معنای ربّ چیست؟ آیا این کلمه را میتوان برای امام علی(ع) به کار برد؟
واژهی «رَبّ» از ریشه (ر ب ب) و به معنای مالک، خداوندگار، صاحباختیار، سَروَر، مدبّر، قیّم، مربّی و ولینعمت میباشد و جمعِ آن، «أرباب» است(1). غالباً این واژه در فارسی به «پروردگار» ترجمه میشود ولی این ترجمه از سوی برخی از محققان با انتقاد مواجه شده است زیرا «ربّ» از ریشه (ر ب و) نیست و ارتباط اشتقاقی با «تربیت» به معنای «پرورش» ندارد(2). گرچه «تربیت» میتواند به عنوان یکی از ویژگیهای «ربّ» به شمار برود. برخی نیز معنای لغوی «رب» را با معنای اصطلاحی آن در قرآن متفاوت دانستهاند، همانطور که معنای «صلاة» در لغت، با معنای اصطلاحی آن در فرهنگ اسلامی تفاوت دارد(3).
واژه «ربّ» هرگاه با «ال» بیاید تنها بر خداوند اطلاق میشود گرچه قبل از اسلام به غیرخدا نیز گفته میشد. اما اگر بدون«ال» و به صورت مضاف به امور محدود و کمارزش باشد -در موارد نادری- برای غیرخدا نیز به کار رفته است همچون: «رَبُّ الدابّةِ» یعنی «مالک چارپا» و «ربُّ الدّارِ» و «رَبُّ البیتِ» یعنی «صاحبِ خانه» و «رَبَّاتُ الحِجالِ» یعنی «زنانِ پردهنشین»(4). در عربی معاصر نیز «رَبّة البيت» به معنای «بانوی خانه» به کار میرود. در همه این موارد دیده میشود که مضاف الیه، از امور کمارزش و محدود است که مالکیت انسان بر آنها دور از انتظار نیست. اما ترکیب «ربّ الارض» و «رب السماوات» ویژه خداست و برای غیر او سابقه ندارد.
معروف است که عبدالمطّلب به ابرهه گفت: «اِنّى اَنَا رَبُّ الإبِلِ وَ اِنَّ لِلبَیتِ ربّاً سَیمنَعُهُ» (5) یعنی «من، فقط صاحبِ شتران هستم و خانهی خدا نیز خداوندگاری دارد که آن را حفاظت خواهد فرمود»
در قرآن واژهی «رَبّ» چندین بار – به صورت مضاف به ضمیر - درباره غیر خداوند نیز بکار رفته که همگی از زبان یوسف(ع) و در مصر بوده است :
«قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أحْسَنَ مَثْوای» و نیز «أمَّا أحَدُکمَا فَیسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا» و «اُذْکرْنِی عِنْدَ رَبِّک فَأنْساهُ الشَّیطانُ ذِکرَ رَبِّهِ»، و نیز «ارْجِعْ إِلى رَبِّک»(6)
بنابراین دستکم در مصر، بردگان و خادمان به اربابان و پادشاهانِ خود «ربّ» میگفتند. اما درباره عبارت «أأرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیرٌ أمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» که یوسف(ع) در مقام احتجاج با مشرکان بیان کرد گفته شده که در اینجا طبق عُرفِ مخاطبان خود سخن گفته زیرا در مقام جدال احسن برای ردّ خدایانِ مشرکان بوده است(7)
از این موارد نادر که بگذریم، واژه «ربّ» در قرآن و احادیث، صدها و هزاران بار برای خداوند به کار رفته است در ترکیباتی همچون: ربّ السموات و الارض، ربّ السموات، ربّ الارض، ربّ السماء و الارض، ربّ العالمین، ربّ کلّ شیء، ربّ العرش العظیم، ربّ الشعری، ربّ المشرق و المغرب، ربّ الفلق، ربّ الناس، ربّکم و ربّ آبائکم الاولین، ربّ هذه البلدة الذی حرّمها و ...
فرهنگ اسلامی و شیعی نیز کاملاً از این کاربردهای قرآنی و حدیثی پیروی میکند به گونهای که استعمال واژه «رب» برای غیرخدا، کاملاً نامتعارف و ناروا شمرده میشود. در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که مردی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: «السلام علیک یا ربّی!» پیامبر به او تَشَر زدند و فرمودند: «ربِّ من و تو، الله است»(8) همچنین طبق روایتی پیامبر اکرم(ص) از اینکه بردگان، مالک و مولای خود را «ربّ» بخوانند، نهی فرمود(9). بنابراین پیامبر اکرم(ص) هماهنگ با ادبیات قرآنی از کاربرد واژه «ربّ» درباره غیر خدا – چنانکه در جاهلیت معمول بود – نهی فرموده، آن را ناسازگار با ادب توحیدی شمردهاند.
گرچه استفاده از ترکیب «ربّ الارض» برای غیر خدا، با ادبیات قرآن و شخص پیامبر اکرم(ص) ناسازگار است، در روایتی ادعا شده که پیامبر اکرم(ص) از امام علی(ع) با عنوان «ربُّ الأرضِ بَعدی» یاد کردهاند(10)!! البته این روایت فقط در برخی از نسخههای کتاب منسوب به سلیم بن قیس هلالی آمده که تردیدهای جدی درباره متن و سند آن وجود دارد و قاعدتاً یا ناشی از «تصحیف» است یا به دست «غُلاة»(افراطیهای قائل به الوهیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام) به این نسخهها افزوده شده است. با اینهمه اگر فرض بگیریم که واقعا پیامبر (ص) چنین تعبیری را برای امیرالمؤمنین(ع) ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه کنید.
برچسبها:
تشیع,
غلو و غلاة,
مفاهیم قرآنی,
نقد روایاتادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ آذر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
آیا پس از قیام مهدي (عج)، همه مسیحیان و یهودیان وارد اسلام میشوند و سایر ادیان آسمانی به کلی منقرض میگردند؟
پاسخ:
از برخی از عبارات قرآن میتوان برداشت کرد که یهودیت و مسیحیت تا روز قیامت ادامه دارد. بنابراین حتی در زمان مهدی (عج) که حکومت عدل و توحید بر سراسر جهان مسلط خواهد شد، تعدادی یهودی و مسیحی باقی خواهند ماند و ان حضرت(عج) آزادی یهودیان و مسیحیان برای باقی ماندن بر دینشان را عملاً به رسمیت خواهد شناخت.
برخی از آیات که باقی بودنِ یهودیان و مسیحیان تا قیامت را تأیید میکنند عبارتند از:
1 - سوره مائده؛ آیه 64 :
وَقَالَتِ الیهُودُ یدُ اللَّهِ مَغلُولَةٌ غُلَّت أَیدِیهِم وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَل یدَاهُ مَبسُوطَتَانِ ینفِقُ کَیفَ یشَاءُ وَلَیزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیکَ مِن رَّبِّکَ طُغیانًا وَکفرًا وَأَلقَینَا بَینَهُمُ العَدَاوَةَ وَالبَغضَاءَ إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ کُلَّمَا أَوقَدُوا نَارًا لِّلحَربِ أَطفَأَهَا اللَّهُ وَیسعَونَ فِی الأَرضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا یحِبُّ المُفسِدِینَ
ترجمه: "و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت و بخشندگیِ) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، میبخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها میافزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش میکنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد."
2 - سوره اَعراف؛ آیه 167:
وَإِذ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیبعَثَنَّ عَلَیهِم إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ مَن یسُومُهُم سُوءَ العَذَابِ إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ العِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه:
"و (به یاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا روز قیامت، کسانی را بر آنها مسلّط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهند؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع، (و البته نسبت به توبهکاران) آمرزنده و مهربان است.
3 - سوره مائده؛ آیه 14
وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ أَخَذنَا مِیثَاقَهُم فَنَسُوا حَظًّا مِّمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغرَینَا بَینَهُمُ العَدَاوَةَ وَالبَغضَاءَ إِلَىٰ یومِ القِیامَةِ وَسَوفَ ینَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کانُوا یصنَعُونَ
ترجمه: "و از کسانی که ادّعای نصرانیّت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم؛ ولی برخی از آنها بخش مهمّی از آنچه به آنان تذکّر داده شده بود فراموش کردند؛ از این رو در میان آنها، تا روز قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام میدادند (و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت. "
این آیه و آیات قبلش در همین سوره، درباره یهود و نصارا(مسیحیان) است و میفهمانَد که این دینها تا قیامت هستند زیرا تصریح فرموده که تا قیامت، بینِ آنها دشمنی و کینه وجود خواهد داشت.
ضمنا دستکم یکی از تفسیرهای آیه شریفه «لا اِکراهَ فِی الدین» اینست که از نظر شریعت اسلامی جایز نیست مسیحیان و یهودیان را مجبور به مسلمان شدن کنیم.
#مهدویت #امام_زمان (عج) #حقوق_بشر
برچسبها:
حقوق بشر,
حقوق اقلیتها,
مهدویت,
امام زمان عج
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش 1:
اگر خلافت، غصب نمیشد و امام علی(ع) بلافاصله بعد از پیامبر اکرم(ص) به حکومت میرسید، وضعیت تاریخ اسلام چه میشد؟
پاسخ:
ما دقیقاً نمیدانیم اگر غصب خلافت توسط حزب سقیفه رخ نمیداد، کل روند تاریخ بشریت، چه میشد ولی میدانیم که شیطان، بیکار نمینشست و بالأخره با مقداری تأخیر، شورشهایی بر ضد حکومت علی(ع) و اولادش به راه میانداخت و بعد هم نبردهای حق و باطل با فراز و نشیبهایی تداوم مییافت و شاید گاهی برخی از ائمه(ع) از قدرت ساقط میشدند و گاهی به قدرت باز میگشتند و گاهی عدل و شرع را در جامعه اجرا میکردند و گاهی نمیتوانستند.
این تصور که اگر اصحاب پیامبر (ص) در آزمون ولایت رفوزه نمیشدند، قطعاً دنیا به بهشت تبدیل میشد، درست نیست زیرا امتحانات دیگری در قدمهای بعدی پدیدار میشد و شیطان به پاتک و حملات دیگری دست میزد و گاهی در حملاتش موفق میشد.
آری اگر خلافت از همان آغاز غصب نمیشد، شورش منافقان به تأخیر میافتاد و کفّهی مؤمنین تا مدتها سنگینتر باقی میماند و ما امروز به جای اینکه فقط 4 سال و 9 ماه را به عنوان حکومت امیرالمؤمنین(ع) و الگوی عدالت بشناسیم، از یک تجربه مثلا 60 سالهی حکمرانی معصومان(ع) برخوردار بودیم و دستمان خیلی پُرتر بود.
اگر خلافت، غصب نمیشد شاید امیرالمومنین(ع) 30 سال حکومت عادلانه داشتند و در آن مدت، وضعیت خوبی برقرار بود و الگوی ارزشمندی برای بشریت بر جای میماند ولی احتمالاً ایشان سرانجام به دست یکی از منافقین شهید میشدند و بعد هم امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هم سی سال حکومت میکردند ولی منافقین، شورش می کردند و امام حسين(ع) شهيد میشد و در دورههای بعدی هم گاهی ائمه(ع) از قدرت ساقط میشدند و گاهی به قدرت میرسیدند و مثلا دوره 11 امام بیش از 250 سال میشد و هنگامی که نوبت به مهدی(عج) میرسید احتمالاً باز هم مجبور به غیبت میشدند.
به طور کلی، هر نسلی دارای آزمایشهای خاص خود است. نباید خیال کنیم اگر صحابه در آزمونها موفق میشدند لزوما نسل بعدی هم موفق میشدند. خداوند میفرماید:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.
برچسبها:
تشیع,
تاریخ اسلام,
امامت,
سنتهای الهیادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی
|
ماجرای استفتای خلیفه دوم از امام علی (علیه السلام)
کلینی با سند موثق از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود:
"زنی در مدینه بود که نزد او رفت و آمد میشد{یعنی مردان برای فحشاء به خانهاش میرفتند}. خبر به عُمَر (خلیفه دوم) رسید. عمر افرادی را نزد آن زن فرستاد و او را ترساند و دستور داد تا او را بیاورند. زن {که باردار بود}، ترسید و درد زایمانش شروع شد، {در بین راه} به خانهای رفت و نوزاد پسری به دنیا آورد. صدای گریهی نوزاد، بلند شد {یعنی زنده به دنیا آمد} اما اندکی بعد، {چون زودهنگام و نارَس متولد شده بود} فوت کرد.
عُمَر به خاطر ترساندنِ آن زن و مرگ نوزاد، بسیار نگران شد.
برخی از مشاورانش به او گفتند: «ای امیر مؤمنان! شما هیچ تقصیری نداشتهاید و تکلیفی ندارید». برخی نیز گفتند: «مگر چه شده است؟!»{یعنی حادثهی مهمی رخ نداده و نیاز نیست خودتان را ناراحت کنید}.
عمر گفت: از ابوالحسن(علي بن ابیطالب علیه السلام) بپرسید {که تکلیفِ شرعیِ من چیست؟}.
ابوالحسن(علیه السلام) فرمود: «اگر خودتان {طبقِ دانستههای دینیِ ناقصتان} اجتهاد میکردید، به حکم شرعی نمیرسیدید و اگر {صرفاً} بر اساس سلیقهی شخصی، نظر میدادید، {باز هم} به خطا رفته بودید.»
سپس فرمود: «پرداختنِ دیهی پسربچه بر تو لازم است»"
ملاحظات:
1 - اینکه امام صادق(علیه السلام) فرموده باشند: «عُمَر به خاطر ترسیدنِ آن زن و مرگ نوزاد، بسیار نگران شد» به دو گونه قابل تفسیر است: نخست اینکه «خلیفه واقعاً عذاب وجدان گرفت» دوم اینکه «برای آبرو و مشروعیت خود در افکار عمومی دچار نگرانی شد».
2 - علامه مجلسی درباره سند این حدیث می گوید: «مُوَثَّقٌ عَلَی الظاهر» (مرآة العقول، ج24، ص: 209)
3 - عموم فقهای شیعه، بر اساس همین حدیث فتوا دادهاند که در موارد مشابه، دیهی مقتول باید پرداخت شود ولی درباره اینکه آیا دیه باید از جیب حاکم و عاقلهی او داده شود یا از بیتالمال پرداخت گردد، اختلاف نظر دارند.
متن عربی حدیث:
11- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
كَانَتِ امْرَأَةٌ بِالْمَدِينَةِ تُؤْتَى فَبَلَغَ ذَلِكَ عُمَرَ فَبَعَثَ إِلَيْهَا فَرَوَّعَهَا وَ أَمَرَ أَنْ يُجَاءَ بِهَا إِلَيْهِ فَفَزِعَتِ الْمَرْأَةُ فَأَخَذَهَا الطَّلْقُ فَانْطَلَقَتْ إِلَى بَعْضِ الدُّورِ فَوَلَدَتْ غُلَاماً فَاسْتَهَلَّ الْغُلَامُ ثُمَّ مَاتَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ مِنْ رَوْعَةِ الْمَرْأَةِ وَ مِنْ مَوْتِ الْغُلَامِ مَا شَاءَ اللَّهُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ جُلَسَائِهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا عَلَيْكَ مِنْ هَذَا شَيْءٌ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ وَ مَا هَذَا قَالَ سَلُوا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ لَهُمْ أَبُو الْحَسَنِ ع لَئِنْ كُنْتُمُ اجْتَهَدْتُمْ مَا أَصَبْتُمْ وَ لَئِنْ كُنْتُمْ قُلْتُمْ بِرَأْيِكُمْ لَقَدْ أَخْطَأْتُمْ ثُمَّ قَالَ عَلَيْكَ دِيَةُ الصَّبِيِّ.
برخی از منابع حدیث:
کلینی، الكافي (چاپ الإسلامية)، ج7، ص: 374
شیخ طوسی، تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)، ج10، ص: 312
محمدتقی مجلسی، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (چاپ قديم)، ج10، ص: 302
فیض کاشانی، الوافي، ج16، ص: 821 و شیخ حر عاملی، وسائل الشيعة(چاپ مؤسسه ال البیت ع)، ج29، ص: 268
علامه محمدباقر مجلسی، ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج16، ص: 682
همو، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج24، ص: 209 .
#گشت_ارشاد #حقوق_شهروندی #قضاوتهای_امام_علی علیه السلام
شناسه کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
عضویت در کانال واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/KXT1MbWtDTJ10clN97hAt2
برچسبها:
اهل بیت,
ع,
گشت ارشاد,
خلفا
+ نوشته شده در سه شنبه ۵ مهر ۱۴۰۱ساعت   توسط اسلام ملکی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم الی یوم الدین
برخی از عزیزان در این روزها بخاطر یادداشت بنده با عنوان "لعن خلفا به اسم، در روایات معتبر نداریم!" به بنده اتهام زدند که "برائت را زیر سؤال برده ای" و "در شیعه بودنِ تو تردید وجود دارد" و ...
جناب حجت الاسلام حامد کاشانی نیز – برخلاف انتظار- در اینستاگرام استوری گذاشتند و بنده را به "حرکت در مسیر معاویه" متهم کردند!! غافل از آنکه مقاله بنده تلاشی برای بیان بخشی از تعالیم امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود.
برخی از عزیزان نیز از روی دلسوزی گفتند:"از آنجا که مقاله تو در سایت اخوت(http://okhowah.com/) که رویکرد تقریب و وحدت دارد منتشر شده، موجب بدنامی تو در بین شیعه خواهد شد"!! و توصیه کردند که از سایت اخوت درخواست کنم مقاله ام را حذف کنند. استدلال این گروه اینست که کلیّت مطالبِ سایت اخوت، مورد مخالفت برخی از مداحها، منبری ها و سلبریتی های مذهبی است که صدایشان بسیار رساتر از صدای امثال توست و نتیجه این بحثها اینست که تو را با انواع برچسبها و توهینها منزوی خواهند کرد.
در پاسخ عرض می کنم:
1 – از اظهارات منتقدان فهمیده می شود یادداشت بنده را با دقت نخوانده اند زیرا برخی از فضلا که فرصت ندارند یا اهمیتی به خواندن متن کامل نمی دهند و نگاهی به تیتر می کنند و دچار پیشداوری می شوند. البته برخی از عزیزان حتی اگر متن را کاملا بخوانند آنچنان عجولانه و با عینک بدبینی می خوانند که متوجه برخی از نکات ظریف نمی شوند.
بنابراین اولین پاسخ بنده به این عزیزان اینست که یکبار دیگر مقاله را کاملا و با دقت بخوانند و اگر مستنداتی بر خلاف عرایض بنده دارند منتشر کنند و دست از اظهارنظرهای عجولانه و احساسی بردارند.
2 – یادداشتِ اخیر که موجب جنجال شد، متن یک یادداشت شخصی است که سالها پیش در یک وبلاگ شخصی منتشر کردم و بعدها برخی از سایتها نیز همان را داوطلبانه نشر کردند. البته متنی که در سایت اخوت منتشر شده برخی از عباراتش ویرایش شده مثلا کلمه "حضرات" را به متن افزوده اند که در متن اولیه نبوده و انتخاب تیتر هم طبعا با خودشان بوده است. با اینهمه چون محتوای کلی این یادداشت تغییر نکرده و همچنان به درستی محتوایش ایمان دارم هیچ اقدامی برای حذف کردنش نخوام کرد بلکه اجمالاً اقدام سایت اخوت برای نشر این مقاله را می ستایم. اینکه امثال بنده به خاطر هراس از هیاهوی چند سلبریتی دینی و پیروانِ آنان، نظر علمی خودمان را پس بگیریم بر خلاف اخلاق است.
3 - این مقاله بدون درخواست بنده در سایت اخوت نشر شده و مسؤولان این سایت چون از رضایت بنده مطلع بودند آن را منتشر کرده اند و هروقت خودشان بخواهند حذف میکنند. بنده هیچگاه همکار یا ناظر محتوایی سایت اخوت نبوده و نیستم اما از هر مطلب درستی که نوشته ام دفاع می کنم.
4 – هرگاه منتقدان توانستند به جای کلی گویی و برچسب زدن، پاسخ علمی، مستند و منطقی ارائه کنند یعنی دستکم یک حدیث صحیح السند از معصومان (علیهم السلام) بیاورند که گفته باشد: "نام مقدسات اهل سنت را بیاورید و تظاهر به لعن با ذکر نام کنید" بنده از سایت اخوت درخواست خواهم کرد که این مقاله ام را حذف کند. مقصودم از حدیث صحیح الإسناد، حدیثی است که طبق مبنای علمای رجال شیعه همچون نجاشی و شیخ طوسی رضوان الله علیهما تمام راویانش شیعه امامی و موثق باشند نه روایتی که صرفا طبق مبانی اخباری ها یا فلان شخصیتِ متساهل، صحیح است.
5 - وقتی هیاهو می کنید ولی سند صحیحی ارائه نمی کنید پس خودتان هم می دانید که سند معتبری ندارید و دنبال بحث علمی نیستید. تا وقتی که با اینهمه امکانات رایانه ای و ... هیچ حدیث صحیح الإسنادی برای ترویج "لعن خلفا با ذکر نام" نیافته اید هرچه هیاهو کنید نادرستی ادعای خودتان را بیش از پیش ثابت می کنید.
در پایان از خدای بزرگ میخواهم زندگی و مرگ ما را همراه با "برائت کامل از سران کفر و ظلم" و "اعتقاد و پایبندی کامل به ولایت مولای متقیان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)" قرار دهد و توفیق دهد جهتگیری خود را با قرآن و اهل بیت (ع) هماهنگ کنیم و از افراط و تفریط بر حذر باشیم.
اسلام ملکی معاف
3 مرداد 1400
کلیدواژه ها: چرا سب و لعن و شتم ؟ - خلفا - خلفای ثلاثه - تقیه - مدارا - وحدت - تقریب - برادری - توهین - دشنام - فحاشی - اهل سنت - شیعه - اهل تسنن - تشیع - ولایت - برائت - تبری تبري - التبري - تقيه - تقريب - برادري - توهين - فحاشي - فحش - سنی ها - سني ها - سنیها - سنيها - تشيع - ولايت - حامد کاشانی - حامد کاشاني - حامد كاشاني - الوحدة - التقريب - التشيع - الشيعة - اللعن - البراءة - ابوبکر - عمر - عثمان - امیر المومنین علی علیه السلام - مولا علي عليه السلام - امام علی (ع) - خلیفه بلافصل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله - التقية - معاویه - معاويه - معاوية -
برچسبها:
لعن و سب,
شیعه,
اهل بیت,
برائت
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پاسخ به سخنان مخالفان اسلام و پیامبر (ص) – بخش دوم
پرسش:
اخیرا ویدیویی از یک سخنران غیرمسلمان بر ضد تاریخ 1400 ساله اسلام منتشر شده که در آن مطالب زیر را بیان کرده و توقع اینست که درباره صحت آن نظر بدهید:
" محمد برای جذب یهودیها در اوایل کتاب قرآن از اهل کتاب به خوبی یاد می کند ولی وقتی یهودیها قرآن را نپذیرفتند به دشمنی و کشتار تبعید یهودیها دست زد. در واقع اسلام در 12 سال اول فقط یک جنبش معنوی بود ولی بعدا به یک نهضت سیاسی بعد از هجرت به مدینه تبدیل شد. محمد (ص) به یک جنگجوی نظامی تبدیل شد و به یهودیان اعلام جنگ کرد و به زور ، آنها را بیرون انداخت. "
پاسخ:
این مطلب صحت ندارد زیرا:
1 – انتقادهای قرآن از یهودیان هم در سوره های نخستین و هم در سوره های بعدی وجود دارد و همیشه همراه با انصاف است(1). خداوند در قرآن از برخی از یهودیان و مسیحیان و ... که دچار گناهان بزرگ همچون شِرک، تحریف دین و دشمنی با پیامبران، رباخواری و ظلم هستند انتقاد میکند(2) و از گروهی از پیروان این ادیان را که درستکار و منصف هستند تمجید میکند. حتی در سوره هایی که در مدینه و پس از تقابل بین مسلمانان و اقلیت یهودیانِ حومه این شهر پیش آمد قرآن درباره آنان منصفانه سخن می گوید و همه را به یک چوب نمی رانَد(3).
2 - دوره نخست تبلیغ پیامبر (ص) در مکه 13 سال بوده نه 12 سال. ضمنا اسلام از آغاز هم یک جنبش صرفا معنوی نبود بلکه یک مجموعه جامع برای اصلاح فرد، خانواده و روندهای حاکم بر جامعه بود. از محتوای سوره هایی که در سالهای نخست در مکه نازل شده اند فهمیده می شود که فقط به "معنویت فرد" توجه نداشته بلکه با نابسامانیهای اجتماعی همچون تسلط یک گروه فاسد، رباخوار، خرافه پرست، و ظالم بر جامعه در تقابل بود(4) و دقیقا به همین خاطر بود که سران قبایل و اشرافِ مکه از همان سالهای نخست به ستیز با اسلام پرداختند و برده های مسلمانی همچون یاسر و سمیه را زیر شکنجه کشتند و بارها به جان پیامبر (ص) سوءقصد کردند. اگر اسلام در 13 سال نخست فقط بر معنویت تمرکز می کرد ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.
برچسبها:
تاریخ اسلام,
پاسخ به شبهات,
اسلام و یهودیت,
واقعیات درباره اسلامادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پاسخ به سخنان مخالفان اسلام و پیامبر (ص) – بخش اول
پرسش:
اخیرا ویدیویی از یک خانم مسیحی بر ضد تاریخ 1400 ساله اسلام منتشر شده که در آن مطالب زیر را به زبان انگلیسی بیان کرده و توقع اینست که درباره اش نظر بدهید:
«محمد 12 سال در مکه به ترویج «وحی فرضی خود» پرداخت و «رفیق و مرید» جمع کرد ولی موفق نشد و فقط توانست فامیل و دوستان نزدیکش را به خودش جذب کند. بنابراین گفت اگر به مدینه که محل سکونت یهودیها و یک شهر تجاری است بروم دینم را قبول خواهند کرد. او کتاب «عهد عتیق»(تورات و ملحقات آن) را دستکاری کرد تا دینش شبیه یهودیت شود و یهودیها آن را بپذیرند. مثلا یهودیان گوشت خوک نمیخورند و مسلمانها نیز چنین هستند. یهودیها روزی چند بار نماز میخوانند و مسلمانها نیز اینگونه اند. یهودیها و مسلمانها هر دو روزهای مشخصی برای روزه گرفتن دارند.»
پاسخ:
مطلب بالا آمیخته ای از راست و دروغ و مغالطه است زیرا :
1 - دوره ای که محمد (ص) در مکه به تبلیغ اسلام مشغول بودند 13 بود نه 12 سال.
2 - وحی قرآن به محمد (ص) یک «وحی فرضی» یا «دروغین» نبود زیرا تعالیم او در راستای تعالیم سایر پیامبران و مطابق با عقل و فطرت است و مردمانی که با او دیدار داشتند صداقت را در رفتار او به روشنی می دیدند. او برای خود کاخی نساخت، ثروتی نیندوخت و پیامش حمایت از طبقات محروم و فقرا و زنان و برده ها بود و به همین خاطر مورد خشمِ نزولخوارها و اشرافِ بیرحم عربستان قرار گرفت. به همان دلایلی که نوح (ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی (ع) را پیامبر می دانیم و وحی خدا به آنان را قبول می کنیم وحی بر محمد (ص) نیز با دلایل مشابهی اثبات می شود که در این باره کتاب های زیادی نوشته شده است.
3 - اینکه گفته شود محمد (ص) در مکه می خواست رفیق و مرید جمع کند صحت ندارد. ایشان دنبال رها کردن مردم از خرافات و بت پرستی و قتل نوزادهای دختر و ظلم به زنها و برده ها و بی عفتی و ناپاکی و ... بود. محمد (ص) نمی گفت مریدِ من باشید یا دستم را ببوسید بلکه میگفت پاک و درستکار باشید و از ظلم و تبهکاری دوری کنید. در قرآن بیش از 800 بار به تفکر ، حکمت و دانایی، علم و نگریستنِ همراه با دقت به کائنات، روابط اجتماعی، تاریخ و انسان و ... توصیه شده است.
4 - اینکه گفته شود محمد (ص) چون در مکه نتوانست مرید جمع کند به مدینه رفت صحت ندارد زیرا محمد (ص) در مکه توانسته بود حدود 300 نفر از مردم را ... بقیه را در ادامه نوشته مطالعه فرمایید.
برچسبها:
تاریخ اسلام,
پاسخ به شبهات,
اسلام و یهودیت,
واقعیات درباره اسلامادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
نگاهی به تاریخچه و سند دعای ندبه
دعای ندبه در گذر تاریخ
از بین کتابهایی که نسخه های آنها در دسترس است قدیمی ترین کتابی که دعای ندبه را نقل کرده است کتاب المزار تالیف یکی از علمای اواخر قرن 6 و اوایل قرن 7 به نام محمد بن جعفر مشهدی است که سال وفاتش باید بین 605 تا 630 هـ باشد. کتاب المزار او در موضوع زیارتنامه ها است. وی دعای ندبه را از کتاب ابن ابی قرة که از علما و افراد مورد وثوق در اوایل قرن 5 است گرفته است.
سید علی بن طاوس (متوفای 664هـ) نیز در آثار مختلف خود دعای ندبه را نقل کرده است. ممکن است او این دعا را از کتاب مزار محمد بن جعفر مشهدی گرفته باشد. ولی این احتمال نیز هست که مستقیما به کتاب ابن ابی قرة دسترسی داشته و از آن نقل کرده باشد.
بنابراین این دعا در اوایل قرن 5 در کتاب ابن ابی قرة – که متاسفانه امروزه نسخه خطی از آن در دسترس نیست- وجود داشته است. درباره ابن ابی قرة باید بدانیم که از استادان نجاشی (رجال شناس طراز اول شیعه) به شمار می رود و نجاشی درباره اش گفته است که او از استادان حدیث و روایت بسیار شنیده بود و مورد اعتماد و ثقه بود و کتابهایی تالیف کرده است از جمله کتاب «عمل الجمعة»( درباره مستحبات روز جمعه) و کتاب «عمل الشهور» ( مستحبات ماههای سال) و کتاب «التهجد».
ابن ابی قرة نیز دعای ندبه را از کتاب محمد بن حسین بن سفیان بزوفری گرفته است. محمد بن حسین بن سفیان بزوفری معاصر صدوق (متوفای 381هـ) است. هیچ مطلب منفی درباره وی در کتب رجال گزارش نشده است بلکه نقاط قوتی دارد از جمله اینکه شیخ مفید و غضائری که هر دو از علمای طراز اول اواخر قرن 4 و اوایل قرن 5 هستند مستقیما از او حدیث شنیده و نقل کرده اند. طبق اسانید روایات أمالی شیخ طوسی ، شیخ مفید هنگام نقل از وی پس ذکر نامش «رحمه الله» می گفت که این می تواند حاکی از علاقه شیخ مفید به بزوفری باشد. پدر وی نیز از راویان حدیث بوده و مورد اعتماد و ثقه معرفی شده است و شیخ مفید از او نیز نقل کرده است. چون معاصر صدوق است پس به عصر غیبت صغری نزدیک است و قاعدتا از توقیعات شریفه یا با واسطه از یکی از نواب خاص نقل می کند.
بنابراین دعای ندبه از مواریث قدیمی شیعه به شمار می رود زیرا در آثار حدیثی و دعایی قرن چهارم (اندکی پس از پایان غیبت صغری) وجود داشته و از جهاتی وضعیتش بسیار بهتر از برخی دعاهای دیگر است و نمیتوان گفت کسی آن را در قرنهای اخیر یا در عصر صفوی جعل کرده است.
دعای ندبه را چه کسی إنشاء کرده است؟
شاید کسانی بگویند که دعای ندبه از معصوم نرسیده و مأثور نیست اما در پاسخ باید گفت چنین احتمالی ضعیف است زیرا بزوفری در ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید
برچسبها:
دعا,
مهدویت,
حدیث,
سندادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
لماذا يسجد الشيعة علی التراب ؟
کثيراً ما نواجه هذا السؤال:
لماذا الشيعة يضعون في الصلوة أمامهم قطعةً من الارض او قطعة من الحجر و يسجدون عليها ؟هل ذلک لأنهم يعبدون تلک الاحجار ام يعتقدون قدسية لها ام شيء آخر؟
الإجابة :
إنّ الشيعة لا يعتقدون للارض و لا للاحجار أية قدسية و هناک فرق کبير بين السجود علی الارض و بين السجود للارض. لتوضيح الامر نقول هل السنّة الذين يصلّون علی السجّاد هل هذا يعني أنّهم يعبدون السجّاد؟ طبعا لا. وهذا هو الحال تماما بالنسبة الي الشيعة أيضاً. فإن الشيعة يسجدون علی الارض لا للارض. بل کلّ ما هنالک أنهم لا يجوّزون الصلوة علی غير الارض.و من هنا لا يجوز لهم حسب مذهبهم أن يسجدوا علی السجّاد او الموکت.
لکن مع ذلک کله فإنّهم و لأجل إرساء معالم الوحدة الاسلامية يوافقون السنّة في التطبيق و يتّبعون مذهبهم في السجود أحيانا لکي تتقارب قلوب المسلمين و ذلک عندما يصلّون في المسجد الحرام و المسجد النبوي الشريف حيث يجب أن تکون الوحدة الاسلامية سيد الموقف و لايکون للفرقة اي مجال. و يا ريت أن يدرک جميع أصحاب المذاهب الاسلامية اهمية الوحدة الاسلامية خاصّة في الظروف الراهنة. .... لقراءة بقية المقال اضغط هنا (ادامه مطلب)
برچسبها:
سجدة,
تربة,
سجده,
تربتادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
دو حديث صحيح در فضايل امام علي(ع) :
1. ابوعبدالرحمن نسائي [ از علماي طراز اول اهل سنت در نيمه دوم قرن سوم ] در كتاب خصائص امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) با سند متصل و صحيح از زيد بن ارقم [ يكي از صحابه پيامبر(ص)] نقل مي كند كه « نخستين كسي كه با پيامبر(ص) نماز گزارد علي بود.»
وي همين مضمون را با اسانيد متعددي نقل كرده است. رجوع شود به خصائص اميرالمؤمنين حديث شماره 1و 2 و3 تا حديث7 . اين مضمون در منابع ديگر اهل سنت مانند مسند احمد بن حنبل و سنن ترمذي نيز نقل شده است.
2. معاويه در زمان سلطنت خود به سعد بن ابي وقاص [ يكي از اصحاب پيامبر(ص) ] دستور داد كه ... بقیه در ادامه مطلب
برچسبها:
فضایل علی ع,
اهل بیت ع,
حدیث,
تفسیرادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
چرا عیسی (ع) وقتی در گهواره سخن گفت بر روز تولد و مرگ خودش درود فرستاد؟ این سخنان چه فایده ای برای ما دارد که در سوره مریم (س) آمده است؟
پاسخ:
عیسی (ع) به «روز تولد» یا «روز وفات خود» سلام نفرستاد بلکه گفت:
«وَ السَّلامُ عَلَيَّ یَومَ وُلِدتُ و یَومَ اَموتُ و یَومَ اُبعَثُ حَیّاً»(سوره مریم: آیه 33)
یعنی « سلامِ (خدا و ...) بر من است در آن روز که متولد شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد»
بنابراین او از این حقیقت خبر داد که خداوند (و فرشتگان و انبیا و صالحان) به او درود می فرستند که نکته های زیر از آن فهمیده می شود:
1 - عیسی (ع) مثل همه انسانها دارای تولد و مرگ و قیامت است بنابراین معبود و خالق نیست بلکه بنده ی مخلوقِ خداست و از آغاز تا پایان، تحت امر، اراده و قدرت تکوینی و تشریعی خدا قرار دارد.
بیان این موضوع دارای ضرورت بود زیرا خدا می دانست که مسیحیان در آینده درباره عیسی (ع) اغراق و غلو خواهند کرد و او را به عنوان «خدا» یا «پسر خدا» پرستش خواهند کرد بنابراین عیسی (ع) باید در اولین سخنانی که به صورت معجزه آسا در گهواره بیان می کند به بنده بودنِ خود اعتراف کند: «إِنِّي عَبْدُ اللّه»(سوره مریم: آیه 30) و سپس به تولد و مرگ و قیامتِ خود تصریح نماید تا با قومِ خود، اتمام حجت کرده باشد. روشن است که اگر کسی از مادر متولد شود قطعا خدا نیست. همچنین کسی که بمیرد و بعداً در قیامت دوباره با اراده خدا زنده و در پیشگاه خدا حاضر گردد، قطعا مخلوق و بنده خداست.
بیان این نکات در قرآن، برای مسلمانان نیز این فایده را دارد که درباره مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دچار غلو نشوند و آنها را همانند یا شبیه خداوند قلمداد نکنند زیرا هیچگاه هیچ کسی در ذات یا صفات یا افعالش، نظیر یا حتی شبیه خدا نیست: «لیس کمثله شیء»(سوره شوری: آیه 11)
2 - اینکه عیسی (ع) از تولد تا قیامت مشمول سلام خداوند است می تواند بر عصمت کاملِ او از لحظه تولد دلالت کند زیرا کسی که معصوم نیست دستکم در برخی از لحظات عمرش مشمول درود و رضایت الهی نیست.
این مقام معصومین (ع) است که همواره مورد سلام خدا و فرشتگان و انبیا (ع) هستند اما غیرمعصومان در هر لحظه ای که گناه می کنند مشمول سلامِ خداوند نیستند بلکه مورد غضب یا تهدید یا نارضایتی الهی هستند. بنابراین آیه 33 سوره مریم (س) می تواند دلیل بر معصوم بودنِ عیسی (ع) باشد.
عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
#نکات_قرآنی #غلو #عیسی_بن_مریم (ع) #نقد_مسیحیت #عصمت_در_قرآن
برچسبها:
نکات قرانی,
غلو,
مسیحیت,
عقاید اسلامی
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
بررسی داستان شیر خوردن پیامبر (ص) از سینه ابوطالب !!
سوال:
آیا روایت زیر درباره شیر خوردن رسول الله (ص) از ابوطالب (ره) صحیح است؟
محمد بن يحيى عن سعد بن عبد الله عن إبراهيم بن محمد الثقفي عن علي بن المعلى عن أخيه محمد عن درست بن أبي منصور عن علي بن أبي حمزة عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال:
لمّا وُلِد النبي (ص) مَكَثَ أيّاماً لَيسَ لَهُ لَبَنٌ، فَألقاهُ أبو طالبٍ على ثَديِ نَفسِه، فأنزلَ اللهُ فيه لَبَناً فَرَضَعَ مِنهُ أيّاماً حتّى وَقَعَ أبو طالِبٍ على حليمةَ السَّعديَّةَ فَدَفَعَهُ إلَيها.
📚منبع: الكليني، الكافي(چاپ دارالکتب الاسلاميه)، ج ۱، ص ۴۴۸ ، باب مولد النبي(ص) و وفاته.
ترجمه روایت:
راوي نقل کرده که امام صادق (ع) فرمود: وقتی پیامبر (ص) به دنیا آمد چند روز بدون شیر به سر برد تا اینکه ابوطالب او را بر سینه خود افکند و خدا در سينه ابوطالب شیر نازل کرد که چند روز از آن شیر خورد تا اینکه ابو طالب، حلیمه سعدیه را یافت و کودک را (برای نگهداری) به او سپرد.
پاسخ کوتاه:
سند این روايت، صحیح یا معتبر نیست و متن آن نیز عجیب و مشکوک به نظر می آید و به طور کلی چنین ادعاهای عجیب و غریبی با یک سند ضعیف قابل اثبات نیست. ضمنا نشر اینگونه روایات، خواسته یا ناخواسته به تخریب وجهه اسلام و تشيع می انجامد.
نقد مفصّل روایت:
سند این روایت (یعنی زنجیره راویانی که این روایت را نقل کرده اند تا به کلینی رسیده) چنین است:
«محمد بن یحیی» از «سعد بن عبد الله» از «إبراهیم بن محمد ثقفی» از «علی بن معلی» از برادرش «محمد بن المعلی» از «درست بن أبی منصور» از «علی بن أبی حمزه» از «أبوبصیر» از امام صادق (علیه السلام)
در اینجا اگر از اول بشماریم نفر چهارم یعنی «علی بن المعلی» فردی مجهول الحال است زیرا نامی از او در کتب رجال شيعه نیست چه رسد به اینکه توثیق شده باشد(موثق نامیده شده باشد). در کتب حدیث نیز روایات بسیار اندکی از او نقل شده تا جایی که مجموع روایاتش در كتب اربعه و وسائل الشيعه با محاسبه مکررات، فقط 21 روایت است.
این فرد از برادرش محمد بن المعلی نقل کرده که این برادر حتی از خود او نیز ناشناخته تر است زیرا نه تنها نامی از او در کتب رجال نیست بلکه در کتب اربعه و وسایل الشیعه نیز صرفا همین یک روایت عجیب از او نقل شده است و بس!
بقیه رجال در این سلسله سند شناخته شده اند و اتهام جعل و تحریف در این مورد خاص به آنها نمی چسبد هرچند درباره انحراف مذهبی یا وثاقت برخی از آنها حرف و حديث هایی وجود دارد مثلا دو نفر از آنها به نامهای «درست بن ابی منصور» و «علی بن ابی حمزه»، پیرو مذهب واقفه هستند که قائل به مهدویت امام کاظم (ع) بودند و به شدت با امام رضا (ع) مخالفت می کردند(1)
در هر حال باید گفت چنین سندی طبق مبانی علمای رجال شیعه، ضعيف نامیده می شود مگر آنکه بخواهیم همانند اخباری ها قائل به صحت تمام روایات کتاب "کافی کلینی" شویم.
علامه مجلسي (ره) به ضعف سند این ماجرا تصریح کرده ... برای مطالعه بقیه اینجا را کلیک کنید.
برچسبها:
نقد روایات,
بررسی احادیث,
علوم حدیث,
ابوطالبادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
نماز یا ولایت اهل بیت ؟
پرسش:
آیا اگر کسی نماز نخوانَد ولی دوستدار و شیعه اهل بیت (ع) باشد با شفاعت نجات مییابَد؟
پاسخ:
از مجموع آیات قرآن و احادیث صحیحی که از معصومین (علیهم السلام) نقل شده فهمیده میشود که «نماز» و «ولایت اهل بیت (ع)» ، هر دو مهم، واجب و از ارکان دین هستند که هیچیک بدون دیگری قبول نخواهد شد.
اگر کسی بگوید: "نماز میخوانم ولی ولایت اهل بیت (ع) را قبول ندارم و با آنها دشمنی می کنم" نمازش مانند شش هزار سال عبادت ابلیس هست که وقتی تکبّر ورزید و برای آدم (ع) سجده نکرد، عباداتش قبول نشد و کافر به شمار آمد(1)
اگر کسی بگوید چون ولایت اهل بیت (ع) را دارم بنابراین نماز بر من واجب نیست، از شفاعت اهل بیت (ع) محروم خواهد شد (2)
درباره شُرب خمر (عرق خوری و نوشیدن مواد مست کننده) نیز اگر کسی بگوید چون ولایت دارم دیگر جایز است که شُرب خمر کنم، مشمول شفاعت نخواهد شد(3)
درباره سایر گناهان کبیره نیز کسی که "شرمسار" نباشد و با تکیه بر اینکه ولایت اهل بیت(ع) را قبول دارد، گناهان کبیرهاش را ناچیز وانمود کرده، توجیه کند، چنین ولایتی به دادش نخواهد رسید و مورد شفاعت قرار نمیگیرد(4)
ولایت حقیقی و کامل، فقط با پرهیز کامل از گناهان تحقق مییابد:
" اعْلَمُوا أَنَّ وَلَايَتَنَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَاد"(5)
ترجمه: بدانید که ولایت ما (به طور کامل) جز با پرهیز از گناهان و کوشش (در بندگی) به دست نمی آید.
"... فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ ... "(6)
ترجمه: "... پس به خدا سوگند که شیعه(ی کامل و راستینِ) ما، تنها کسانی هستند که اهل پروا از خدا و اطاعت از او باشند و ..."
بنابراین اگر کسی به گناهان کبیره افتخار کند، ولایتش خنثی و بیاثر میشود اما گناهان صغیره یا گناه کبیرهای که انسان از آن توبه کرده یا شرمگین است موجب بسته شدنِ کاملِ راهِ نجات، نیست و امید است شفاعت معصومان(ع) دستکم در برخی از مراحل (پس از تحمل برخی از عذابها) به فریادش برسد(7)
پانوشتها:
(1) سوره بقره، آیه 34 و سوره ص، آیات 74 و 75 و سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه)، چاپ صبحی صالح، ص: 287
(2) کلینی، الکافی، ج 3، ص: 270 و برقی، المحاسن، ج 1 ، ص: 80
(3) کلینی، الکافی، ج 6، ص: 401
(4) صدوق، معانی الاخبار، ص: 288
(5) کلینی، الکافی، ج 8، ص: 212 و ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص: 303 و صدوق، الامالی، ص: 262
(6) کلینی، الکافی، ج 2، ص: 74 و ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص: 295
(7) کلینی، الکافی، ج 5، صص: 469-70 و صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص: 39
#شفاعت #حدیث #نماز #ولایت
عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
برچسبها:
شفاعت,
حدیث,
عقاید,
شیعه
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
به مطلب زیر که اخیرا فردی غیرمتخصص نشر کرده و بازتاب زیادی داشته چگونه پاسخ دهیم؟👇
"خانه های حجاز، جز پارچه ای حائل، اساساً در نداشتند چه رسد به درِ چوبی که اتش بگیرد و مسمار داشته باشد و شکسته شود و اینها. امام علی (ع) نیز به خلفا مشورت داده و تحت فرمانشان به جهاد می رفت"
پاسخ:
مطلب بالا درباره شرایط صدر اسلام و عصر خلفا، دچار اغراق و اشکال است زیرا برآیند شواهد و مستندات روایی و تاریخی، ما را به نکات زیر می رساند:👇
1- هیچ سند معتبر تاریخی نداریم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تحت فرمان هیچیک از خلفا به جنگ رفته باشند. حتی خود خلفا هم تمایلی نداشتند ایشان از پایتخت (مدینه) خارج شود زیرا می خواستند تحرکات سیاسی و اجتماعی ایشان را از نزدیک، زیر نظر داشته باشند.
2- خلفا مکررا در مسایل مختلف دینی و سیاسی از امام علی (ع) سؤال می کردند زیرا همگان می دانستند که هیچیک از صحابه از نظر علم، تقوا و درایت، قابل مقایسه با امیرالمؤمنین(ع) نیستند. امام (ع) نیز به پرسشهای خلفا پاسخ می داد و هرگاه از او مشورت میخواستند، خیرخواهانه نظر و نصیحت خود را نقدیم می فرمود و از اشتباهات، نهی می کرد تا شریک در خطاها نباشد.
3- کلمه «باب» در زبان عربی لزوما به معنای «درِ چوبی و سنگین» نبوده بلکه به هرگونه «وروردی»، خواه دارای حائلی از جنس پارچه یا لیف خرما باشد یا دارای دربِ چوبی باشد یا نباشد، «باب» گفته می شد.
در قدیم، درهای چوبی و سنگین، معمولا مربوط به دارالاماره(مقر حکومت)، قلعه ها(مثل خیبر) و اتاقهایی بوده که محل نگهداری اموال بودند و بسیاری از خانه های عادی، صرفا دری از جنس لیف خرما داشتند و فاقد قفل و چفت و بست بودند و برای گشودنشان تلاش چندانی نیاز نبوده است.
اساسا وضعیت جغرافیا و پوشش گیاهی حجاز با ایران تفاوت داشت و چوب مناسب و کافی برای ساخت در برای عموم خانه های حجاز، به وفور یافت نمی شد اما لیف خرما فراوان بود.
بنابراین گرچه ثروتمندان که خانه های مجلل داشتند میتوانستند درهای محکمی از چوب برای حفاظت از اموال خود بسازند اما این مربوط به عموم مردم عربستان که زندگی معمولی داشتند نبوده است. گاهی نیز فقط یک اتاق در خانه (مثلا یک انبار یا بالاخانه) که برای حفاظت از اموال اختصاص داده شده بود، دارای در چوبی و قفل بوده است.
درباره روایاتی که حاوی فعل «اَغلَقَ» یا «فَتَحَ» هستند نیز باید دانست که همیشه به معنای «قفل کردن یا گشودنِ قفلِ در با کلید» نیست بلکه گاهی نیز به معنای بستن در بدون قفل کردن است.
بنابراین درهای چوبی، محکم و سنگین، مربوط به خانه های محقر و ساده ی عموم مردم نبوده است.
4- اصل هجوم به خانه فاطمه (س) و اینکه مهاجمان، آتش آوردند، تهدید به سوزاندن خانه کردند، بدون اجازه وارد خانه شدند، مولا علی (ع) را با وضع توهین آمیزی بردند و فاطمه (س) به مهاجمان اعتراض کرده، احتجاج فرمودند، قطعی و غیر قابل تشکیک است زیرا با تواتر نقل شده است.
طبق برخی نقلها، حضرت زهرا (س) گریه و شیون سر دادند و فرمودند:«آیا میخواهید فرزندانم را یتیم کنید؟!» و این بیاناتِ پر سوز و گداز، موجب گریه حاضران شد.
با اینهمه برخی از جزئیات که در برخی روضه ها بیان می شود با سند معتبر نرسیده و متخصصان، در مورد ردّ یا تأییدِ «برخی از جزئیات»، اختلاف نظر دارند. به عنوان نمونه روضه مسمار (اصابت میخ در به سینه حضرت زهرا سلام الله علیها) سندی در کتب محدثان و مورخان متقدم شیعه و سنی ندارد و حدسیّات و تصورات ذهن خلّاق برخی از افراد در صدسال اخیر است. حتی کتاب «مؤتمر علماء بغداد» که اشاره ای به روضه مسمار کرده نیز تألیف یکی از فضلای عرب در قرن اخیر است و به غلط به نام «مقاتل بن عطیه»(از علمای قرن شش هجری) نشر شده و این از سبک و ادبیات امروزیِ کتاب هویداست. روایات کتب شیعه که بحث شهادت را مطرح میکنند، اموری غیر از مسمار را به عنوان علت شهادت آورده اند.
5- رابطه مولا علی (ع) با خلفا دستکم دارای دو مرحله بوده است:
در یک برهه دستگاه خلافت شیوه رویارویی با اهل بیت (ع) را در پیش گرفت که اوج آن، ماجرای متواتر و غیرقابلِ تردیدِ هجوم به خانه فاطمه سلام الله علیهاست ولی پس از حدود ششماه، مرحله آتش بس و همزیستی شروع می شود که امام علي (ع) از احقاق حق در آن شرایط نومید شده بودند، زمزمه ارتداد قبایل و شورش های تجزیه طلبانه از گوشه و کنار کشور اسلامی به گوش می رسید و خلیفه نیز این دفعه از باب آشتی وارد شد و در این مرحله، امام علی (ع) برای دفع افسد و حفظ مصلحت مهمتر (امنیت، تمامیت ارضی و وحدت اسلامی) تقاضای خلیفه برای بیعت را پذیرفتند و از آن پس در نمازجمعه خلیفه حاضر می شدند و هرجا لازم بود به حاکمان مشورت می دادند یا انتقاد و نصیحت می کردند.
#فاطمیه #روضه_مسمار #دهباشی #وحدت #محسنیه
عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
کلمات کلیدی: سقیفه حسین دهباشی حسين دهباشي امیرالمومنین علیه السلام امير المؤمنين علي فاطمه زهرا الزهراء ابوبکر عمر قنفذ مغیره مغيرة ابو بكر وحدت اهل سنت سنی تسنن شیعه تشیع همزیستی قیام هجوم یورش خانه وحی دار فاطمة بيت فاطمة حمله لگد غلاف شمشیر نظام معتزلی جنین محسن محسنیه سقط قتل شهادت وفات برائت تبری برائة التبري هفته دهه البراءة البرائي الرافضي الرافضة استشهاد السقيفة الخلفاء
برچسبها:
فاطمیه,
محسنیه,
دهباشی,
تقیه
+ نوشته شده در جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش: آیا مطلب زیر صحیح است؟
«علی پس از پیروزی بر قبيله بنی قريظه ۷۰۰ یا ۹۰۰ نفر از مردان قبيله را گردن زد. (منبع: تاريخ طبری)»
پاسخ:
مطلب بالا درست نیست زیرا مقایسه مجموع روایات تاریخی نشان میدهد در ماجرای بنيقريظه فقط حدود 40 نفر از یهودیان جنایتکار کشته شدند اما بعدها در دوره بنیامیه بعضیها با انگیزههای خاصی این آمار را به هفتصد و نهصد نفر تبدیل کردند!
سپس طبری (حدود سیصد سال بعد از حادثه)، همان روایت تحریفشده و اغراقآمیزِ عصر اموی را بدون اینکه نقد کند، در کتاب تاریخش آورد و روایت اصلی و معتبر را از قلم انداخت! در حالی که روایت معتبر در کتاب ابن زنجویه که حدود نیم قرن پیش از طبری میزیست ذکر شده بود (رجوع کنید به کتاب الاموال، ابن زنجویه ص 299، روایت شماره 461)
ضمنا آن چهل نفر که اعدام شدند همگی به دست مولا علی (ع) کشته نشدند بلکه به دست چندین نفر کشته شدند و جرمشان این بود که بارها از پشت به مسلمانها خنجر زده، در مرحله آخر در جنگ احزاب نیز از پشت به قلعه محل استقرار زنان و کودکان حمله کردند ولی موفق نشدند و خودشان گرفتار شدند.
حمله به مسلمانان از پشت سر در قرآن اشاره شده است:
"إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ..."
"هنگامی که (دشمنان) از بالا و پایینِ شما (جلو و پشتِ شهر مدینه) آمدند ..."(سوره احزاب؛ آیه 10)
ماجرای هجوم یهود به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان نیز در کتاب المغازی واقدی که حدود صدسال قبل از تاریخ طبری تالیف شده آمده است(رجوع شود به: المغازى، واقدى؛ ج 2، ص: 462 )
وانگهی اعدام شدگان فقط از بنی قریظه نبودند بلکه شماری از آن چهل نفر، از قبیله بنینضیر بودند که قبلا نیز درگیریهایی داشتند و پیامبر ص با رأفت اسلامی با آنها رفتار کرده بود اما این بار با همدستی شماری از بنیقریظه در حساسترین شرایط جنگ احزاب، از پشت به مسلمانان خنجر زده، به قلعه محل پناه گرفتن زنان و کودکان حمله کرده بودند.
ضمنا حکم اعدام سران بنینضیر و همدستانشان از بنیقریظه را شخص پیامبر (ص) یا امام علی(ع) صادر نکردند بلکه یک قاضی مورد قبول طرفین به نام "سعد بن معاذ" چنین حکمی را داد و پیامبر (ص) آن را عادلانه دانستند.
#بنی_قریظه #یهود #خشونت_در_اسلام
عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
عضویت در کانال واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/KXT1MbWtDTJ10clN97hAt2
برچسبها:
خشونت,
امام علی,
تاریخ اسلام,
جنگ
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
پاسخ شما به مطلب زیر که مخالفان اسلام مطرح میکنند چیست؟
"چکیده تاریخ عرب اینست: ﺑﺮﯾﺪه شدﻥ ﺳﺮ عمرو بن عبدود در جنگ احزاب (خندق) به عنوان اولین سر بریدن در تاریخ صدر اسلام توسط ﻋﻠﯽ ابن ابیطالب ﻭ سپس بریده شدن سر فرزندش حسین و ﺑﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ ... بنابراین سر بریدن بعنوان یک حرکت وحشیانه، رسمی بوده که محمد و علی بنیاد گذاشتند و فرقی نداشت که ظالم یا مظلوم باشی اگر شکست میخوردی سرت را بر نیزه میزدند"
پاسخ:
مطلب بالا حاوی اطلاعات غلط و فریبکاری است زیرا:
1 - درباره نبرد امام علی (ع) در جنگ احزاب (خندق)، آنچه در کتب تاریخ آمده اینست که آن حضرت(ع)، عمرو بن عبدِوَدّ را در گرماگرم جنگِ تن به تن و با یک ضربت شمشیر به قتل رساندند اما اینکه ادعا میشود بر سینهاش نشسته و سرش را از تن جدا کردهاند در منابع تاریخی قرنهای نخست یافت نمیشود و صرفاً یک داستان دروغین و یک خیالپردازیِ شاعرانه است که چند قرن بعد در شعر برخی از شاعران به زبان فارسی و برخی دیگر از منابعِ نامعتبر مطرح شده است. (1)
2 - سر بریدن در طول تاریخ در بین ملتهای گوناگون بوده و در میان عربها نیز قبل از اسلام رواج داشته اما در اسلام جز در موارد خاص ممنوع شد مثلا اگر کسی را ذبح کرده باشند خانوادهاش میتوانند قاتل را به همین شیوه قصاص کنند. مشرکان مکه در سال سوم هجری، پیکر شهدای اُحُد را مُثله کردند یعنی اعضای بدن آنها را بریدند. ابوسفیان و هِند (والدینِ معاویه) سینه حمزه را شکافتند و گوشها، بینی و اسافل اعضای او را بریدند (2) اما پیامبر(ص) از مُثله کردن -حتی درباره جسم کافران، جنایتکاران و حیوانات- نهی میکرد. امام علی (ع) و سایر ائمه (ع)، تعالیم پیامبر (ص) درباره «ممنوعیتِ مُثله کردن» را برای نسلهای بعدی نقل کرده اند(3)
3 - بریدن سر و زدنِ آن بر سر نیزه و چرخاندنِ آن در شهرها و هدیه دادنِ آن به حاکمان ظالم، دقیقا از سوی معاویه یعنی چند دهه پس از وفات پیامبر (ص) رسم شد و قبل از آن در بین مسلمانان رواج نداشت. اساساً نه در زمان پیامبر (ص) و نه در زمان ابوبکر که عراق را فتح کرد و نه در زمان عمر که ایران را تسخیر کرد و نه در زمان امام علی (ع) که فتوحات در عصر او متوقف شد، چنین شیوهای رواج نداشت و ترویج یا توصیه نمیشد. در سال 37 هجری وقتی سپاهیان معاویه عمار یاسر را به شهادت رساندند، سرش را از تن جدا کردند(4). همچنین در سال 51 هجری (حدود ده سال پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام)، مأموران معاویه سر یکی از اصحاب امام علی (ع) به نام عَمرو بن الحَمق را بریده، برای زنش هدیه فرستادند (5) این شیوه ادامه یافت تا در سال 61 هجری سپاهیان یزید با سرهای شهدای کربلا نیز چنین کردند.
نتیجه:
رسمِ مُثله کردن و بریدنِ سرِ کشتهها در جاهلیت بوده ولی پیامبر (ص) و امام علی (ع) اینگونه رفتارها را تقبیح و نهی میفرمودند. سپس چنین رفتارهای جاهلانه مجددا به دست معاویه و یزید ترویج شد و در دوره ی مروانیان و عباسیان ادامه یافت و داعش و سایر تروریستهای تکفیری در زمان ما دقیقا از شیوه بنیامیه پیروی میکنند.
پانوشتها
(1) السیرة النبویة، ابن هشام، ج 2، ص: 225 و أنساب الأشراف، بلاذری، چاپ زکار، ج 1، ص: 429 و تاریخ الیعقوبى، ج 2، ص: 50 و تاریخ الطبری، ج 2، ص: 574
(2) السیرة النبویة، ابن هشام، ج2 ، ص: 93 و الطبقات الکبری، ابن سعد، ج 3، ص: 8 و 9 و انساب الاشراف، بلاذری، چاپزكار، ج1، ص: 393 و تاریخ الیعقوبی، ج 2 ، ص: 47 و تاریخ الطبری، ج 2، ص: 524 و 527 و تاريخ الإسلام، ذهبی، ج 2، ص: 187
(3) نهج البلاغه، شریف رضی، نامه 47 و دعائم الاسلام، قاضی نعمان مغربی، ج 2، ص: 175 و 411
(4) المحبر، الهاشمی، ص: 296 و انساب الاشراف، بلاذری، چاپزكار، ج1، ص: 193
(5) انساب الاشراف، بلاذری، چاپ زکار، ج5، ص: 282 و تاریخ الیعقوبی، ج2 ، ص: 232 و البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج 8، ص: 48
#تاریخ #امام_علی #سر_بریدن
عضویت کانالها در ایتا و تلگرام👇
@pasokhvoice
@pasokhtext
@shenakhtehadis
عضویت در کانال واتساپ👇
https://chat.whatsapp.com/KXT1MbWtDTJ10clN97hAt2
برچسبها:
معاویه,
خندق,
امام علی,
خشونت
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۹ساعت   توسط اسلام ملکی
|
آیا « بسته شدن راه حج » از علایم ظهور است و در روایات معتبر آمده؟
برای هر شیعه معتقدی اهمیت دارد که روایات معتبر درباره علایم ظهور قائم آل محمد (عج) را از روایات نامعتبر و علامات جعلی تمیز دهد تا فریب ادعاها و شایعات را نخورد و از متن غافل نشده ، به حواشی سرگرم نگردد.
یکی از موضوعاتی که در سال (1395هـ ش) در هنگام مانع تراشی آل سعود بر سر تشرف ایرانیان به حج مطرح شد این بود که روایتی در فضای مجازی نشر شد که «بسته شدن راه حج» را از «علامات نزدیکی ظهور مهدی آل محمد(ص)» قلمداد می کرد. در زمستان امسال (1398) نیز وقتی به خاطر شیوع ویروس کرونای جدید (کووید 19) برای مدتی طواف خانه خدا و برگزاری مراسم عُمره تعطیل شد مجددا همان تحلیلها درباره قریب الوقوع بودن قیام قائم آل محمد (عج) در فضای مجازی مطرح شد.
آنچه در ادامه می آید بحثی مستند در همین مورد است که در قالب یک پرسش و پاسخ ارائه می شود:
پرسش:
آیا روایت زیر که «بسته شدن راه کعبه » را به عنوان یکی از علایم ظهور قائم آل محمد (عج) معرفی می کند معتبر است؟
قال الإمامُ المهديُّ عليه السلام وقد سألَه عليُّ بنُ مهزيارَ : يا سيّدي! متى يكونُ هذا الأمرُ ؟ ـ" إذا حِيلَ بينَكُم و بينَ سبيلِ الكعبةِ " منبع: تفسير نور الثقلين، الحويزي، ج5، ص461، روایت شماره 4
ترجمه:
امام مهدى علیه السلام در پاسخ به این پرسش على بن مهزیار اهوازی که "سرورم! این امر (ظهور) کى خواهد بود؟ " فرمود :" هنگامی که راه کعبه بر شما بسته شود."
پاسخ:
به دلایل زیر نمی توان به این روایت اعتماد کرد :
1 - جستجوی رایانه ای در کتب قدیم حدیث شیعه نشان می دهد این روایت تنها روایتی است که «بسته شدن راه کعبه» را از «علائم ظهور قائم (عج)» قلمداد می کند بنابراین به حد استفاضه(شهرت) یا تواتر نمی رسد و مصداق «خبر واحد» است. چنین روایتی تنها در صورتی اعتبار دارد که شواهد و قرائن دیگری بر صحت آن داشته باشیم. در ادامه خواهیم دید که شواهد ، اعتماد به این روایت را تضعیف می کنند.
2- در این روایت خاص، وقتی ابن مهزیار درباره زمان ظهور پرسید امام(ع) قبل از هر سخنی به «بسته شدن راه کعبه (بر اهوازی ها یا عموم شیعیان)» اشاره کردند یعنی «بسته شدن راه کعبه بارزترین یا اصلی ترین علامت متصل به ظهور است» زیرا اگر چنین نبود از میان علامات مختلف ، به این مورد به عنوان نخستین و مهمترین علامت اشاره نمی شد. با اینهمه موضوع «بسته شدن راه کعبه» در روایات متعددی که علامتهای حتمی و بارز ظهور را بیان کردهاند و از شهرت بسزایی برخوردارند نیامده است.[1] بنابراین نوعی ناسازگاری میان این روایت و روایات متعدد و مشهوری که درباره علائم ظهور در اختیار داریم دیده می شود.
3- این روایت در واقع بخشی کوتاه از یک روایت طولانی است که به ماجرای «تشرف ابن مهزیار به محضر امام زمان(عج)» می پردازد. این روایت طولانی با چهار متن و سند متفاوت و به چهار شکل مختلف در کتب قرن 4 و 5 شیعه نقل شده[2] که علاوه بر اشکال محتوایی ، دستکم سه مورد از آنها، فاقد سند معتبر هستند. تفاوت فاحش میان ویرایش های مختلف آن به علاوهی نقاط ضعف سندی ، متنی و محتوایی آنها ، مانع از اعتماد به آنها می شود. حداکثر شاید بتوان صرفا به مطالب مشترک میان این چهار ویرایش به شرطی که با شواهد دیگر تعارضی نداشته باشند اعتماد کرد.عبارتی که به «بسته شدن راه کعبه در آستانه ظهور» تصریح دارد تنها در دو ویرایش از این روایت که هر دو فاقد سند معتبر هستند نقل شده[3] و در ویرایشهای دیگر یافت نمی شود. ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.
http://arabi-maleki.blogfa.com/post/527
برچسبها:
ظهور,
علائم,
آخرالزمان,
مهدویتادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
آیا مطلب زیر صحت دارد و قابل انتشار است؟
" امام سجاد (ع) فرمود: «هرکس سه صلوات برای مادرم حضرت فاطمه(س) بفرستد تمامی گناهانش بخشیده میشود: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُكَ»
به اندازه ارادتت به حضرت زهرا فوروارد کن و به اشتراک بگذار "
پاسخ:
1 - صلوات فرستادن بر هریک از خاندان پاک پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) قطعا فضیلت عظیمی دارد اما حدیث خاصی در منابع حدیث شیعه از امام سجاد (ع) درباره "بخشوده شدن گناهان در اثر سه صلوات بر حضرت زهرا (س)" نیافتیم. به نظر می رسد از جعلیات سالهای اخیر در فضای مجازی است و چه بسا نشر کردن اینگونه مطالب مصداق "افتراء به معصومان(ع)" و "نشر اکاذیب و احادیث جعلی" باشد.
درباره طریقه صلوات بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز عبارت " و السرّ المستودع فیها" در هیچ یک از احادیث نیامده و علما نیز توصیه نکرده اند بلکه توسط برخی از اشخاص، افزوده شده است.
2 - شیوه صلوات بر حضرت زهرا (س) که بیش از هزار سال بین علمای شیعه سابقه داشته و رایج بوده به صورت زیر است:
" صلّی اللهُ علی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِها و بَنیها "
این شیوه، گویا از ادبیات احادیث، الهام گرفته شده و البته می توان عبارت " بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ" را نیز به آخرش افزود زیرا ابهام یا اشکالی در محتوا ایجاد نمی کند.
3 - عبارت " و السرّ المستودَع فیها" در احادیث معتبر و کتب علمای شیعه یافت نمی شود و از افزودنیهای سلیقهای اشخاص است که معنای روشنی هم ندارد زیرا اگر "رازی در ایشان به ودیعت نهاده شده" باشد لزوما یک شخص نیست که بر او صلوات بفرستیم. اگر کسانی مقصودشان از افزودنِ این عبارت، اشاره کردن به حضرت محسن باشد باید بگوییم عبارت "بَنیها" (پسرانش)، جمع است و نه تنها شامل امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است بلکه شاملِ محسن (ع) نیز هست پس لزومی ندارد صلوات رایج بین شیعیان که هزارسال سابقه داشته به خاطر نظرات شخصی خودمان دستکاری کنیم.
کانال ایتا و تلگرام بررسی سندیت و اعتبار روایات و احادیثی که در محافل مذهبی و فضای مجازی مطرح میشود👇
https://eitaa.com/shenakhtehadis
@shenakhtehadis
کلیدواژه ها - کلمات کلیدی: اللهم صل على فاطمة وأبيها و بعلها وبنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك - اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها بعدد ما احاط به علمک - طریقه و صیغه و شیوه صلوات فرستادن بر حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیها
برچسبها:
حدیث,
شبهات
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ساعت   توسط اسلام ملکی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷ساعت   توسط اسلام ملکی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ساعت   توسط اسلام ملکی
|
دو لینک برای دانلود کتاب " عقیدة الشیعة الإمامیة " (عربی) نوشته « سید هاشم معروف حسنی » با فرمت پی دی اف (pdf) از سایت های فورشیرد و آرشیو دات اورگ:
رابطان لمن يريد تحميل كتاب " عقيدة الشيعة الإمامية : عرض ودراسة " للكاتب اللبناني القدير السيد هاشم معروف الحسني رحمه الله :
https://www.4shared.com/office/Lk2eDZjfca/___-___-____.html
https://archive.org/details/3aghidah_shia
گفتنی است مرحوم سید هاشم معروف حسنی از علمای لبنان و فارغ التحصیل حوزه نجف است که آثار ارزشمند و ابتکاری در زمینه عقاید ، تاریخ ، حدیث و فقه شیعه دارد. تالیفات او از ابتکار ، آزاداندیشی و دیدگاه های نو سرشار است.
کلیدواژه ها: هذا كتاب عقيدة الشيعة الإمامية عرض ودراسة للكاتب اللبناني القدير السيد هاشم معروف الحسني - ماذا تعرف عن عقائد الاثني عشرية ( الرافضة - الروافض كما يقال )؟ - متن کامل کتاب عقیدة الشیعة الإمامية عرض و دراسة نوشته مرحوم هاشم معروف حسنی - عقاید شیعه امامیه اثناعشری
الإمامية, هاشم, لبنانی, امامیه, الاثني, حسنی, شیعه, اثناعشری, نویسنده, الروافض, عشرية, معروف, الحسني, الشيعة, الرافضة, عقایچ, الحسنی, رافضه
برچسبها:
لینک,
دانلود,
کتاب,
عقاید شیعه
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش :
آیا کتاب « مؤتمر علماء بغداد » یا « الإمامه و الخلافه » تالیف « مقاتل بن عطیه » یک منبع معتبر برای مباحث تاریخی و حدیثی است؟ اگر روایت تاریخی در این کتاب ببینیم که در سایر کتب قدیم شیعه و سنی نباشد آیا می توان به آن استناد کرد؟
پاسخ :
کتاب « مؤتمر علماء بغداد » که اخیرا گاهی با عنوان « الامامة و الخلافة » نیز نشر می شود ، در همین صد سال اخیر تالیف شده و ربطی به مقاتل بن عطیه ( متوفای حدود 505هـ ) ندارد. روایاتی که در این کتاب آمده اگر در کتب قدیمی و معتبر تاریخ و حدیث شیعه نیز یافت شود قابل اعتماد است وگرنه قابل اعتنا نخواهد بود.
البته این کتاب شامل استدلالهای ارزشمندی برای اثبات حقانیت تشیع است و استدلال های کلامی آن دارای ارزش ذاتی هستند اما به عنوان یک منبع تاریخی قابل استناد نیست و دستکم برخی از روایاتش فاقد ارزش تاریخی اند و اعتماد بیش از اندازه به همه روایاتِ آن روا نیست.
دروغين بودن انتساب اين كتاب به مقاتل بن عطيه چنان روشن است كه حتي شخصيتي مثل علامه سيد جعفر مرتضي عاملي كه اتفاقا درباره باورهاي مذهبي عامیانه شیعی بسيار متعصب هستند در كتاب « مأساة الزهراء (س)» احتمال دروغين بودن انتساب اين كتاب به مقاتل را مي پذيرند.
همچنين استاد حسن انصاري قمی (كتابشناس معاصر) درباره هويت اين كتاب مقاله اي دارد و با استناد به شواهد متعدد اثبات مي كند كه اين كتاب در دوره هاي اخير نگاشته و به دروغ به مقاتل بن عطيه(قرن 6) منسوب شده است:
http://ansari.kateban.com/entry1088.html
گرچه ادعا شده که نسخه خطی اين كتاب در يكي از كتابخانه هاي هندوستان – كه تحت استعمار انگلستان بوده – يافت شده اما بر فرض صحت این ادعا نیز انتساب آن به مقاتل بن عطیه منتفی است. به عنوان مثال اگر الآن شخصی یک کتابچه دستنویس برای ما بیاورد و ادعا کند که آن را در یک کتابخانه قدیمی در هند یافته و روی کتاب نوشته باشند « همایش دانشمندان تهران تالیف حافظ شیرازی» و در لا به لای آن عبارات و اصطلاحاتی همچون « هدفمندی یارانه ها» ، « پیشرفت های جوانان ایرانی در زمینه سلول های بنیادی» و « غنی سازی اورانیوم» استفاده شده باشد آیا باور می کنید که چنین کتابی تالیف حافظ شیرازی باشد؟! اگر حافظ شیرازی در قرن 8 آن را نوشته پس چرا کلمات کاملا جدید در آن یافت می شود؟! چرا در کتب معتبری که سرگذشت حافظ و فهرست آثارش را معرفی کرده اند نامی از این کتاب نیست؟!
در واقع همانطور كه ما ايرانيان تفاوت آشكار نوشته هاي يك نويسنده معاصر مثل مرحوم آل احمد یا مرحوم شریعتی با نوشته هاي نويسندگان قديمي مثل سعدي (قرن 7) و حافظ (قرن 8) را به سادگي درك مي كنيم تفاوت متن كتاب « موتمر علمای بغداد » با « نثر عربی تأليفات قرن 5 و 6» نيز براي محققان ، كتابشناسان و استادان ادبیات معاصر عربی کاملا واضح است.
کتاب « موتمر علماء بغداد » تالیف یک مبلغ شیعه ی عرب است که در صد سال اخیر زندگی می کرده است و مربوط به قرن ششم نیست زیرا اساسا واژه « مؤتمر » به معنای « همایش » یک واژه قدیمی و پرکاربرد در قرن 6 نبوده است. سراسر متن این کتاب به روشنی دارای ادبیاتِ امروزین است مثلا واژه ها و تعابیر جدیدی همچون «موسوعات» ، «بائعي الضمائر» ، «مؤتمر» ، «حروب دفاعية» ، «المؤهلات» ، «القوة الجنسية الطائشة» ، «العادة السرية» ، «الميوعة» ، «نتائج سلبية معكوسة» ، «الكرة الأرضية» ... بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.
برچسبها:
نقد,
روایات,
تاریخ,
برائتادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ساعت   توسط اسلام ملکی
|
پرسش:
اگر عزاداری بر حسین (ع) بدعت نیست پس چرا پیامبر اعظم (ص) برای او عزاداری نکرده اند؟!
پاسخ :
عزاداری برای امام حسین(ع) نه تنها یک بدعت نیست بلکه یک برداشت عمیق و زیرکانه از سیره پیامبر(ص) است زیرا :
1 - اینکه توقع داشته باشیم که پیامبر(ص) دسته عزاداری برای امام حسین(ع) راه انداخته باشند یک توقع بیجاست زیرا حسین (ع) در زمان حیات پیامبر (ص) شهید نشده بودند تا آن حضرت بخواهند برای نوه ی شهید خود عزاداری کنند.
2 - پیامبر (ص) با عملكرد خود عزاداري را نيز تاييد فرموده اند. پس از شهادت دهها تن از مسلمانان در جنگ اُحُد ، وقتی پیامبر (ص) متوجه عزاداری زنان انصار برای شهدایشان شدند – با حالت افسوس - فرمودند که « اما {عموی شهیدم} حمزه ، کسی را ندارد که برایش گریه کند ». این سخن ایشان وقتی برای زنان انصار نقل شد گروهی از آنان به خانه پیامبر (ص) آمدند و بعد از نماز عشا تا ثُلث شب عزاداری کردند و پیامبر(ص) به آنها فرمودند : « خدا از شما و از فرزندان شما راضی باشد». سپس چون دیروقت شده بود فرمودند: « اکنون { که پاسی از شب گذشته} به خانه هایتان بروید! ».
3 - در عزای بسیاری از بستگان و مومنان و مجاهدان گریسته اند. در روایات معتبر در کتب اهل سنت آمده که پیامبر (ص) حدود نیم قرن پیش از شهادت حسین (ع) ، پیشگویی شهادت ایشان را از فرشته الهی شنیدند و گریستند. آن فرشته حتی مشتی از خاک کربلا و قتلگاه حسین (ع) را به پیامبر (ص) داد که آن را نزد همسرشان ام سلمه به ودیعت گذاشتند. در عاشورای سال 61 هجری که ام سلمه در مدینه بود آن مشت خاک همزمان با شهادت امام حسین(ع) به خون تبدیل شد.
پیامبر برای چند تن از دخترانشان که در زمان حیات ایشان وفات کرده اند ، گریه کردند. همچنین پیامبر (ص) برای پسرشان ابراهیم که در شیرخوارگی وفات کرد گریستند. نیز برای فرماندهان شجاعی که در جنگ مؤته به شهادت رسیدند گریه کردند. همچنین خود را بر پیکر یکی از اصحاب مجاهد و زاهد به نام عثمان بن مظعون(ره) انداختند و گریه کردند.
4 – ماجرای کربلا و مظلومیت امام حسین(ع) با ماجرای شهادت همه شهدا و بزرگان تفاوت های بسیاری دارد. پیامبر (ص) در مرگ پسرشان ابراهیم گریستند با اینکه ابراهیم با لب تشنه به شهادت نرسیده بود و گلویش را جلوی چشم والدینش نبریده بودند. اگر ابراهیم پسر رسول خدا(ص) نیز به دست یک عده جنایتکارِ مدعیِ اسلام ذبح شده بود و وانمود کرده بودند که نوه پیامبر(ص) – العیاذ بالله – تبهکار و شورشی بوده- قاعدتا پیامبر(ص) برای افشای چهره زشتِ مدعیان دروغین اسلام ، هر سال مراسم عزاداری و افشاگری برپا می کردند.
5 – رسالت همه پیامبران اینست که تفاوت «حق» و «باطل» را روشن کنند تا انسانها با چشم باز انتخاب کنند. عزاداری امام حسین(ع) در راستای همین هدف الهی است. اگر عزاداری برای مظلومان کربلا نباشد ، ظالمان و قاتلانِ تاریخ ، صدها تهمت به مظلومان و مقتولان می زنند و خودشان را مظلوم وانمود می کنند. آنچه باعث شده تبلیغات فراگیر حکومت نژادپرست بنی امیه و پیروان آنان در طول قرنها خنثی شود و نتواند یزید و یزیدیان را تبرئه کند دقیقا همین مراسم عزاداری سالانه برای امام حسین(ع) بوده است. اگر مرور سالانه ی واقعه عاشورا و اشک ریختن برای شهدای اسلام نبود اسلام و سیره پیامبر (ص) بیش از اینها تحریف می شد و کار به جایی می رسید که « وحشیگری و ستم » که «شیوه یزیدیان تاریخ» بوده «مشروعیت» یابد و به عنوان «اسلام راستین» و «سیره پیامبر(ص)» قلمداد گردد.
کلیدواژه ها : فلسفه عزاداري + امام حسين (ع) + سنت پيامبر اکرم (ص) + بدعت + عاشورا + کربلا + محرم + صفر + اهل بیت (ع) + اهل بيت (ع) + تاریخ اسلام + پاسخ به شبهه وهابیت + شبهات وهابیون + نواصب + بنی امیه + بني اميه
برچسبها:
عزاداری,
امام حسین,
ع,
سیره پیامبر
+ نوشته شده در جمعه ۱ دی ۱۳۹۶ساعت   توسط اسلام ملکی
|