تأملات و یادداشت ها

یادداشت های شخصی و برخی از مطالب دیگر به زبان فارسی و عربی

راهکار برای معضل بی حجابی

ناگفته‌ها درباره پدیده بی‌حجابی

مسأله اصلی که غالبا از آن غفلت می‌شود اینست که «بیحجابی کنونی» صرفاً «نوک کوه یخ» و «معلول» است نه «علت».
ریشه و علت اصلی، «غربزدگی ناشی از مصرف محصولات فرهنگی غربی» و «تردید بسیاری از جوانان درباره حقانیت اسلام و قرآن» است که اینگونه خودش را در پدیده‌هایی مثل بی‌حجابی و نیمه‌عریانی و ... نشان می‌دهد.

گرچه قانون برای مهار کردن روند فزاینده‌ی این پدیده‌ها - در مواردی- کارآیی نسبی دارد و مثلا شاید بتواند هنجارشکنی برخی سلبریتی‌ها را محدود کند اما اقدام اساسی نیست. کار اساسی اینست که عقاید جوانها و دلبستگی آن‌ها به دین و دینداران را تقویت کنیم، شبهاتشان را جواب بدهیم، علاقه و اعتمادشان به اسلام و روحانیت را بازسازی کنیم، اهمیت و نقش قرآن و اهل بیت(ع) در سعادت انسان را به آن‌ها تفهیم کنیم. کارکرد مثبت مسجد و حسینیه و هیئت را عملاً به جوانها نشان بدهیم.
اعتقادشان به سودمندی و حقانیت تعالیم دینی را بالا ببریم. اگر این کارها را در حد توان انجام بدهیم قطعا خداوند به کار ما برکت خواهد داد و تاثیر مثبتش را خواهیم دید. در اینصورت اگر به جوان بگوییم: «حجاب، حکم قرآن است» مخالفت و لجبازی نخواهد کرد.

اما اگر در این کارها کوتاهی کنیم، با اکتفا به اقدامات قضایی و پلیسی و جریمه کردن بی‌حجاب‌ها فقط دلخوشیِ بیهوده به خودمان می‌دهیم و در مواردی حتی شاید نفرت در بین جوان نسبت به دین و محجبه ها ایجاد شود.

راه حل در آموزش و پرورش و نیز در مساجد و رسانه ها و تولیدات فرهنگی است. گزینش معلمان آموزش و پرورش باید با شیوه درستی انجام گیرد. وضعیت مدارس مخصوصا غیرانتفاعی‌ها باید ساماندهی شود. برای تربیت طلاب و مبلغان دینی قوی و خوش‌بیان باید تمرکز و هزینه گذاشت مخصوصا کسانی که جذابیت و اشتیاق کار با کودک و نوجوان دارند.
جوان‌های متدین و انقلابی باید شغل معلمی را اولویت اول خود تلقی کنند و برای آن آمادگی و مهارت کافی را کسب کنند.
باید با امید به خدا وارد عرصه شد و انتظار نداشته باشیم با یک اقدام ضربتی یا یک قانون قاطع در عرض ششماه یا یکسال، همه باحجاب شوند. تغییرات فرهنگی کاملا تدریجی هستند و نیازمند تلاش فراوان و استقامت در طول زمان هستند.

#حجاب #قانون_حجاب #فرهنگ


برچسب‌ها: حجاب, فرهنگ, آموزش, تربیت
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

درسی از نتایج انتخابات ریاست جمهوری 1403

تلنگری به ما حزب اللهی ها

۱ - اجماع یا اقناع؟
مشکل اصلی جریان انقلابی در ایران این نیست که نتوانست در انتخابات بر یک گزینه «اجماع» کند بلکه اینست که نتوانست جامعه را «اِقناع» کند.
«جریان انقلابی» نتوانست مردم را «قانع» کند که ما، «کارآمدتر و پاکتر» از «جریان غیرانقلابی» هستیم.
حالا فرض کنید آرای قالیباف و جلیلی در مرحله اول را با هم جمع بزنیم مجموعاً حدود ۱۳ میلیون یعنی ۲۲ درصد واجدان شرایط شرکت در انتخابات خواهد شد یعنی بیش از هفتاد درصد جامعه در مسیر دیگری قدم بر می‌دارند.

۲ - ضعف رسانه های انقلابی
ما مدتهاست ضعف اِقناعی و رسانه‌ای داریم. توان «قانع کردن مردم» را نداریم. گویی هنوز زبان مشترک برای گفتگو با مردم خود را نیاموخته ایم.
امروزه حتی بسیاری از متدینها هم اعتماد کافی به فعالان رسانه ای حزب اللهی ندارند. نشر مطالب احساسی برای تشویق مردم به حمایت از جریان انقلابی هم کاری از پیش نبرد چون محتوا و ادبیات و سبک مطالب ما به نحوی بود که اکثریت قاطع جامعه ایرانی را تکان نمی‌داد.
ما دچار ضعف در زبان مشترک برای گفتگو با اکثریت جامعه هستیم ولی نمی‌خواهیم این واقعیت را بفهمیم.
نفوذ و اعتبار رسانه های انقلابی کاهش یافته ولی رسانه های دشمن به مقبولیت و اعتبار نسبی در میان برخی از اقشار دست یافته اند.
تصویر ترسناک و غیرواقعی که رسانه های دشمن از دکتر جلیلی ارایه کردند موجب اشتباه اکثریت شد تا از ترس تصویر خیالی و زشتی که از دکتر جلیلی وانمود شده بود به پزشکیان پناه ببرند.

۳ - سخنگویان تندروی جریان انقلابی
ادبیات تند، تهاجمی و تخریبی افرادی همچون حمید رسایی و ... نه تنها وحدت بین جریان انقلابی را به شدت مخدوش کرد بلکه در مواردی باعث هراس اکثریت مردم از کل جریان انقلابی شد.
حضور چنین افرادی به عنوان سخنگویان جریان انقلابی، تصویری وحشتناک از کل جریان انقلابی در ذهن اکثریت شکل داد.
هراس و بدبینی که در اکثریت جامعه نسبت به دکتر جلیلی ایجاد شد در مرحله دوم به افزایش ۱۰ درصدی مشارکت به سود پزشکیان انجامید.

۴ - تقابل با اکثریت به جای گفتگوی همدلانه
جریان انقلابی هنوز در مواردی درک نمی‌کند که باید راه مدارا، رِفق و گفتگوی همدلانه با اکثریت جامعه را برگزیند و تقابل با اکثریت، موجب لجبازی خواهد شد.
همچنین تفاوت میان «فقه فردی» با «فقه حکومتی» و «توجه به اولویتها در حکمرانی» برای بسیاری از حزب اللهی های ما حل نشده است. به خاطر همین است که بسیاری از ما هنوز هم ورود خانمها به استادیوم را از گناهان نابخشودنی شهید رییسی می پنداریم.
اگر مسأله حجاب حل نمی‌شود یک علتش همین است که در «إقناع کردن» ضعف داریم. ادبیات پدرانه و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب و سردار دلها حاج قاسم سلیمانی درباره بدحجابان را با ادبیات برخی تندروهای جریان انقلابی که اخیرا به مجلس راه یافته اند، مقایسه کنید.
بسیاری از کسانی که در فتنه زن زندگی آزادی در تقابل با نظام قرار گرفتند، این بار صدای خود را با رأی به پزشکیان به گوش نظام رساندند.

۱۴۰۳/۰۴/۱۶


برچسب‌ها: انتخابات, حجاب, گفتگو, رسانه
+ نوشته شده در  شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۳ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

چه شد که باز هم در فلسطین جنگ شد؟ چرا حماس حمله کرد؟

چه شد که در فلسطین جنگ شد؟

بعضی از عزیزان مطرح می‌کنند که «چه شد که در ۱۵ مهر جنگ شد؟ چرا حماس حمله کرد؟»
در پاسخ باید گفت:
این پرسش یک پیش‌فرض اشتباه دارد زیرا «جنگ نشد» بلکه «جنگ بود». چالش میان صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها از ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲ شروع نشده بلکه یک تاریخ صد ساله دارد که به طور خاص در ۷۵ سال اخیر شاهد جنایات متنوع، هولناک و مکرر صهیونیست‌ها در حق فلسطيني‌ها بوده‌ایم. بنابراین در ۱۵ مهر «جنگ» شروع نشد بلکه «یک عملیات غافلگیرانه از سوی یک گروه فلسطینی» انجام شد که صرفا یک حلقه از زنجیره طولانی چالش صدساله در سرزمین فلسطين است.
اگر پرسش را اصلاح کنیم و بگوییم: «چرا حماس در این برهه زمانی عملیات کرد؟» چند عامل قابل ذکر است:

۱ – اطلاع از حمله قریب‌الوقوع اسرائیل:
اظهارات علنی مقامات افراطی اسراییل، فلسطینی‌ها را به یقین رساند که در ماه‌های آینده به آنان حمله خواهد شد، بنابراین پیشدستی کردند. صهیونیست‌ها حتی اسامی شماری از شخصیت‌های سیاسی مقاومت را به عنوان هدف عملیات خود اعلام کرده بودند. مثلا شخص نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر اسراییل، در اوایل شهریور صالح العاروری(از رهبران سیاسی حماس) را تهدید کرد و این در حالی بود که حماس طی دو سال اخیر در هیچیک از عملیات‌هایی که از غزه انجام می‌شد مشارکت نکرده بود. حتی هنگامی که اسراییل در بهار امسال شماری از سران جنبش جهاد اسلامی را همراه خانواده‌های آنان در غزه به شهادت رساند و جنبش جهاد برای انتقام آنان تعدادی موشک شلیک کرد، حماس در این عملیات شرکت نکرد و به همین خاطر مورد انتقاد برخی از مبارزان فلسطینی قرار داشت.
ضمنا گزارش‌های امنیتی و اطلاعات محرمانه و برخی تحلیل‌ها هم نشان می‌داد اسراییل پس از پایان اعیاد یهودی به غزه حمله خواهد کرد. بنابراین حماس با آگاهی از طرح صهیونیست‌ها، دقیقا همزمان با عید یهودیان به آنان شبیخون زد تا غافلگیر نشود. اساسا در نبردی که تعداد نیروها و تجهیزات نظامی دو طرف یکسان نیست، کسانی که تجهیزات و نیروی کمتری دارند مجبورند از عامل غافلگیری استفاده کنند.

۲ – هتک حرمت مسجدالأقصی و خطر تخریب مسجد:
طی یک‌سال اخیر صهیونیست‌ها مکررا و به نحو فزاینده‌ای حرمت مسجدالأقصی را زیر پا گذاشته‌اند. پای یهودیان افراطی به برخی از بخش‌های مسجد که قبلا وارد نشده بودند نیز باز شد و قصد داشتند مراسم قربانی یهودی را در آنجا انجام دهند که به معنای شروع تخریب مسجد است. آنان در مواردی با سگ وارد مسجد شدند که محمد الضیف(فرمانده شاخه نظامی حماس)، در پیام صوتی و فرمان شروع عملیات طوفان الاقصی به این مسائل اشاره کرد. صهیونیست‌ها در ماه رمضان (فروردین ۱۴۰۲) صدها تن از زنان و مردان معتکف در مسجد الاقصی را به شکل بیرحمانه و توهین‌آمیزی بازداشت کردند. مسأله حفاری در زیر مسجد به بهانه‌ی کاوش برای یافتن آثار باستانی یهود نیز همواره نگران‌کننده بوده ولی در ماه‌های اخیر، نگرانی از تخریب مسجدالاقصی و قبة الصخره به اوج رسید. اگر هتک حرمت به مسجد بدون واکنش بمانَد، تخریب مسجد حتمی خواهد شد.

۳ – تشدید روند اخراج اهالی قدس و خشونت‌ورزی با نوامیس مسلمانان:
رژیم اسراییل در ماه‌های اخیر علاوه بر تجاوزهای سابق، به سطح جدیدتری وارد شد که علتش قدرت گرفتن افراطی‌ها در نظام سیاسی است. اخراج ... بقیه را در
ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: فلسطین, حماس, غزه, مقاومت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۷ آذر ۱۴۰۲ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا می‌توان به امام علی(ع) لقب ربّ داد؟

معنای ربّ چیست؟ آیا این کلمه را می‌توان برای امام علی(ع) به کار برد؟

ربوبیت یعنی چه؟ آیا امیرالمؤمنین(ع) رب الارض است؟

واژه‌ی «رَبّ» از ریشه (ر ب ب) و به معنای مالک، خداوندگار، صاحب‌اختیار، سَروَر، مدبّر، قیّم، مربّی و ولی‌نعمت می‌باشد و جمعِ آن، «أرباب» است(1). غالباً این واژه در فارسی به «پروردگار» ترجمه می‌شود ولی این ترجمه از سوی برخی از محققان با انتقاد مواجه شده است زیرا «ربّ» از ریشه (ر ب و) نیست و ارتباط اشتقاقی با «تربیت» به معنای «پرورش» ندارد(2). گرچه «تربیت» می‌تواند به عنوان یکی از ویژگیهای «ربّ» به شمار برود. برخی نیز معنای لغوی «رب» را با معنای اصطلاحی آن در قرآن متفاوت دانسته‌اند، همانطور که معنای «صلاة» در لغت، با معنای اصطلاحی آن در فرهنگ اسلامی تفاوت دارد(3).

واژه «ربّ» هرگاه با «ال» بیاید تنها بر خداوند اطلاق می‌شود گرچه قبل از اسلام به غیرخدا نیز گفته می‌شد. اما اگر بدون«ال» و به صورت مضاف به امور محدود و کم‌ارزش باشد -در موارد نادری- برای غیرخدا نیز به کار رفته است همچون: «رَبُّ الدابّةِ» یعنی «مالک چارپا» و «ربُّ الدّارِ» و «رَبُّ البیتِ» یعنی «صاحبِ خانه» و «رَبَّاتُ الحِجالِ» یعنی «زنانِ پرده‌نشین»(4). در عربی معاصر نیز «رَبّة البيت» به معنای «بانوی خانه» به کار می‌رود. در همه این موارد دیده می‌شود که مضاف الیه، از امور کم‌ارزش و محدود است که مالکیت انسان بر آنها دور از انتظار نیست. اما ترکیب «ربّ الارض» و «رب السماوات» ویژه خداست و برای غیر او سابقه ندارد.

معروف است که عبدالمطّلب به ابرهه گفت: «اِنّى اَنَا رَبُّ الإبِلِ وَ اِنَّ لِلبَیتِ ربّاً سَیمنَعُهُ» (5) یعنی «من، فقط صاحبِ شتران هستم و خانه‌ی خدا نیز خداوندگاری دارد که آن را حفاظت خواهد فرمود»

در قرآن واژه‌ی «رَبّ» چندین بار – به صورت مضاف به ضمیر - درباره غیر خداوند نیز بکار رفته که همگی از زبان یوسف(ع) و در مصر بوده است :

«قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أحْسَنَ مَثْوای» و نیز «أمَّا أحَدُکمَا فَیسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا» و «اُذْکرْنِی عِنْدَ رَبِّک فَأنْساهُ الشَّیطانُ ذِکرَ رَبِّهِ»، و نیز «ارْجِعْ إِلى‏ رَبِّک»(6)

بنابراین دستکم در مصر، بردگان و خادمان به اربابان و پادشاهانِ خود «ربّ» می‌گفتند. اما درباره عبارت «أأرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» که یوسف(ع) در مقام احتجاج با مشرکان بیان کرد گفته شده که در اینجا طبق عُرفِ مخاطبان خود سخن گفته زیرا در مقام جدال احسن برای ردّ خدایانِ مشرکان بوده است(7)

از این موارد نادر که بگذریم، واژه «ربّ» در قرآن و احادیث، صدها و هزاران بار برای خداوند به کار رفته است در ترکیباتی همچون: ربّ السموات و الارض، ربّ السموات، ربّ الارض، ربّ السماء و الارض، ربّ العالمین، ربّ کلّ شیء، ربّ العرش العظیم، ربّ الشعری، ربّ المشرق و المغرب، ربّ الفلق، ربّ الناس، ربّکم و ربّ آبائکم الاولین، ربّ هذه البلدة الذی حرّمها و ...

فرهنگ اسلامی و شیعی نیز کاملاً از این کاربردهای قرآنی و حدیثی پیروی می‌کند به گونه‌ای که استعمال واژه «رب» برای غیرخدا، کاملاً نامتعارف و ناروا شمرده می‌شود. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که مردی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: «السلام علیک یا ربّی!» پیامبر به او تَشَر زدند و فرمودند: «ربِّ من و تو، الله است»(8) همچنین طبق روایتی پیامبر اکرم(ص) از اینکه بردگان، مالک و مولای خود را «ربّ» بخوانند، نهی فرمود(9). بنابراین پیامبر اکرم(ص) هماهنگ با ادبیات قرآنی از کاربرد واژه «ربّ» درباره غیر خدا – چنانکه در جاهلیت معمول بود – نهی فرموده‌، آن را ناسازگار با ادب توحیدی شمرده‌اند.

گرچه استفاده از ترکیب «ربّ الارض» برای غیر خدا، با ادبیات قرآن و شخص پیامبر اکرم(ص) ناسازگار است، در روایتی ادعا شده که پیامبر اکرم(ص) از امام علی(ع) با عنوان «ربُّ الأرضِ بَعدی» یاد کرده‌اند(10)!! البته این روایت فقط در برخی از نسخه‌های کتاب منسوب به سلیم بن قیس هلالی آمده که تردیدهای جدی درباره متن و سند آن وجود دارد و قاعدتاً یا ناشی از «تصحیف» است یا به دست «غُلاة»(افراطی‌های قائل به الوهیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام) به این نسخه‌ها افزوده شده است. با اینهمه اگر فرض بگیریم که واقعا پیامبر (ص) چنین تعبیری را برای امیرالمؤمنین(ع) ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه کنید.


برچسب‌ها: تشیع, غلو و غلاة, مفاهیم قرآنی, نقد روایات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲ آذر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا اهل کتاب در زمان مهدی(عج) مجبور به مسلمان شدن خواهند شد؟

پرسش:
آیا پس از قیام مهدي (عج)، همه مسیحیان و یهودیان وارد اسلام می‌شوند و سایر ادیان آسمانی به کلی منقرض می‌گردند؟
پاسخ:
از برخی از عبارات قرآن می‌توان برداشت کرد که یهودیت و مسیحیت تا روز قیامت ادامه دارد. بنابراین حتی در زمان مهدی (عج) که حکومت عدل و توحید بر سراسر جهان مسلط خواهد شد، تعدادی یهودی و مسیحی باقی خواهند ماند و ان حضرت(عج) آزادی یهودیان و مسیحیان برای باقی ماندن بر دینشان را عملاً به رسمیت خواهد شناخت.
برخی از آیات که باقی بودنِ یهودیان و مسیحیان تا قیامت را تأیید می‌کنند عبارتند از:
1 - سوره مائده؛ آیه 64 :
وَقَالَتِ الیهُودُ یدُ اللَّهِ مَغلُولَةٌ غُلَّت أَیدِیهِم وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَل یدَاهُ مَبسُوطَتَانِ ینفِقُ کَیفَ یشَاءُ وَلَیزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیکَ مِن رَّبِّکَ طُغیانًا وَکفرًا وَأَلقَینَا بَینَهُمُ العَدَاوَةَ وَالبَغضَاءَ إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ کُلَّمَا أَوقَدُوا نَارًا لِّلحَربِ أَطفَأَهَا اللَّهُ وَیسعَونَ فِی الأَرضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا یحِبُّ المُفسِدِینَ
ترجمه: "و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت و بخشندگیِ) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد."
2 - سوره اَعراف؛ آیه 167:
وَإِذ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیبعَثَنَّ عَلَیهِم إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ مَن یسُومُهُم سُوءَ العَذَابِ إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ العِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ ‎
ترجمه:
"و (به یاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا روز قیامت، کسانی را بر آنها مسلّط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهند؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع، (و البته نسبت به توبه‌کاران) آمرزنده و مهربان است.
3 - سوره مائده؛ آیه 14
وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذنَا مِیثَاقَهُم فَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغرَینَا بَینَهُمُ العَدَاوَةَ وَالبَغضَاءَ إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ وَسَوفَ ینَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کانُوا یصنَعُونَ
ترجمه: "و از کسانی که ادّعای نصرانیّت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولی برخی از آنها بخش مهمّی از آنچه به آنان تذکّر داده شده بود فراموش کردند؛ از این رو در میان آنها، تا روز قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام می‌دادند (و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت. "
این آیه و آیات قبلش در همین سوره، درباره یهود و نصارا(مسیحیان) است و می‌فهمانَد که این دینها تا قیامت هستند زیرا تصریح فرموده که تا قیامت، بینِ آنها دشمنی و کینه وجود خواهد داشت.
ضمنا دستکم یکی از تفسیرهای آیه شریفه «لا اِکراهَ فِی الدین» اینست که از نظر شریعت اسلامی جایز نیست مسیحیان و یهودیان را مجبور به مسلمان شدن کنیم.


#مهدویت #امام_زمان (عج) #حقوق_بشر


برچسب‌ها: حقوق بشر, حقوق اقلیتها, مهدویت, امام زمان عج
+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

اگر مولا علی(ع) بلافاصله بعد از پیامبر اکرم(ص) به حکومت می‌رسید، چه می‌شد؟

پرسش 1:
اگر خلافت، غصب نمی‌شد و امام علی(ع) بلافاصله بعد از پیامبر اکرم(ص) به حکومت می‌رسید، وضعیت تاریخ اسلام چه می‌شد؟

پاسخ:
ما دقیقاً نمی‌دانیم اگر غصب خلافت توسط حزب سقیفه رخ نمی‌داد، کل روند تاریخ بشریت، چه می‌شد ولی می‌دانیم که شیطان، بیکار نمی‌نشست و بالأخره با مقداری تأخیر، شورش‌هایی بر ضد حکومت علی(ع) و اولادش به راه می‌انداخت و بعد هم نبردهای حق و باطل با فراز و نشیب‌هایی تداوم می‌یافت و شاید گاهی برخی از ائمه(ع) از قدرت ساقط می‌شدند و گاهی به قدرت باز می‌گشتند و گاهی عدل و شرع را در جامعه اجرا می‌کردند و گاهی نمی‌توانستند.
این تصور که اگر اصحاب پیامبر (ص) در آزمون ولایت رفوزه نمی‌شدند، قطعاً دنیا به بهشت تبدیل می‌شد، درست نیست زیرا امتحانات دیگری در قدم‌های بعدی پدیدار می‌شد و شیطان به پاتک و حملات دیگری دست می‌زد و گاهی در حملاتش موفق می‌شد.
آری اگر خلافت از همان آغاز غصب نمی‌شد، شورش منافقان به تأخیر می‌افتاد و کفّه‌ی مؤمنین تا مدت‌ها سنگین‌تر باقی می‌ماند و ما امروز به جای اینکه فقط 4 سال و 9 ماه را به عنوان حکومت امیرالمؤمنین(ع) و الگوی عدالت بشناسیم، از یک تجربه مثلا 60 ساله‌ی حکمرانی معصومان(ع) برخوردار بودیم و دستمان خیلی پُرتر بود.
اگر خلافت، غصب نمی‌شد شاید امیرالمومنین(ع) 30 سال حکومت عادلانه داشتند و در آن مدت، وضعیت خوبی برقرار بود و الگوی ارزشمندی برای بشریت بر جای می‌ماند ولی احتمالاً ایشان سرانجام به دست یکی از منافقین شهید می‌شدند و بعد هم امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هم سی سال حکومت میکردند ولی منافقین، شورش می کردند و امام حسين(ع) شهيد می‌شد و در دوره‌های بعدی هم گاهی ائمه(ع) از قدرت ساقط می‌شدند و گاهی به قدرت می‌رسیدند و مثلا دوره 11 امام بیش از 250 سال می‌شد و هنگامی که نوبت به مهدی(عج) می‌رسید احتمالاً باز هم مجبور به غیبت می‌شدند.
به طور کلی، هر نسلی دارای آزمایش‌های خاص خود است. نباید خیال کنیم اگر صحابه در آزمون‌ها موفق می‌شدند لزوما نسل بعدی هم موفق می‌شدند. خداوند می‌فرماید:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: تشیع, تاریخ اسلام, امامت, سنتهای الهی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

نظر امام علی(ع) درباره تذکر دادن به بدحجاب‌ها

آیا امیرالمومنین(ع) با تذکر دادن به بدحجابان مخالفت داشتند؟

پرسش:
آیا مطلب زیر که در برخی گروه‌ها نشر می‌شود، معتبر است؟
" امام علی (علیه‌السلام) با اصحاب خود نشسته بودند که زنی زیباروی از کنارشان گذشت و «چشم‌های همه اصحاب» به او خیره شد. امیر المؤمنین فرمودند: ((چشمهای این نرینِگان، حریصانه می‌نگرد و این، مایه تحریک آنان می‌شود. هرگاه یکی از شما، زنی را دید و از او خوشش آمد، با همسر خود آمیزش کند؛ زیرا که او نیز زنی مانند همسر خود اوست.)) نهج البلاغة، حکمت شماره ۴۲۰
با توجه به اینکه اصحاب امیرالمومنین، انسان‌های پاک و وارسته و کم‌نظیری بودند و در روایت، اشاره شده «همه اصحاب»، به آن زن خیره شدند قطعاً آن زن از حجاب عُرفی جامعه فاصله زیادی داشته اما امیرالمومنین هیچ تذکری به او ندادند، بلکه به اصحاب خود تذکر دادند که: «برادرم نگاهت!». بنابراین امام علی(ع) با هرگونه تذکر دادن به بدحجاب‌ها مخالف بودند."

پاسخ:
این مطلب حاوی تحریف در ترجمه‌ی روایت و نیز تفسیر شتابزده و نادرست است زیرا:
1 - در متن عربی روایت عبارت «همه اصحاب» وجود ندارد بلکه می‌گوید: «فَرَمَقَهَا القومُ بِأبصارِهِم» یعنی «حاضران به او خیره شدند». کلمه «کُلّ القوم» یا «جمیعُ الأصحاب» در متن عربی نیست بنابراین ممکن است فقط برخی از حاضران به آن زن نگاه کرده باشند. رجوع شود به : نهج البلاغه، حکمت شماره 420 در چاپ صبحی صالح و شماره 412 در چاپ فیض الاسلام.
2 - نباید تصور کرد که همه اصحاب امیرالمؤمنین(ع) بدون استثنا انسان‌های وارسته و مانند مالک اشتر بوده‌اند زیرا اگر چنین بود، آن حضرت با آن غربت و مظلومیت به شهادت نمی‌رسید. واقعیت اینست که تنها اقلیّتی از یاران امیرالمؤمنین(ع) دارای تقوا و بصیرتِ کافی بودند و بقیه، افرادی عادی بودند یا از ضعف عقیدتی و رفتاری رنج می‌بردند.
3 - در متن عربی روایت تصریح شده که یکی از خوارج(رَجلٌ مِن الخوارج) نیز جمله‌ای در آن محفل گفت. بنابراین دستکم یکی از حاضران در آن محفل از کسانی بود که بعدها به عنوان «خوارج» مشهور شدند. بنابراین قاعدتاً شمار دیگری نیز از افراد عادی یا منافقین یا افراد ضعیف الایمان در آن جمع حضور داشته‌اند.
4 – راوی در نقل ماجرا هیچگونه اشاره‌ای به «حجابِ نامتعارفِ آن زن» نکرده ولی به «زیبا بودنِ آن زن» تصریح کرده و همین را علتِ جلب توجه حاضران دانسته است. اگر آن زن فاقد حجاب یا نیمه‌عریان بود قطعاً راوی به این نکته اشاره می‌کرد و قاعدتاً امیرالمؤمنین(ع) نیز اظهار تأسف می‌کردند یا به آن زن، تذکرِ پدرانه می‌دادند.
5 – علاوه بر اینکه هیچ دلیلی نداریم که ... بقیه در ادامه مطلب بخوانید.


برچسب‌ها: حدیث, حجاب, نهی از منکر, سیره امیرالمومنین
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پاسخی به مخالفان سرود سلام فرمانده

حرف و حدیث ها درباره اجرای سرود سلام فرمانده در ورزشگاه آزادی

میگن: تعطیلی به خاطر آلودگی هوا و گرد و خاک فقط برای مدارس و ادارات و فوتبال بود ولی برای «سلام فرمانده» نبود!
پاسخ:
آلودگی و گرد و غبار در تهران در روزهای سه شنبه و چهارشنبه بود و دقیقا بخاطر همین هم اجرای سرود به پنجشنبه موکول شد که همه تهرانی‌ها دیدند که هوا مساعد بود.

میگن: پرتکلهای کرونایی فقط برای فوتبال حرام بود و برای سرودِ شما جایز بود!
پاسخ:
این احساس عموم مردم است که خطر کرونا در ماههای اخیر به شدت کاهش یافته و از آغاز فروردین بخاطر واکسیناسیون عمومی و کاهش فوتی‌ها ، محدودیت‌های کرونایی شدیدا کم شده و طی ماه‌های اخیر همه دورهمی های خانوادگی به راه بوده و سینماها، مدارس و حتی استخرها باز هستند.
اجرای «سلام فرمانده» در «فضای بازِ» و کاملا «خانوادگی» بود و همه کودکان و نوجوانان با والدین خودشان آمده بودند. یعنی همان کسانی که در خانه و در زیر یک سقف با هم زندگی می کنند حالا به مدت یکی دو ساعت در ورزشگاه آزادی در فضای باز در کنار هم حضور یافتند.
اگر سلامتی مردم برای نظام مهم نبود پس چرا برای دو سالِ متوالی یعنی سالهای 1399 و 1400 راهپیمایی 22 بهمن را به خاطر کرونا تعطیل کرد ؟!

میگن: در اجرای سلام فرمانده اختلاط دختر و پسر بوده!
پاسخ:
این هم درست نیست چون هرکسی با همسر و فرزندان خردسال و نوجوان خودش آمده بود و اینجور نبود که دختر و پسرهای نامحرم توی همدیگه بلولند! ضمنا در گذشته هم پیاده روی خانوادگی در شهرستانهای مختلف کشور به صورت هفتگی اجرا میشد که جمهوری اسلامی تشویق می‌کرد.

میگن: چرا در شب وفات امام صادق(ع)، جشن گرفتید؟!
پاسخ:
این هم تهمت هست چون اصلا جشن نبود بلکه یک «سرود حماسی به عشق امام زمان عج» بود. اتفاقا کسانی که در این مراسم شرکت کردند، روز بعد هم به مناسبت شهادت امام صادق(ع) عزاداری کردند. مراسم روز پنجشنبه، جشن و پارتی و پایکوبی نبوده بلکه «یک مراسم سرود دسته‌جمعی حماسی» بوده است.

میگن: اجرای «سلام فرمانده» بی‌توجهی به اندوهِ مردم آبادان پس از فاجعه برج متروپل است.
پاسخ:
اولا این مراسم، جشن نبود ثانیا چهار روز پس از حادثه آبادان بود. ثالثاً در ابتدای مراسم، با داغ‌دیدگانِ فاجعه آبادان همدردی و تسلیت گفته شد.

میگن: معلوم شد خوانندگی خانم‌ها اشکال نداره!
پاسخ:
تکخوانی خانم‌ها نبوده بلکه همخوانی دسته‌جمعی نوجوانان و کودکان و زنان و مردان بوده که هیچگاه ممنوع نبوده و قبلا هم سابقه داشته است.

#پاسخ به #شایعه ها و شبهات درباره سرود #سلام_فرمانده

 

 


برچسب‌ها: سلام فرمانده, گفتگو, پاسخ دینی, سیاسی
+ نوشته شده در  جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پاسخی به جناب حامد کاشانی درباره مقاله ای که درباره لعن با ذکر نام منتشر شد


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم الی یوم الدین


برخی از عزیزان در این روزها بخاطر یادداشت بنده با عنوان "لعن خلفا به اسم، در روایات معتبر نداریم!" به بنده اتهام زدند که "برائت را زیر سؤال برده ای" و "در شیعه بودنِ تو تردید وجود دارد" و ...
جناب حجت الاسلام حامد کاشانی نیز – برخلاف انتظار- در اینستاگرام استوری گذاشتند و بنده را به "حرکت در مسیر معاویه" متهم کردند!! غافل از آنکه مقاله بنده تلاشی برای بیان بخشی از تعالیم امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود.
برخی از عزیزان نیز از روی دلسوزی گفتند:"از آنجا که مقاله تو در سایت اخوت(http://okhowah.com/) که رویکرد تقریب و وحدت دارد منتشر شده، موجب بدنامی تو در بین شیعه خواهد شد"!! و توصیه کردند که از سایت اخوت درخواست کنم مقاله ام را حذف کنند. استدلال این گروه اینست که کلیّت مطالبِ سایت اخوت، مورد مخالفت برخی از مداحها، منبری ها و سلبریتی های مذهبی است که صدایشان بسیار رساتر از صدای امثال توست و نتیجه این بحثها اینست که تو را با انواع برچسبها و توهینها منزوی خواهند کرد.
در پاسخ عرض می کنم:
1 – از اظهارات منتقدان فهمیده می شود یادداشت بنده را با دقت نخوانده اند زیرا برخی از فضلا که فرصت ندارند یا اهمیتی به خواندن متن کامل نمی دهند و نگاهی به تیتر می کنند و دچار پیشداوری می شوند. البته برخی از عزیزان حتی اگر متن را کاملا بخوانند آنچنان عجولانه و با عینک بدبینی می خوانند که متوجه برخی از نکات ظریف نمی شوند.
بنابراین اولین پاسخ بنده به این عزیزان اینست که یکبار دیگر مقاله را کاملا و با دقت بخوانند و اگر مستنداتی بر خلاف عرایض بنده دارند منتشر کنند و دست از اظهارنظرهای عجولانه و احساسی بردارند.
2 – یادداشتِ اخیر که موجب جنجال شد، متن یک یادداشت شخصی است که سالها پیش در یک وبلاگ شخصی منتشر کردم و بعدها برخی از سایتها نیز همان را داوطلبانه نشر کردند. البته متنی که در سایت اخوت منتشر شده برخی از عباراتش ویرایش شده مثلا کلمه "حضرات" را به متن افزوده اند که در متن اولیه نبوده و انتخاب تیتر هم طبعا با خودشان بوده است. با اینهمه چون محتوای کلی این یادداشت تغییر نکرده و همچنان به درستی محتوایش ایمان دارم هیچ اقدامی برای حذف کردنش نخوام کرد بلکه اجمالاً اقدام سایت اخوت برای نشر این مقاله را می ستایم. اینکه امثال بنده به خاطر هراس از هیاهوی چند سلبریتی دینی و پیروانِ آنان، نظر علمی خودمان را پس بگیریم بر خلاف اخلاق است.
3 - این مقاله بدون درخواست بنده در سایت اخوت نشر شده و مسؤولان این سایت چون از رضایت بنده مطلع بودند آن را منتشر کرده اند و هروقت خودشان بخواهند حذف میکنند. بنده هیچگاه همکار یا ناظر محتوایی سایت اخوت نبوده و نیستم اما از هر مطلب درستی که نوشته ام دفاع می کنم.
4 – هرگاه منتقدان توانستند به جای کلی گویی و برچسب زدن، پاسخ علمی، مستند و منطقی ارائه کنند یعنی دستکم یک حدیث صحیح السند از معصومان (علیهم السلام) بیاورند که گفته باشد: "نام مقدسات اهل سنت را بیاورید و تظاهر به لعن با ذکر نام کنید" بنده از سایت اخوت درخواست خواهم کرد که این مقاله ام را حذف کند. مقصودم از حدیث صحیح الإسناد، حدیثی است که طبق مبنای علمای رجال شیعه همچون نجاشی و شیخ طوسی رضوان الله علیهما تمام راویانش شیعه امامی و موثق باشند نه روایتی که صرفا طبق مبانی اخباری ها یا فلان شخصیتِ متساهل، صحیح است.
5 - وقتی هیاهو می کنید ولی سند صحیحی ارائه نمی کنید پس خودتان هم می دانید که سند معتبری ندارید و دنبال بحث علمی نیستید. تا وقتی که با اینهمه امکانات رایانه ای و ... هیچ حدیث صحیح الإسنادی برای ترویج "لعن خلفا با ذکر نام" نیافته اید هرچه هیاهو کنید نادرستی ادعای خودتان را بیش از پیش ثابت می کنید.
در پایان از خدای بزرگ میخواهم زندگی و مرگ ما را همراه با "برائت کامل از سران کفر و ظلم" و "اعتقاد و پایبندی کامل به ولایت مولای متقیان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)" قرار دهد و توفیق دهد جهت‌گیری خود را با قرآن و اهل بیت (ع) هماهنگ کنیم و از افراط و تفریط بر حذر باشیم.

اسلام ملکی معاف

3 مرداد 1400

کلیدواژه ها: چرا سب و لعن و شتم ؟ - خلفا - خلفای ثلاثه - تقیه - مدارا - وحدت - تقریب - برادری - توهین - دشنام - فحاشی - اهل سنت - شیعه - اهل تسنن - تشیع - ولایت - برائت - تبری تبري - التبري - تقيه - تقريب - برادري - توهين - فحاشي - فحش - سنی ها - سني ها - سنیها - سنيها - تشيع - ولايت - حامد کاشانی - حامد کاشاني - حامد كاشاني - الوحدة - التقريب - التشيع - الشيعة - اللعن - البراءة - ابوبکر - عمر - عثمان - امیر المومنین علی علیه السلام - مولا علي عليه السلام - امام علی (ع) - خلیفه بلافصل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله - التقية - معاویه - معاويه - معاوية -

 


برچسب‌ها: لعن و سب, شیعه, اهل بیت, برائت
+ نوشته شده در  یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پاسخ به یک مسیحی درباره تاریخ اسلام و پیامبر (ص) – بخش دوم

پاسخ به سخنان مخالفان اسلام و پیامبر (ص) – بخش دوم


پرسش:

اخیرا ویدیویی از یک سخنران غیرمسلمان بر ضد تاریخ 1400 ساله اسلام منتشر شده که در آن مطالب زیر را بیان کرده و توقع اینست که درباره صحت آن نظر بدهید:
" محمد برای جذب یهودیها در اوایل کتاب قرآن از اهل کتاب به خوبی یاد می کند ولی وقتی یهودیها قرآن را نپذیرفتند به دشمنی و کشتار تبعید یهودیها دست زد. در واقع اسلام در 12 سال اول فقط یک جنبش معنوی بود ولی بعدا به یک نهضت سیاسی بعد از هجرت به مدینه تبدیل شد. محمد (ص) به یک جنگجوی نظامی تبدیل شد و به یهودیان اعلام جنگ کرد و به زور ، آنها را بیرون انداخت. "

پاسخ:
این مطلب صحت ندارد زیرا:


1 – انتقادهای قرآن از یهودیان هم در سوره های نخستین و هم در سوره های بعدی وجود دارد و همیشه همراه با انصاف است(1). خداوند در قرآن از برخی از یهودیان و مسیحیان و ... که دچار گناهان بزرگ همچون شِرک، تحریف دین و دشمنی با پیامبران، رباخواری و ظلم هستند انتقاد می‌کند(2) و از گروهی از پیروان این ادیان را که درستکار و منصف هستند تمجید می‌کند. حتی در سوره هایی که در مدینه و پس از تقابل بین مسلمانان و اقلیت یهودیانِ حومه این شهر پیش آمد قرآن درباره آنان منصفانه سخن می گوید و همه را به یک چوب نمی رانَد(3).


2 - دوره نخست تبلیغ پیامبر (ص) در مکه 13 سال بوده نه 12 سال. ضمنا اسلام از آغاز هم یک جنبش صرفا معنوی نبود بلکه یک مجموعه جامع برای اصلاح فرد، خانواده و روندهای حاکم بر جامعه بود. از محتوای سوره هایی که در سالهای نخست در مکه نازل شده اند فهمیده می شود که فقط به "معنویت فرد" توجه نداشته بلکه با نابسامانی‌های اجتماعی همچون تسلط یک گروه فاسد، رباخوار، خرافه پرست، و ظالم بر جامعه در تقابل بود(4) و دقیقا به همین خاطر بود که سران قبایل و اشرافِ مکه از همان سالهای نخست به ستیز با اسلام پرداختند و برده های مسلمانی همچون یاسر و سمیه را زیر شکنجه کشتند و بارها به جان پیامبر (ص) سوءقصد کردند. اگر اسلام در 13 سال نخست فقط بر معنویت تمرکز می کرد ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: تاریخ اسلام, پاسخ به شبهات, اسلام و یهودیت, واقعیات درباره اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۸ تیر ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پاسخ به یک مسیحی درباره تاریخ اسلام و پیامبر (ص) – بخش اول

پاسخ به سخنان یکی از مخالفان اسلام و پیامبر (ص) - بخش اول


پاسخ به سخنان مخالفان اسلام و پیامبر (ص) – بخش اول


پرسش:
اخیرا ویدیویی از یک خانم مسیحی بر ضد تاریخ 1400 ساله اسلام منتشر شده که در آن مطالب زیر را به زبان انگلیسی بیان کرده و توقع اینست که درباره اش نظر بدهید:
«محمد 12 سال در مکه به ترویج «وحی فرضی خود» پرداخت و «رفیق و مرید» جمع کرد ولی موفق نشد و فقط توانست فامیل و دوستان نزدیکش را به خودش جذب کند. بنابراین گفت اگر به مدینه که محل سکونت یهودیها و یک شهر تجاری است بروم دینم را قبول خواهند کرد. او کتاب «عهد عتیق»(تورات و ملحقات آن) را  دستکاری کرد تا دینش شبیه یهودیت شود و یهودی‌ها آن را بپذیرند. مثلا یهودیان گوشت خوک نمیخورند و مسلمانها نیز چنین هستند. یهودیها روزی چند بار نماز میخوانند و مسلمانها نیز اینگونه اند. یهودیها و مسلمانها هر دو روزهای مشخصی برای روزه گرفتن دارند.»

پاسخ:
مطلب بالا آمیخته ای از راست و دروغ و مغالطه است زیرا :

1 - دوره ای که محمد (ص) در مکه به تبلیغ اسلام مشغول بودند 13 بود نه 12 سال.

2 - وحی قرآن به محمد (ص) یک «وحی فرضی» یا «دروغین» نبود زیرا تعالیم او در راستای تعالیم سایر پیامبران و مطابق با عقل و فطرت است و مردمانی که با او دیدار داشتند صداقت را در رفتار او به روشنی می دیدند. او برای خود کاخی نساخت، ثروتی نیندوخت و پیامش حمایت از طبقات محروم و فقرا و زنان و برده ها بود و به همین خاطر مورد خشمِ نزولخوارها و اشرافِ بیرحم عربستان قرار گرفت. به همان دلایلی که نوح (ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی (ع) را پیامبر می دانیم و وحی خدا به آنان را قبول می کنیم وحی بر محمد (ص) نیز با دلایل مشابهی اثبات می شود که در این باره کتاب های زیادی نوشته شده است.

3 - اینکه گفته شود محمد (ص) در مکه می خواست رفیق و مرید جمع کند صحت ندارد. ایشان دنبال رها کردن مردم از خرافات و بت پرستی و قتل نوزادهای دختر و ظلم به زنها و برده ها و بی عفتی و ناپاکی و ... بود. محمد (ص) نمی گفت مریدِ من باشید یا دستم را ببوسید بلکه میگفت پاک و درستکار باشید و از ظلم و تبهکاری دوری کنید. در قرآن بیش از 800 بار به تفکر ، حکمت و دانایی، علم و نگریستنِ همراه با دقت به کائنات، روابط اجتماعی، تاریخ و انسان و ... توصیه شده است.

4 - اینکه گفته شود محمد (ص) چون در مکه نتوانست مرید جمع کند به مدینه رفت صحت ندارد زیرا محمد (ص) در مکه توانسته بود حدود 300 نفر از مردم را ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: تاریخ اسلام, پاسخ به شبهات, اسلام و یهودیت, واقعیات درباره اسلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا قرآن گفته ایرانیها باید زرتشتی بمانند و اسلام مخصوص عربهاست؟ - بخش اول


آیا قرآن می گوید اسلام مختص عربهاست؟ - بخش اول

پرسش:
آیا آیه زیر میگوید که محمد (ص) فقط برای عربها آمده و ایرانیان فقط باید از پیامبر ایرانی یعنی زرتشت تبعیت کنند؟
"ﻭَ ﻣﺎ ﺃَﺭﺳَﻠﻨﺎ ﻣِﻦ ﺭَﺳُﻮﻝٍ ﺇِﻟَّﺎ ﺑِﻠِﺴﺎﻥِ ﻗَﻮﻣِﻪِ"
«ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم به غیر از پیغمبری که به زبان آنان سخن بگوید»

پاسخ:
لطفا نکات زیر را با دقت و تمرکز بخوانید و به آن بیندیشید تا موضوع به خوبی روشن شود:
1 – در ترجمه ای که برای آیه ارائه کرده اند عمداً برخی کلمات را تکرار و چینش برخی واژگان را به نحو ظریفی ترتیب داده اند که نتیجه مورد علاقه خودشان را القا کند. ترجمه دقیق آیه اینست:
"هیچ پیغمبری ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﯾﻢ مگر ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ قومش"
2 - این آیه نمی گوید که دین هر پیامبر، مختص و منحصر به هم زبانان و هم نژادان اوست بلکه صرفاً درباره همانندی میان «زبان هر پیامبر» با «زبان قوم و قبیله او» که «اولین مخاطبِ او» هستند سخن می گوید. همانگونه که «هر گِردی گردو نیست» لزوما «قوم یک پیامبر» مساوی با «همه مخاطبان دینِ آن پیامبر» نیست.
خداوند در قرآن نفرموده که اسلام فقط برای عربها آمده ولی بر عربها به عنوان «قوم پیامبر» یعنی «نخستین مخاطبانِ قرآن» منت گذاشته که آخرین پیامبرِ را با زبانِ شما مبعوث کرده ایم و سخنانش را به آسانی می فهمید و بهانه ای برای عمل نکردن به تعالیم او ندارید. در واقع سپاسگزاری عرب‌ها از خدا و قدردانی آنان از حضرت محمد (ص) که از قبیله خودشان است باید دوبرابرِ نژادها و ملت‌های دیگر باشد.
وقتی مأموریت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در جزیرة العرب شروع شد کاملا طبیعی بود که تبلیغ را با زبانی شروع کند که زبانِ مادریِ مخاطبانِ نخستین یعنی عربهای حجاز باشد نه اینکه حتی اولین مخاطبانِ قرآن، نیازمند مترجم باشند. در گام بعدی وقتی گروه قابل توجهی از قوم و قبیله پیامبر ایمان آوردند بعدها همان تعالیم را به زبانهای دیگر نیز ترجمه و تبلیغ کردند.
3 - فرانژادی و جهانی بودنِ اسلام، اندیشه ای نیست که سالها پس از وفات پیامبر (ص) به وجود آمده باشد بلکه حتی در زمانی که محمد (ص) و خاندانش در مکه در اقلیت بودند و شکنجه می شدند آیه 19 سوره انعام نازل شد که فرمود هرکس که قرآن به او برسد، مخاطبِ قرآن است:
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا القُرآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ (سوره انعام؛ آیه 19)
ترجمه:
«و این قرآن بر من وحی شد تا شما و همه کسانی را که قرآن به آنها می‌رسد، هشدار دهم»
آیا پیام قرآن فقط به عربها رسیده است؟! آیا تعالیم اسلام همچون یکتاپرستی و بندگیِ خدا، نیکی به والدین و رسیدگی به نیازمندان فقط برای عربهاست؟! آیا دستورات صریح قرآن درباره پاکدامنی، آشتی، محبت و عدالت فقط برای عربها مفید است؟!
4 - آیا وقتی خدا در قرآن فرمود: «یا اَیُّهَا النّاس!»(ای مردم!) و «یا ایها الذین آمنوا»(ای اهل ایمان!» مقصودش فقط اهالی مکه و مدینه بود ... برای مطالعه بقیه ادامه مطلب را کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: قرآن و عربیت, اسلام و عربیت, زبان و نژاد عرب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا عیسی مسیح (ع) بر روز میلاد خود سلام فرستاده؟ چه دلیلی بر عصمت انبیا(ع) داریم؟

پرسش:
چرا عیسی (ع) وقتی در گهواره سخن گفت بر روز تولد و مرگ خودش درود فرستاد؟ این سخنان چه فایده ای برای ما دارد که در سوره مریم (س) آمده است؟

پاسخ:
عیسی (ع) به «روز تولد» یا «روز وفات خود» سلام نفرستاد بلکه گفت:
«وَ السَّلامُ عَلَيَّ یَومَ وُلِدتُ و یَومَ اَموتُ و یَومَ اُبعَثُ حَیّاً»(سوره مریم: آیه 33)
یعنی « سلامِ (خدا و  ...) بر من است در آن روز که متولد شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد»
بنابراین او از این حقیقت خبر داد که خداوند (و فرشتگان و انبیا و صالحان) به او درود می فرستند که نکته های زیر از آن فهمیده می شود:

1 - عیسی (ع) مثل همه انسانها دارای تولد و مرگ و قیامت است بنابراین معبود و خالق نیست بلکه بنده ی مخلوقِ خداست و از آغاز تا پایان، تحت امر، اراده و قدرت تکوینی و تشریعی خدا قرار دارد.
بیان این موضوع دارای ضرورت بود زیرا خدا  می دانست که مسیحیان در آینده درباره عیسی (ع) اغراق و غلو خواهند کرد و او را به عنوان «خدا» یا «پسر خدا» پرستش خواهند کرد بنابراین عیسی (ع) باید در اولین سخنانی که به صورت معجزه آسا در گهواره بیان می کند به بنده بودنِ خود اعتراف کند: «إِنِّي عَبْدُ اللّه»(سوره مریم: آیه 30) و سپس به تولد و مرگ و قیامتِ خود تصریح نماید تا با قومِ خود، اتمام حجت کرده باشد. روشن است که اگر کسی از مادر متولد شود قطعا خدا نیست. همچنین کسی که بمیرد و بعداً در قیامت دوباره با اراده خدا زنده و در پیشگاه خدا حاضر گردد، قطعا مخلوق و بنده خداست.

بیان این نکات در قرآن، برای مسلمانان نیز این فایده را دارد که درباره مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دچار غلو نشوند و آنها را همانند یا شبیه خداوند قلمداد نکنند زیرا هیچگاه هیچ کسی در ذات یا صفات یا افعالش، نظیر یا حتی شبیه خدا نیست: «لیس کمثله شیء»(سوره شوری: آیه 11)

2 - اینکه عیسی (ع) از تولد تا قیامت مشمول سلام خداوند است می تواند بر عصمت کاملِ او از لحظه تولد دلالت کند زیرا کسی که معصوم نیست دستکم در برخی از لحظات عمرش مشمول درود و رضایت الهی نیست.
این مقام معصومین (ع) است که همواره مورد سلام خدا و فرشتگان و انبیا (ع) هستند اما غیرمعصومان در هر لحظه ای که گناه می کنند مشمول سلامِ خداوند نیستند بلکه مورد غضب یا تهدید یا نارضایتی الهی هستند. بنابراین آیه 33 سوره مریم (س) می تواند دلیل بر معصوم بودنِ عیسی (ع) باشد.

عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis

#نکات_قرآنی #غلو #عیسی_بن_مریم (ع) #نقد_مسیحیت #عصمت_در_قرآن


برچسب‌ها: نکات قرانی, غلو, مسیحیت, عقاید اسلامی
+ نوشته شده در  جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا پیامبر (ص) از سینه ابوطالب (ره) شیر خورده؟ !!!


بررسی داستان شیر خوردن پیامبر (ص) از سینه ابوطالب !!

 

سوال:

آیا روایت زیر درباره شیر خوردن رسول الله (ص) از ابوطالب (ره) صحیح است؟

محمد بن يحيى عن سعد بن عبد الله عن إبراهيم بن محمد الثقفي عن علي بن المعلى عن أخيه محمد عن درست بن أبي منصور عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال:
لمّا وُلِد النبي (ص) مَكَثَ أيّاماً لَيسَ لَهُ لَبَنٌ، فَألقاهُ أبو طالبٍ على ثَديِ نَفسِه، فأنزلَ اللهُ فيه لَبَناً فَرَضَعَ مِنهُ أيّاماً حتّى وَقَعَ أبو طالِبٍ على حليمةَ السَّعديَّةَ فَدَفَعَهُ إلَيها.
📚منبع: الكليني، الكافي(چاپ دارالکتب الاسلاميه)، ج ۱، ص ۴۴۸ ، باب مولد النبي(ص) و وفاته.
ترجمه روایت:  
راوي نقل کرده که امام صادق (ع) فرمود: وقتی پیامبر (ص) به دنیا آمد چند روز بدون شیر به سر برد تا اینکه ابوطالب او را بر سینه خود افکند و خدا در سينه ابوطالب شیر نازل کرد که چند روز از آن شیر خورد تا اینکه ابو طالب، حلیمه سعدیه را یافت و کودک را (برای نگهداری) به او سپرد.

پاسخ کوتاه:
سند این روايت، صحیح یا معتبر نیست و متن آن نیز عجیب و مشکوک به نظر می آید و به طور کلی چنین ادعاهای عجیب و غریبی با یک سند ضعیف قابل اثبات نیست. ضمنا نشر اینگونه روایات، خواسته یا ناخواسته به تخریب وجهه اسلام و تشيع می انجامد.

نقد مفصّل روایت:
سند این روایت (یعنی زنجیره راویانی که این روایت را نقل کرده اند تا به کلینی رسیده) چنین است:
«محمد بن یحیی» از  «سعد بن عبد الله» از «إبراهیم بن محمد ثقفی» از «علی بن معلی» از برادرش «محمد بن المعلی» از «درست بن أبی منصور» از «علی بن أبی حمزه» از «أبوبصیر» از امام صادق (علیه السلام)  
در اینجا اگر از اول بشماریم نفر چهارم یعنی «علی بن المعلی» فردی مجهول الحال است زیرا نامی از او در کتب رجال شيعه نیست چه رسد به اینکه توثیق شده باشد(موثق نامیده شده باشد). در کتب حدیث نیز روایات بسیار اندکی از او نقل شده تا جایی که مجموع روایاتش در كتب اربعه و وسائل الشيعه با محاسبه مکررات، فقط 21 روایت است.
این فرد از برادرش محمد بن المعلی نقل کرده که این برادر حتی از خود او نیز ناشناخته تر است زیرا نه تنها نامی از او در کتب رجال نیست بلکه در کتب اربعه و وسایل الشیعه نیز صرفا همین یک روایت عجیب از او نقل شده است و بس!
بقیه رجال در این سلسله سند شناخته شده اند و اتهام جعل و تحریف در این مورد خاص به آنها نمی چسبد هرچند درباره انحراف مذهبی یا وثاقت برخی از آنها حرف و حديث هایی وجود دارد مثلا دو نفر از آنها به نامهای «درست بن ابی منصور» و «علی بن ابی حمزه»، پیرو مذهب واقفه هستند که قائل به مهدویت امام کاظم (ع) بودند و به شدت با امام رضا (ع) مخالفت می کردند(1)
در هر حال باید گفت چنین سندی طبق مبانی علمای رجال شیعه، ضعيف نامیده می شود مگر آنکه بخواهیم همانند اخباری ها قائل به صحت تمام روایات کتاب "کافی کلینی" شویم.
علامه مجلسي (ره) به ضعف سند این ماجرا تصریح کرده ... برای مطالعه بقیه اینجا را کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: نقد روایات, بررسی احادیث, علوم حدیث, ابوطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا جبرئیل (ع) داستان انقلاب ایران را برای حضرت فاطمه زهرا (س) بیان کرد؟

ماجرای جبرئیل و انقلاب ایران و امام خمینی!

پرسش:
اخیرا فیلمی از یکی از مبلغان دینی منتشر شده که مدعی شد «پس از وفات پیامبر (ص) که فاطمه (س) غمگین بودند جبرئیل با بیان خبر انقلاب اسلامی ایران، به آن حضرت دلداری داده است».
 آیا این مطلب ریشه در روایات دارد یا به کلی جعلی است؟

پاسخ:
هیچ روایتی که با سند صحیح در کتب قدیم شیعه، صریحا از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 یاد کرده باشد در اختیار نداریم و آنچه در فضای مجازی ادعا می شود ناشی از برداشت های سلیقه ای از برخی روایاتِ کلی و غیرصریح است.
روایتی که اخیرا این مبلغ محترم در یکی از شبکه های تلوزیونی به آن اشاره کرده، مدعی شده اند که «جبرئیل (ع) با اخبار انقلاب اسلامی ایران، به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آرامش می داد»، برداشتی سلیقه ای و توضیحی ناقص و نامناسب برای روایت زیر است:
کلینی با سند صحیح از امام صادق (ع) نقل کرده كه فرمود:
"إِنَّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعدَ رَسُولِ اللَّهِ ص خَمسَةً وَ سَبعِينَ يَوماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزنٌ‏ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبرَئِيلُ ع يَأتِيهَا فَيُحسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفسَهَا وَ يُخبِرُهَا عَن أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصحَفُ فَاطِمَةَ (ع)‏" (1)
ترجمه روایت:
"فاطمه س بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) 75 روز زندگی کرد و در این مدت به خاطر مصیبت پدر، به شدت محزون بود. جبرئیل (ع) نزد او می‌آمد، به او تسلیت گفته، به او دلداری می داد و درباره پدرش (پیامبر ص) و جایگاه او (در بهشت و در پیشگاه خدا) برایش سخن می گفت و از آنچه بعد از فاطمه در ذریه اش خواهد بود به او خبر می‌داد و علی (ع) آن اخبار (غیبی) را می نوشت که همان «مصحف فاطمه (س)» است."

توضیح:
در روایت بالا آمده که جبرئیل (ع) «آنچه را بعد از فاطمه در میان فرزندان و نوادگانش خواهد شد به ایشان اطلاع داد».
در روایات دیگری نیز داریم که یکی از فرشتگان الهی مطالبی درباره مسائل آینده برای حضرت فاطمه (س) بیان می کرد که وقتی امام علی (ع) آن مطالب را به رشته تحریر در آورد به شکل یک مصحف (کتاب) در آمد. حتی نقل شده که امام صادق (ع) وقتی شنیدند که فردی از سادات حسنی بر ضد حکومت وقت قیام کرده، پیش بینی فرمودند که این شخص به حکومت نخواهد رسید زیرا اسمش در کتابی که نزد ماست یافت نمی شود(2)
همچنین در برخی روایات آمده که فهرست ساداتی که در آینده به قدرت می رسند و نام اوصیاء(ائمه) در کتابی محرمانه به نام مصحف یا کتاب فاطمه (س) یا علی (ع) بوده که در اختیار عموم مردم نیست(3)
قاعدتاً اگر فرشته الهی مأموریت داشته که مطالبی برای دلداری و شادمان کردنِ فاطمه (س) بیان کند باید اخبار خوشِ آینده و مقامات والای معنوی ومادی که فرزندان و نوادگان ایشان به دست می آورند برای ایشان بیان شده باشد نه اخبار ناگوار. بنابراین در روایت بالا گرچه نامی از امام خمینی (رضوان الله علیه) برده نشده اما چون ایشان یکی از نوادگان حضرت زهرا (س) بود و به حکومت و مرجعیت رسیده، ممکن است چیزهایی درباره قیام او برای فاطمه (س) بیان شده باشد.
گفتنی است از حدود سال 170 هجری تاکنون دهها یا صدها تن از سادات در ایران، یمن، حجاز و شمال آفریقا به حکومت رسیده اند و بسیاری از آنان خدمات ارزشمندی به اسلام انجام داده اند همانگونه که بسیاری نیز به مرجعیت علمی و مقامات معنوی دست یافته اند.
بنابراین سخنان جنجالی که به عنوان «پیشگویی وقوع انقلاب اسلامی در زمان فاطمه (س)» بیان می شود «بیانِ دقیقِ متنِ حدیث» نیست بلکه «یک تحلیل و برداشتِ ذوقی» است که اظهار کردنِ آن در رسانه های جمعی مخصوصا اگر «به صورتِ ناقص و بدون مقدمه» باشد موجب اختلاف نظر و سوءظن در بین مؤمنان است و چه بسا بهانه ای به دشمنان تشیع شود.

پاورقی:
(1)  كليني، الکافی(چاپ قدیم)، ج1 ، ص: 241 و 458 و صفار، بصائر الدرجات، ج 1، ص: 154
(2)  كليني، الکافی(چاپ قدیم)، ج1 ، صص: 239-240
(3)  صفار، بصائر الدرجات، ج 1، صص: 168-170

 

کلمات کلیدی:

#امام_خمینی #حدیث #انقلاب_اسلامی

 


برچسب‌ها: امام خمینی, علایم ظهور, احادیث, نقد
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا نام امام خمینی (ره) در احادیث معصومان (ع) آمده است؟

پرسش:
آیا در حدیث داریم که در آینده کسی به نام «روح الله» به حکومت می‌رسد ؟


پاسخ:

1 – حديث صریحی نداریم که بگوید «در آخرالزمان کسی با نام روح الله به قدرت خواهد رسید» بلکه روایت متفاوتی وجود دارد که با دو متن و سند متفاوت از راویان شیعه و سنی نقل شده و می‌گوید گروهی از اهل بهشت هستند که «تحابّوا بِرَوح الله» یعنی کسانی هستند که «با لطف خاص خدا با هم صمیمی بوده اند».
وانگهی در این روایت، عبارت «روح الله» نداریم بلکه «رَوح الله»(با فتح راء) ذکر شده که اساساً نامِ شخص معینی نیست بلکه به معنای «رحمت و لطفِ شادی بخشِ خداوند» است چنانکه در سوره یوسف (ع) به همین معنا آمده است:
« ... لَا يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّـهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»(سوره یوسف؛ آیه 87)
ترجمه: " ... جز کافران، کسی از «رحمتِ مژده بخشِ خدا» نومید نشود "

2 – روایتی که عبارت «رَوح الله» در آن آمده و از طریق راوی اهل سنت نقل شده اینست که پیامبر (ص) فرمودند:
«إِنَّ مِنَ الْعِبَادِ عِبَاداً يَغْبِطُهُمُ الْأَنْبِيَاءُ- تَحَابُّوا بِرَوْحِ‏ اللَّهِ‏ عَلَى غَيْرِ مَالٍ وَ لَا عَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا، وُجُوهُهُمْ نُورٌ، لَا يَخَافُونَ إِذَا خَافَ النَّاسُ، وَ لَا يَحْزَنُونَ إِذَا حَزِنُوا»
ترجمه:
" برخی از بندگان خدا هستند که پیامبران نیز به آنان غبطه میخورند زیرا نه به خاطر مال و نعمتهای زودگذر دنیا بلکه با «رَوح الله»(عنایت الهی) با یکدیگر محبت داشته اند. (در قیامت) چهره های آنان، نورانی است و هنگامی که همه مردم در هراسند، نمی ترسند و در زمانی که همه اندوهگین شوند، محزون نمی شوند."
سپس پیامبر ص فرمود: " آنها علی (ع) و حمزه و جعفر و عقیل هستند".
منبع:حاکم حسکانی(متوفای 490هـ)، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج ‏1، ص: 354

ملاحظه:
این روایت نه تنها از نظر سند بلکه از نظر محتوا نیز اشکال دارد زیرا می‌گوید پیامبران الهی(صلوات الله علیهم اجمعین) به مقام عقیل (برادر امام علی علیه السلام) غبطه می‌خورند!! در حالی که از روایات دیگر فهمیده می شود که عقیل، دارای سوابق عالی یا مقامات والا نبوده است(صدوق، علل الشرائع، ج‏1، ص: 155 و ثقفی، الغارات (چاپ قدیم)، ج ‏2، ص: 379 و ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج ‏11، ص: 250)

3 – مجلسی نیز روایتی با متن متفاوت و سند شیعی از یکی از نسخه های کتاب بشارة المصطفی (ص) که پیامبر (ص) فرمودند:
« ... گروهی از ما هستند که (در پیشگاه خدا) بر منبرهایی از نور خواهند بود و چهره هایی منوّر و لباسهایی درخشان دارند و نورِ صورتشان، چشمِ ناظران را پُر می کند»
هریک از ابوبکر، زبیر و عبدالرحمن بن عوف به صورت جداگانه پرسیدند: «این افراد چه کسانی هستند؟» اما پیامبر (ص) ساکت ماند. سپس وقتی علی (ع) همین سؤال را پرسید، پیامبر (ص) فرمود:
« هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ‏ اللَّهِ‏ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ؛ أُولَئِكَ شِيعَتُكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُ‏ »
ترجمه: « آنان کسانی هستند که نه بر اساسِ معیارهای نَسَبی(قبیله ای و فامیلی) یا منافع اقتصادی بلکه با «رَوح الله» (رحمت الهی) با یکدیگر دوستی و محبت می کنند؛ ای علی! آنان شیعیانِ تو هستند و تو امامِ آنان هستی»
منبع: بحارالأنوار (چاپ بيروت) ؛ ج ‏65 ؛ ص: 139

این روایت گرچه سند محکمی ندارد اما محتوای معقولی دارد و با انبوهی از احادیث دیگر که درباره فضایل پیروانِ حقیقی امیرالمؤمنین(ع) نقل شده سازگاری دارد.
با اینهمه در اینجا نیز نگفته که فردی به نام «روح الله» به «حکومت» می رسد بلکه مضمونش اینست که رحمت و مژده آسمانی، موجب صمیمیت شیعیان راستینِ امیرالمؤمنین (ع) است».
بنابراین «رَوح الله» همان «لطف ویژه و فرحبخش الهی» است که شیعیانِ راستین به خاطر ایمان و پایبندی به ولایت امیرالمؤمنین (ع) از آن برخوردارند و در دنیا موجب صمیمیت بینِ آنان می شود و در آخرت نیز آنان را به بهشت خواهد رساند.

بنابراین کسانی که تصور کرده اند نام امام خمینی(رضوان الله علیه) در احادیث ذکر شده، دچار شتابزدگی و بی دقتی شده اند.

 

عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis

 

کلیدواژه ها : #روح_الله #آخرالزمان #علایم_ظهور #احادیث #نقد #امام_خمینی (ره) #انقلاب_اسلامی #جمهوری_اسلامی


برچسب‌ها: امام خمینی, علایم ظهور, احادیث, نقد
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا تعطیلی طواف کعبه علامت نزدیکی ظهور مهدی (عج) است؟


آیا « بسته شدن راه حج » از علایم ظهور است و در روایات معتبر آمده؟

برای هر شیعه معتقدی اهمیت دارد که روایات معتبر درباره علایم ظهور قائم آل محمد (عج) را از روایات نامعتبر و علامات جعلی تمیز دهد تا فریب ادعاها و شایعات را نخورد و از متن غافل نشده ، به حواشی سرگرم نگردد.
یکی از موضوعاتی که در سال (1395هـ ش) در هنگام مانع تراشی آل سعود بر سر تشرف ایرانیان به حج مطرح شد این بود که روایتی در فضای مجازی نشر شد که «بسته شدن راه حج» را از «علامات نزدیکی ظهور مهدی آل محمد(ص)» قلمداد می کرد. در زمستان امسال (1398) نیز وقتی به خاطر شیوع ویروس کرونای جدید (کووید 19) برای مدتی طواف خانه خدا و برگزاری مراسم عُمره تعطیل شد مجددا همان تحلیل‌ها درباره قریب الوقوع بودن قیام قائم آل محمد (عج) در فضای مجازی مطرح شد.
آنچه در ادامه می آید بحثی مستند در همین مورد است که در قالب یک پرسش و پاسخ ارائه می شود:
پرسش:
آیا روایت زیر که «بسته شدن راه کعبه » را به عنوان یکی از علایم ظهور قائم آل محمد (عج) معرفی می کند معتبر است؟
قال الإمامُ المهديُّ عليه السلام وقد سألَه عليُّ بنُ مهزيارَ : يا سيّدي!  متى يكونُ هذا الأمرُ ؟ ـ"  إذا حِيلَ بينَكُم و بينَ سبيلِ الكعبةِ " منبع: تفسير نور الثقلين، الحويزي، ج5، ص461، روایت شماره 4
ترجمه:
امام مهدى علیه السلام در پاسخ به این پرسش على بن مهزیار اهوازی که "سرورم! این امر (ظهور) کى خواهد بود؟ "  فرمود :" هنگامی که راه کعبه بر شما بسته شود."
 
پاسخ:
به دلایل زیر نمی توان به این روایت اعتماد کرد :
 1 - جستجوی رایانه ای در کتب قدیم حدیث شیعه نشان می دهد این روایت تنها روایتی است که «بسته شدن راه کعبه» را از «علائم ظهور قائم (عج)» قلمداد می کند بنابراین به حد استفاضه(شهرت) یا تواتر نمی رسد و مصداق «خبر واحد» است. چنین روایتی تنها در صورتی اعتبار دارد که شواهد و قرائن دیگری بر صحت آن داشته باشیم. در ادامه خواهیم دید که شواهد ، اعتماد به این روایت را تضعیف می کنند.
2- در این روایت خاص، وقتی ابن مهزیار درباره زمان ظهور پرسید امام(ع) قبل از هر سخنی به «بسته شدن راه کعبه (بر اهوازی ها یا عموم شیعیان)» اشاره کردند یعنی «بسته شدن راه کعبه بارزترین یا اصلی ترین علامت متصل به ظهور است» زیرا اگر چنین نبود از میان علامات مختلف ، به این مورد به عنوان نخستین و مهمترین علامت اشاره نمی شد. با اینهمه موضوع  «بسته شدن راه کعبه» در روایات متعددی که علامتهای حتمی و بارز ظهور را بیان کرده‌اند و از شهرت بسزایی برخوردارند نیامده است.[1] بنابراین نوعی ناسازگاری میان این روایت و روایات متعدد و مشهوری که درباره علائم ظهور در اختیار داریم دیده می شود.  
3- این روایت در واقع بخشی کوتاه از یک روایت طولانی است که به ماجرای «تشرف ابن مهزیار به محضر امام زمان(عج)» می پردازد. این روایت طولانی با چهار متن و سند متفاوت و به چهار شکل مختلف در کتب قرن 4 و 5 شیعه نقل شده[2] که علاوه بر اشکال محتوایی ، دستکم سه مورد از آنها، فاقد سند معتبر هستند. تفاوت فاحش میان ویرایش های مختلف آن به علاوه‌ی نقاط ضعف سندی ، متنی و محتوایی آنها ، مانع از اعتماد به آنها می شود. حداکثر شاید بتوان صرفا به مطالب مشترک میان این چهار ویرایش به شرطی که با شواهد دیگر تعارضی نداشته باشند اعتماد کرد.عبارتی که به «بسته شدن راه کعبه در آستانه ظهور» تصریح دارد تنها در دو ویرایش از این روایت که هر دو فاقد سند معتبر هستند نقل شده[3] و در ویرایشهای دیگر یافت نمی شود. ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

http://arabi-maleki.blogfa.com/post/527


برچسب‌ها: ظهور, علائم, آخرالزمان, مهدویت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پاسخ به پرسشی درباره فضیلت و چگونگی صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

پرسش:
آیا مطلب زیر صحت دارد و قابل انتشار است؟
" امام سجاد (ع) فرمود: «هرکس سه صلوات برای مادرم حضرت فاطمه(س) بفرستد تمامی گناهانش بخشیده میشود: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ»
به اندازه ارادتت به حضرت زهرا فوروارد کن و به اشتراک بگذار "

پاسخ:
1 - صلوات فرستادن بر هریک از خاندان پاک پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) قطعا فضیلت عظیمی دارد اما حدیث خاصی در منابع حدیث شیعه از امام سجاد (ع) درباره "بخشوده شدن گناهان در اثر سه صلوات بر حضرت زهرا (س)" نیافتیم. به نظر می رسد از جعلیات سالهای اخیر در فضای مجازی است و چه بسا نشر کردن اینگونه مطالب مصداق "افتراء به معصومان(ع)" و "نشر اکاذیب و احادیث جعلی" باشد.
درباره طریقه صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز عبارت " و السرّ المستودع فیها" در هیچ یک از احادیث نیامده و علما نیز توصیه نکرده اند بلکه توسط برخی از اشخاص، افزوده شده است.

2 - شیوه صلوات بر حضرت زهرا (س) که بیش از هزار سال بین علمای شیعه سابقه داشته و رایج بوده به صورت زیر است:
" صلّی اللهُ علی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِها و بَنیها "
این شیوه، گویا از ادبیات احادیث، الهام گرفته شده و البته می توان عبارت " بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ" را نیز به آخرش افزود زیرا ابهام یا اشکالی در محتوا ایجاد نمی کند.

3 - عبارت " و السرّ المستودَع فیها" در احادیث معتبر و کتب علمای شیعه یافت نمی شود و از افزودنی‌های سلیقه‌ای اشخاص است که معنای روشنی هم ندارد زیرا اگر "رازی در ایشان به ودیعت نهاده شده" باشد لزوما یک شخص نیست که بر او صلوات بفرستیم. اگر کسانی مقصودشان از افزودنِ این عبارت، اشاره کردن به حضرت محسن باشد باید بگوییم عبارت "بَنیها" (پسرانش)، جمع است و نه تنها شامل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است بلکه شاملِ محسن (ع) نیز هست پس لزومی ندارد صلوات رایج بین شیعیان که هزارسال سابقه داشته به خاطر نظرات شخصی خودمان دستکاری کنیم.

کانال ایتا و تلگرام بررسی سندیت و اعتبار روایات و احادیثی که در محافل مذهبی و فضای مجازی مطرح میشود👇
https://eitaa.com/shenakhtehadis

@shenakhtehadis

 

کلیدواژه ها - کلمات کلیدی: اللهم صل على فاطمة وأبيها و بعلها وبنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك - اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک - طریقه و صیغه و شیوه صلوات فرستادن بر حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها

 


برچسب‌ها: حدیث, شبهات
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا چون خدا رازق است پس به نابسامانی اقتصادی اعتراض نکنیم؟

پرسش:
آیا «ضعف ایمان مردم به رزاقیت الهی» در بروز اغتشاشات و اعتراضات اقتصادی آنها در موضوع افزایش یکباره قیمت بنزین نقش داشته است؟

پاسخ:
 مشکلاتی که با انتخاب افتضاح خودمان ایجاد میکنیم قرار نیست توقع داشته باشیم که با رزاق بودن الهی حل شود.

اینکه «خدا رازق است» یعنی روزی همه ما را به نحو کافی و وافی در این دنیا قرار داده است اما ظلم یا سوء تدبیر برخی از مسؤولان و تحریم‌های ظالمان و مستکبران خارجی موجب می شود فقط بخشی از روزی که «روزیِ قطعی» است به ما برسد و از بخش دیگر از روزی که منوط به شرایط دیگر است محروم بمانیم.

در واقع، روزی الهی دو بخش دارد:

1- بخشی که چه بخواهیم و چه نخواهیم تا زمان مرگ به ما میرسد و کسی نمی تواند مانع از آن شود یعنی آن مقدار از غذا و اکسیژن که برای زنده ماندن ما ضروری است.

2- بخشی که به دعای ما و تلاش ما و عادل بودن مردم و مسوولان و مساعد بودن شرایط و سایر عوامل مادی و معنوی بستگی دارد

البته هر دو بخش روزی را خدا میدهد زیرا خودش خالق همه چیز است اما بخش اول را بدون قید و شرط و بخش دوم را طبق شرایط عطا می فرماید.

مردم اگر به وضعیت اقتصادی، اعتراض دارند مربوط به بخش دوم روزی است که خداوند سبحان، آن را مشروط به عوامل دیگر از جمله تلاش و حسن تدبیر و دعا و ... کرده است.

بنابراین کسی که به گرانی ها اعتراض میکند لزوما به رازقیت خدا بدبین نیست.

در حدیثی از پیامبر اعظم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) آمده که « الرِّزقُ رِزقانِ؛ رزقٌ تَطلُبُهُ و رِزقٌ یَطلُبُکَ » (1)
ترجمه:
«روزی بر دو بخش است: روزی که تو به دنبالش می روی و روزی که خودش به دنبالت می آید».

---------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی:
(1) ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص:  82 و ابن بابویه (صدوق)، الأمالی، ص: 293 و من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 386 و نهج البلاغه (چاپ صبحی صالح)، نامه 31 ، ص: 404 و خصائص الائمة، ص: 117 و کراجکی، کنز الفوائد، ج2 ، ص: 197

 


عضویت در کانال پاسخ به پرسشهای دینی در ایتا و تلگرام:

https://eitaa.com/pasokhtext

https://t.me/pasokhtext


@pasokhtext

 

کلیدواژه ها: رازقيت - رزاقيت - رزاقية - رازقية - اعتراض - اغتشاش - آشوب - قیام - شورش - حکومت - حاکمیت - اقتصاد - روزی رسان - روزی‌رسان - رزّاق - رازق - الرزاق - الرازق  - بنزین - نرخ - قیمت - سهمیه - حسن روحانی - بیژن زنگنه - روحاني - بيژن - بنزين - قيمت


برچسب‌ها: حدیث, شبهات, دین و سیاست
+ نوشته شده در  یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

آیا واقعا ریش انسان از موی سگ کثیفتر است؟ - پاسخ به یک فضاسازی

پرسش:
اخیرا تلوزیون فارسی بی بی سی یک کلیپ منتشر کرده که در آن گفته شده که " تحقیقات علمی به وسیله دستگاه ام آر آی نشان می دهد میکروب های موجود در ریش انسانها بیش از پشم سگ است "
آیا این موضوع صحت دارد؟

 

پاسخ:
پیشنهاد می شود پاسخ را تا آخر بخوانید زیرا نکات جالب و احیانا جدیدی در آن خواهید یافت

1 - در کلیپِ مورد بحث، با هیچ دانشمند یا پژوهشگری مصاحبه نشده و به هیچ تحقیق یا مقاله علمی ارجاع داده نشده و به نظر می رسد صرفا یک "خبرسازی" با هدف "تمسخرِ افراد ریشو و متدینهای ایرانی" است. این کلیپ، صرفا یک گزارش تخیلی هست که طبق سفارش اتاق فکر بی بی سی و از طریق میکس کردن چند تصویر از ریش انسان و پشم سگ، با یک متن جعلی ساخته شده است و فاقد هرگونه سند علمی و ارزش خبری است و ...

2 - کلیپ منتشر شده گرچه فاقد اعتبار علمی است اما حتی اگر راست باشد عمومیت ندارد و صرفا درباره موارد خاصی که ادعا شده با دستگاه "اِم آر آی"!! آزمایش شده اند صادق است یعنی صرفا درباره ریش کارکنانِ شبکه انگلیسیِ بی بی سی درست است اما درباره ریش مسلمانانِ پاکی که علاوه بر استحمام و دوش گرفتن های فراوان، روزی چندبار وضو می گیرند و هر هفته چندبار غسل انجام می دهند مصداق ندارد.

3 - از نظر ما البته ریش یک داعشی که ابزار دستِ سازمان CIA و موساد و ملکه ی انگلستان است از هر سگ ولگردی کثیف تر است همانگونه که مدیران شبکه BBC  چه ریش بگذارند یا نگذارند، همانند داعشی ها پلید و ناپاکند زیرا ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

4 - کسانی که به کشورهای غربی سفر کرده اند می دانند که نظافتِ فردی و جمعیِ اکثر ایرانیان و مسلمانان از اکثر مردمِ کشورهای غربی به ویژه انگلستان، بسیار بهتر است و بسیاری از اروپاییها بوی متعفنِ بدنِ خود را با ادکلن، مخفی میکنند. برخی از پایتختهای غربی همچون پاریس به شدت کثیف هستند و برخی از شهرهای آمریکا مانند سانفرانسیسکو حتی با بحرانِ فراوانی مدفوع انسانی در کوچه ها و خیابانها رو به رو هستند. ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید
درباره وضعیت وخیم بهداشتی در خیابانهای کشورهای غربی به کانال تلگرامی " خارج بدون فیلتر  2025 " مراجعه فرمایید.

5 - خبرسازی و تبلیغ در فضای مجازی بر ضد ریش و آداب بومی و سنتیِ ایرانیان، با هدف تمسخرِ ادیان آسمانی و هویت ملی ما انجام می شود زیرا همه پیامبران همچون موسی (ع)، عیسی (ع) و محمد (ص) و همه امامانِ ما همچون امیرالمومنین (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) ریش داشتند.
همچنین مفاخر فرهنگ و ادبیاتِ ایران همچون فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ و ... همگی ریش داشته اند. همچنین بسیاری از پدربزرگ های مهربان ما گاهی یا همیشه ریش داشته اند یا دارند.

6 - حتی یک ایرانی بی دین، نمی تواند محاسن (ریش) را به تمسخر بگیرد زیرا همه بزرگان تمدن ایران از کوروش و بزرگمهر  گرفته تا انوشیروان و رستم و ... ریشو بودند و محاسن در فرهنگ و ادبیات پارسی، نماد "شرافت"، "مردانگی" و "اعتبار" بود تا جایی که به آن سوگند یاد می شد. به ویژه برای "ریشِ سفید" احترام بسیاری قائل بودند. .... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

8 - به شبکه بی بی سی که بودجه اش را مستقیماً از ملکه ی انگلستان میگیرد تا ایرانیان و مسلمانان را تحقیر کند پیشنهاد می کنیم یک گزارش هم پخش کند درباره اینکه ملکه های انگلیس تا قرن هفدهم، به ندرت (فقط چندبار در سال) استحمام می کردند زیرا بر این باور بودند که "شستن تمام بدن"، از رفتارهای طبقات فقیر است و شایسته خاندان های اصیل و سلطنتی نیست!! آنان فقط صورت خود را می شستند و برای پنهان کردنِ بوی بدِ بدنشان، لباس تمیز می پوشیدند و از عطر استفاده می کردند. حتی نقل شده که یکی از ملکه ها هفت سال از استحمام خودداری کرد!
همچنین درباره الیزابت ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید

 


برچسب‌ها: پاسخ به دروغ ها و شایعات, پاسخ به شبهات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

روایت معتبر درباره روز شهادت امام حسن مجتبی (ع) ؛ 28 صفر یا هفتم این ماه ؟


روایت معتبر درباره تاریخ شهادت امام حسن(ع) چه روزی است؟


نمونه ای از تحریف تاریخ در اثر اعتماد به غیرمتخصص و پیروی از فضاسازی برخی جریانهای مذهبی
 

   اینکه در سالهای اخیر برخی اصرار دارند شهادت امام مجتبی (ع) را در هفتم صفر وانمود کنند مستند محکمی ندارد.

   وقتی منابع تاریخی و حدیثی شیعه و سنی تا پایان قرن 7 را جستجو می کنیم هیچ نویسنده شیعه یا سنی نمی یابیم که گفته باشد شهادت امام حسن (ع) در اوایل صفر یا در هفتم صفر یا حتی در اواسط این ماه بوده است. عموم مورخان و محدثان شیعه « 28 صفر » یا « آخر صفر » را نقل کرده اند (1) و مورخان اهل سنت نیز یکی از روزهای آغازین ماه ربیع را مطرح کرده اند(2).  یعقوبی نیز گرچه شیعه است اوایل ربیع را ذکر کرده است(3).  

   اگر بخواهیم بین روایات مورخان سنی با روایات علمای شیعه سازگاری برقرار کنیم باید بگوییم وفات امام حسن (ع) تقریبا همزمان با سالروز وفات رسول الله ص بوده(اواخر صفر یا اوایل ربیع) بوده یا سه چهار روز دیرتر(طبق قول اهل سنت). بنابراین بسیار با اوایل ربیع نزدیک است لذا عجیب نیست که مورخان اهل سنت چند روز اشتباه کرده باشند و اوایل ربیع را مطرح کنند(4).

   بنابراین اینکه در سالهای اخیر یک جریان سازماندهی شده از منبری ها و مداحان محترم ، اصرار دارند شهادت امام مجتبی (ع) را در «هفتم صفر» وانمود کنند مبتنی بر روایت یا مستند محکمی نیست زیرا نخستین کتابی که این روز را به عنوان روز شهادت حضرت(ع) ذکر کرده کتاب «الدروس الشرعیه» نوشته «شهید اول»(قرن 8) است(5)  که گویا در نسخه خطی آن در هنگام استنساخ (رونویسی از روی نسخه خطی) اشتباه شده و عبارت «آخر صفر» به صورت «سابع صفر» ثبت شده است. پس از آن ، کفعمی نیز – قاعدتا در اثر اعتماد به نسخه کتاب «الدروس» - همین اشتباه را نقل کرده است(6).

   وقتی تنی چند از علمای معاصر ادعا می فرمایند که « مشهور این بوده که شهادت امام مجتبی(ع) در هفتم صفر رخ داده»!! باید از آن جهت باشد که این عزیزان صرفا سرگرم مباحث فقه و اصول هستند و فرصت مراجعه به کتب حدیث و تاریخ را ندارند ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


برچسب‌ها: معصومان, ع, مباحث تاریخی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

فلسفه حجاب و پوشش

چرایی حجاب و پوشش در اسلام

یکی گفت:
" حجاب یعنی حماقت ".

دیگری در پاسخش گفت:
اگر حجاب نشانه احمق بودن است آیا خود شما لخت مادرزاد از خانه بیرون می آیید و به دانشگاه یا محل کار می روید؟!
اگر حجاب نشانه احمق بودن هست پس چرا همه رؤسای جمهورهای دنیا با لباس کاملا پوشیده در محافل رسمی شرکت می کنند؟! چرا همسر رؤسای جمهور کشورها بدون لباس در انظار عمومی ظاهر نمیشوند؟!

   حجاب یعنی محیط خصوصی با محیط عمومی فرق دارد و هر جایی یک لباس خاص را می طلبد.
قرار نیست در حمام همانطور باشیم که در خیابان و محل کار. در هر جایی باید تمرکز بر امور مربوط به همان جا باشد. این نه تنها حماقت نیست بلکه عین فهیم بودن و زیرکی است. حجاب کاملا منطقی است.
   چند سال پیش کتابچه ای خواندم که در آن قوانین پوشش در دانشگاههای جهان جمع آوری و ترجمه شده بود. بسیاری از دانشگاهای معتبر دنیا قوانینی برای طرز پوشش دارند و در برخی از آنها تصریح شده که دامن خانمها باید دستکم تا زانو یا حتی بلندتر باشد تا تمرکز افراد در محیط علمی خدشه دار نشود. بنابراین فرق ما ایرانیها و مسلمانها با غربیها در این نیست که « آنها پوشش را قبول ندارند ولی ما قبول داریم » بلکه فرق در « مقدار پوشش » است. مسلمانان مقدار بیشتری از حجاب را در عرف خود رعایت می کنند ولی غربیها حجاب کمتری را رعایت می کنند اما ضرورت پوشش و پرهیز از عریانی ، مورد قبول همه است. فقط قبایل بدوی و حیوانات هستند که هیچگونه پوششی ندارند. اما دیگرانی که برای توجیهِ لخت بودن ، فلسفه بافی می کنند دچار بیماری روانی یا انحراف فکری و رفتاری هستند و عادی و متعادل نیستند.

#حجاب #پوشش #فلسفه_حجاب #اسلام #عفت #حیا #پاکی #روسری #ایران

کانال تلگرامی پاسخ متنی به شبهات:
@pasokhtext
@pasokhtext


برچسب‌ها: پاسخ به شبهات, حجاب شرعی
+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

سه مطلب درباره مرجع بزرگ ؛ علامه سید محمدحسین فضل الله (ره)

لینک سه مطلب من درباره مرجع بزرگ ؛ علامه سید محمدحسین فضل الله (ره)

1 - پیام استثنایی سید حسن نصرالله به مناسبت وفات علامه فضل الله (ره)
http://arabi-maleki.blogfa.com/post/510
http://arabi-maleki.blogfa.com/post/510

2- خاطره ای که هشت سال پیش درباره مرحوم علامه نوشتم:
http://www.arabi-maleki.blogfa.com/post/163
http://www.arabi-maleki.blogfa.com/post/163

3- پاسخی صادقانه به پرسشی عجیب درباره مرحوم علامه فضل الله
http://arabi-maleki.blogfa.com/post/509
http://arabi-maleki.blogfa.com/post/509


#فضل_الله_حب_ووفاء
#فضل_الله_حب_ووفاء


برچسب‌ها: حزب الله لبنان, بزرگان شیعه, علامه فضل الله
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

پرسش و پاسخی خواندنی درباره علامه فضل الله (ره)

 

پاسخی صادقانه به پرسشی عجیب درباره مرحوم علامه فضل الله

 

   وقتی برخی از دیدگاه های فقهی مرجع بزرگ ؛ علامه سید محمدحسین فضل الله (ره) را برای شماری از هموطنان عزیزم بیان کردم برخی از آنان گفتند:

" مگر فضل الله سنی نیست و همان نظرات وهابیها را ترویج نمی کند؟! پس چرا شما که خود را خاک پای اهل بیت(ع) می دانید گاهی فتواهای او را نقل می کنید؟! "

   قاعدتا چنین پرسشی درباره مرجع بزرگی همچون علامه فضل الله (رضوان الله علیه) که از مفاخر شیعه در سطح جهان به شمار می رفت باید بسیار عجیب دانسته شود اما برای من عجیب نبود زیرا می دانم که برخی از معمم ها و مقدس نمایان تا چه اندازه بی تقوا یا ساده دل و عجولند و هر تهمت و تحریفی را فورا نقل و منتشر می کنند. چنین پرسشی برای من قابل انتظار بود زیرا از وجود بی تقوایی و حسد در میان اطرافیان برخی از مراجع آگاهی دارم و می دانم که از برخی از این اطرافیان بعید نیست که گاهی حتی وجوهات شرعی و خمس را نه برای اعتلای مکتب اهل بیت (ع) بلکه برای تخریب « مراجع متعهد و آزاده و اندیشمندان نواندیش » صرف کنند چنانکه در طول تاریخ برای تخریب وجهه سید محسن امین ، سید ابوالحسن اصفهانی ، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء ، شیخ محمدجواد مغنیه ، شهید مرتضی مطهری ، شهید سید محمدباقر صدر ، امام خمینی و آیت الله خامنه ای و ... نیز سنگ تمام گذاشته اند و می گذارند.

    اما پاسخی که من به آن پرسش عجیب دادم نتیجه سالها مطالعه بیطرفانه ام بود و مسؤولیت آن را در پیشگاه خداوند تعالی و پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) بر عهده خواهم گرفت. پاسخ من .. بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

 


برچسب‌ها: معرفی کتاب, بزرگان شیعه, علامه فضل الله
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

بررسی سندیت دعای شرف الشمس برای انگشتر در 19 فروردین

پرسش :
    دعای زیر که اخیرا به عنوان « شرف الشمس » و با تشریفات خاصی در 19 فروردین بر انگشتر می نویسند ، چقدر معتبر است:
« اللهم انی أسألک بالهاء من اسمک الأعظم و بالثلاث العصي و الالف المقوم و بالمیم الطمیس الأبتر و بالسلم و بالأربعة التي هي كالكف بلا معصم و بالهاء المشقوقة و الواو المعظم صورة اسمک الشريف أن تصلي علی سیدنا محمد بعدد کل حرف جری به القلم و تقضي حاجتي و هي کذا و کذا » ؟

پاسخ کوتاه:
دعا و انگشتر شرف شمس مورد سفارش پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) نیست و با انگیزه های خاص و مشکوکی نشر می شود. روز 19 فروردین نیز تفاوتی با روزهای دیگر ندارد و از اوقات استجابت دعا نیست.

توضیحات بیشتر:
    جستجو با رایانه در منابع معتبر حدیث نشان می دهد اساسا چنین دعایی از معصومان (ع) نقل نشده است.
کسانی که این دعا را معتبر قلمداد می کنند هیچ سند معتبری برای ادعای خود ندارند. جستجوی رایانه ای نشان می دهد از تمام این دعا فقط صلواتش درست است و بقیه اش جعلی است.

   به نظر می رسد یکی از صوفی های سنی که اعتماد افراطی به علوم غریبه و خواص حروف داشته آن را جعل کرده است. قدیمی ترین منبعی که این دعا را دارد کتاب « شمس المعارف الکبری » تالیف یک صوفی از اهالی شمال آفریقا به نام « احمد البونی » است که در اوایل قرن 7 می زیست و به علوم غریبه و احتمالا جادوگری و ... اهتمام داشته است.

    در این دعای ساختگی اثری از مضامین عالی دعاهای اهل بیت (ع) نیست زیرا سازنده آن تنها خدا را به حروف الفبا سوگند داده تا حاجاتش برآورده شود!! در این دعا فقط بخش صلوات ، دارای محتوا و مضمون ارزشمند است که متأسفانه آن نیز تحریف شده زیرا نام « آل محمد » را از قلم انداخته اند.

   آنچه برای برآورده شدن حاجات توصیه می شود اینست که صلوات بر محمد و آل محمد ( بطور کامل) ، دعاها و زیارت های معتبر ( مانند تعقیبات نمازها ، زیارت امین الله ، زیارت عاشورا و ...) را بخوانیم و لزومی ندارد دعاهای مشکوک و عجیبی در روز نوزده فروردین و با تشریفات خاصی خوانده شود بلکه در هر زمانی میتوان دعا کرد.

    اساسا روز نوزدهم فروردین - که به اسم شرف الشمس - قلمداد می شود از اوقات خاص استجابت دعا نیست. زمان استجابت دعا در تعالیم اهل بیت (ع) مشخص شده مانند هنگام اذان ، بعد از نماز واجب ، هنگام سحر ، شب جمعه و ... و هر زمانی که دل انسان می شکند و اشک از چشمانش سرازیر می شود.

موضوع « انگشتر شرف الشمس » نیز یک آداب سلیقه ای است و ریشه ای در احادیث معصومین (ع) ندارد. مطالب عجیب و اغراق آمیزی که در این مورد نشر می شود گاهی با هدف اقتصادی و برای رونق کسب و کار کسانی است که در زمینه ساخت و فروش انگشتر فعالیت دارند.

گاهی نیز هدفشان مشغول کردن شیعیان به مطالب خرافی و عقاید عجیب غیراسلامی است که در درازمدت موجب میشود برنامه های عبادی با انبوهی دعاها و تشریفات بی اساس آمیخته شود.

 یادداشت مفید دیگری درباره شرف الشمس:

http://arabi-maleki.blogfa.com/post-458.aspx

کلیدواژه ها: حسن زاده آملی خرافات خرافه علوم غریبه جادو سحر طلسم خاتم شرف شمس شرف الشمس شمس الشموس جعلی جعلیات جعل تحریف خرافات دعا حدیث سند اسناد مستندات سندیت اعتبار بررسی نقد خرافات - حسن زاده آملی - صوفیه فلاسفه خرافات جادو علوم غریبه طلسم بخور سحر خرافه انگشتر عقیق فیروزه خواص خاصیت استجابت دعا جعل تحریف دروغ بی اساس


برچسب‌ها: نقد و بررسی روایات, نقد خرافات
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی  | 

مطالب قدیمی‌تر