را كه به گفته او «پرچم مسلمانها » به شمار مي رود از سر دختر بر مي دارد.

گرچه طالبي بسيار بي طرفانه و منصفانه به واقعيتهاي حوادث سال 88 پرداخته اما از چينش صحنه ها به نظر مي رسد عقيده شخصي او اينست كه چهار عامل در حوادث تلخ سال 88 نقش داشتند:

1-التهابات طبيعي كه در يك انتخابات شديدا رقابتي وجود دارد

2- مواضع و اظهارات نسنجيده سياستمداران برجسته بويژه احمدي نژاد ، هاشمي ، موسوي و خاتمي.

3- برنامه ريزي هاي پيچيده سرويس هاي جاسوسي غربي براي راه اندازي انقلاب رنگي

4- اقدامات خرابكارانه و  تروريستي مجاهدين خلق ، سلطنت طلبها و دشمنان داخلي نظام كه اعتراضات مسالمت آميز مردمي را به آشوب و اغتشاش تبديل مي كردند.

من يك كارشناس سينما نيستم ولي اگر به عنوان يك تماشاچي بخواهم اين فيلم را با جدايي نادر از سيمين فرهادي مقايسه كنم مي گويم : «قلاده هاي طلا» از نظر قوت فيلمنامه و واقعي به نظر رسيدن صحنه ها همانند «جدایی نادر از سیمین» است اما از نظر پيام و محتوا   بسيار ميهن پرستانه تر و صادق تر است. طالبي در فيلمش هيچگاه انگشت اتهام را به سوي مردم كشورش نشانه نرفته بلكه وفاداري به همه مردم  كشورش را - صرفنظر از گرايش هاي سياسي آنان - به نمايش گذاشته است.


كلمات كليدي : قلاده هاي طلا - قلاده های طلا - ابوالقاسم طالبي - ابوالقاسم طالبی - ابو القاسم طالبي - امين حيايي - محمدرضا شريفي نيا - امین حیایی - محمد رضا شریفی نیا - خاتمی - موسوی - احمدی نژاد - كروبی - محسن رضایی - هاشمی رفسنجانی - آيت الله آيت اله آية الله - موسوي كروبي خاتمي احمدي نژاد هاشمي رفسنجاني - سياسي سیاسی سیاست سياست اصغر فرهادي اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین جدايي نادر از سيمين اسكار كن گلدن گلوپ خرس طلايي طلایی جايزه جایزه كهريزك فتنه انتخابات اغتشاشات ناآرامي ها تهران سال 1388 انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران رئيس جمهور محمود سيد محمد سید جاسوسي جاسوسی ام آي سيكس شش شيش mi6 سيا سي آي اي cia موساد اينتليجنت سرويس سرویس اسرائيل انگليس آمريكا انقلاب مخملي رنگي گل رز گرجستان اوكراين جين شارپ



+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

درباره آراي شيخ مهدي كروبي

درباره آراي آقاي كروبي [ نفر پنجم انتخابات رياست جمهوري ] :

*یکی می گفت برادرم که جزو کادر اجرایی انتخابات در یکی از صندوقها بود می گفت : نماینده آقای کروبی هم در صندوق ما حضور داشت وتا آخرین لحظه بر روند رای گیری و شمارش آرا نظارت کرد. وقتی شمارش آرا تمام شد معلوم شد آرای آقای کروبی در آن صندوق صفر است!! از نماینده کروبی پرسیدم مگر تو خودت به کروبی رای نداده بودی؟! گفت : خیر.


*یکی دیگر از دوستان دانشجو می گفت : در تجریش سر یکی از صندوقها بودم. وقتی که رأیها را شمردیم  دیدیم در آن صندوق ، موسوی حدود 550 رای و احمدی نژاد حدود 590 رای و کروبی فقط 4 رای آورد.


*حتما شنیده ايدکه کرباسچی هم در دانشگاه امیر کبیر به موسوی رای داد و آن را بلند کرد و به دانشجوها نشان داد. یعنی کسی که قرار بود معاون اول کروبی باشد خودش به موسوی رأی داد چون امیدی به موفقیت کروبی نداشت.

حالا همین آقای کروبی الآن مدعی شده که رأیهایش را دزدیده اند !!!

البته همین کروبی در دوره قبل هم مدعی شد که دولت آقاي خاتمی ، آرای او را به نفع احمدی نژاد تغییر داده است!!

+ نوشته شده در  جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸ساعت   توسط اسلام ملکی  |