تأملات و یادداشت ها

یادداشت های شخصی و برخی از مطالب دیگر به زبان فارسی و عربی

توسل ، تبرک و زيارت در سيره صحابه ، تابعين و علماي اهل سنت

توسل انبيا و اولياء ؛ يکي از مشترکات مذاهب اسلامي  

توسل ، تبرک و زيارت در سيره صحابه ، تابعين و علماي اهل سنت

    توسل به انبيا و اولياء و زيارت مزارهاي آنان و تبرک به آنها براي استجابت دعا و تقرب به خداوند امري پذيرفته شده نزد عموم مسلمانان بوده و هست. اين امور علاوه بر شيعه در ميان مذاهب اهل سنت نيز مشروع دانسته مي شود و تنها وهابيها (پيروان محمد بن عبدالوهاب) بر بدعت و حرام بودن توسل ، تبرّک و زيارت و بوسيدن اماکن مقدس اصرار مي ورزند. اما پيروان ساير مذاهب اهل سنت نه تنها اين امور را بدعت نمي دانند بلکه بسياري از بزرگان آنان خود به پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) متوسل شده و حاجات خود را از خداوند مي خواهند.

    در اينجا نمونه هايي از توسل و تبرک جستن صحابه و بزرگان اهل سنت را تنها به استناد کتب اهل سنت ذکر مي کنيم تا معلوم شود شيوه وهابيان مبني بر حرام دانستن توسل و تبرک بر خلاف سنت پيامبر(ص) و سيره صحابه و بزرگان مذاهب اسلامي است :

1. هيثمي (از محدثان اهل سنت ) نقل کرده است که وقتي عثمان بن مظعون در يکي از جنگها به شهادت رسيد پيامبر اعظم(ص) ميان دو چشم او را بوسه زد. اين دلالت مي کند که بوسيدن بدن شهيد براي ابراز علاقه و احترام يا براي تبرک کاري پسنديده است.

2. دارمي (از محدثان اهل سنت ) نقل مي کند که در مدينه قحطي شديدي پيش آمد. مردم نزد عايشه رفتند. او گفت از بالاي قبر پيامبر (ص) روزنه اي به آسمان بگشاييد تا ميان آن و آسمان مانعي نباشد. مردم توصيه عايشه را انجام دادند و باران باريد. اين ماجرا نشان مي دهد برکات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به زمان حيات ايشان منحصر نيست و حتي پس از وفات ايشان نيز مي توان به مزار ايشان متوسل شد و در طول تاريخ معجزاتي از مزار مقدس ايشان ديده شده است.

3. در کتاب صحيح بخاري ( معتبرترين کتاب حديث طبق عقيده اهل سنت ) نقل شده که عمر بن خطاب (خليفه دوم) در هنگام قحطي با توسل به عباس عموي پيامبر(ص) از خداوند باران خواست و عرضه داشت:" خدايا ما براي باران به پيامبر متوسل مي شديم و اکنون به عموي پيامبر متوسل مي شويم پس بر ما باران ببار! " در نتيجه باران باريد. اين ماجرا نشان مي دهد که از نظر صحابه پيامبر(ص) توسل به شخصيتهاي محترم و خاندان پيامبر(ص) جايز و مشروع بوده و بارها آن را تجربه کرده و مفيد يافته بودند.

4. همچنين در صحيح بخاري آمده است که سالم؛ نوه خليفه دوم نقل کرده که پدرش (عبدالله بن عمر بن خطاب ) در جاهايي که پيامبر(ص) نماز خوانده بود نماز مي گزارد. طبيعي است اين کار نوعي تبرک به جاهاي نماز پيامبر(ص) بوده است.

5. همچنين در مسند احمد حنبل (پيشواي سني هاي حنبلي ) آمده که روزي مروان حکم (خليفه اموي) مردي را ديد که صورتش را بر قبر پيامبر(ص) گذاشته است. مروان گردنش را گرفت و گفت: "هيچ مي فهمي داري چه کار مي کني؟" وقتي او چهره اش را برگرداند ديدند که صحابي جليل القدر ابو ايوب انصاري است. او به مروان گفت : « براي ديدار پيامبر(ص) آمده ام نه به ديدار سنگ ». سپس افزود: « از پيامبر شنيدم که فرمود هنگامي که امر دين به دست نااهلان بيفتد بايد براي دين گريست.» گفتني است مروان حکم يکي از بني اميه است که توسط پيامبر(ص) تبعيد شده بود و با پيامبر(ص) و اهل بيت ايشان ميانه خوبي نداشت. بنابراين اعتراض او به زائران حرم رسول الله (ص) احتمالا به خاطر کينه از پيامبر(ص) بوده وگرنه براي امثال مروان اهميتي نداشت که مردم در زيارت پيامبر آداب صحيح را رعايت کنند يا خير. وانگهي آگاهي مروان نسبت به آداب صحيح زيارت قطعا بيش از صحابه عالي قدر نبود و او در جايگاهي نبود که بتواند بر کسي همچون ابوايوب انصاري خرده بگيرد. در روزگار ما نيز وهابيها آگاهانه يا ناآگاهانه سنت پيامبر(ص) و صحابه بزرگوار ايشان را به کناري نهاده اند و از شيوه امثال مروان حکم و بني اميه پيروي مي کنند.

6. ابن حجر عسقلاني ( محدث بزرگ اهل سنت ) در شرح صحيح بخاري مي گويد : " با سند معتبر از خازن عمر بن خطاب نقل شده که هنگامي که در زمان عمر قحطي شده بود مردي نزد قبر پيامبر(ص) آمد و گفت : يا رسول الله! براي امت خود از خداوند باران طلب کن زيرا نزديک است هلاک شوند." وقتي آن فرد در محضر صحابه به پيامبر(ص) توسل کرد کسي بر او خرده نگرفت. بنابراين صحابه اين رفتار را شرک نمي دانستند.

7. ابن مسعود [ صحابي پيامبر (ص) ] از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: "هرگاه در سرزميني خالي از سکنه راه را گم کرديد بگوييد : اي بندگان خدا! راه را به نشان بدهيد! زيرا خداوند بندگاني دارد که قابل مشاهده نيستند." طبق اين روايت توسل به بندگان نامرئي خداوند توصيه شده است. احمد حنبل [ محدث بزرگ اهل سنت و پيشواي حنابله ] مي گويد من خود يکبار چنين کردم و راه را يافتم.

8. شخصي از احمد حنبل [ يکي از پيشوايان اهل سنت ] درباره بوسيدن و لمس کردن قبر و منبر پيامبر(ص) براي تقرب به خداوند سئوال کرد. احمد حنبل در پاسخ گفت: "اشکالي ندارد."

9. منصور دوانيقي (خليفه عباسي) همراه مالک بن أنس(پيشواي بزرگ اهل سنت) در مسجد پيامبر(ص) بودند. منصور از مالک پرسيد: رو به قبر پيامبر دعا کنم يا رو به قبله؟ مالک گفت: چرا مي خواهي از پيامبر روي بگرداني در حالي که او براي تو «وسيلة» است.[ اين سخن مالک اشاره به آيه شريفه « و ابتغوا اليه الوسيلة » (سوره مائده: 35) است که مؤمنان را به يافتن وسيله اي براي تقرب به خداوند دستور داده است]. آن گاه مالک افزود: "رو به سوي پيامبر(ص) بايست و از او شفاعت بخواه." به گفته زيني دحلان (از علماي شافعيان) اين ماجرا با سند صحيح نقل شده است.

10. شمس الدين ذهبي از علماي بزرگ اهل سنت در جاهاي گوناگون کتاب "سير أعلام النبلاء" مطالبي نقل کرده که نشان مي دهد علماي قديم اهل سنت نيز دعا کردن در کنار اماکن مقدسه و قبور اولياء و سادات را جايز بلکه مستحب و مؤثر مي دانستند.

11. ابن قيم جوزيه از علماي بزرگ سلفي در کتاب "الروح" مي گويد : «در حديث صحيح آمده که زمين بدن پيامبران را نمي پوساند و نابود نمي کند.» وي مي افزايد : « در حديث آمده که هرگاه يکي از مسلمانان بر پيامبر(ص) صلوات مي فرستد خداوند روح پيامبر(ص) را به بدنش باز مي گرداند تا پيامبر سلام آن شخص را پاسخ گويد.» وي سرانجام از مجموعه دلايل و روايات نتيجه مي گيرد که « پيامبران زنده هستند و مانند ملائکه حضور دارند ولي ما آنها را نمي بينيم.»

12. در حديثي از پيامبر(ص) آمده که « پيامبران زنده اند و در قبر خود به نماز مشغولند» ناصرالدين ألباني ( حديث شناس وهابي معاصر ) اعتراف مي کند که تا مدتها گمان مي کرد اين حديث ضعيف است و تنها ابن قتيبه آن را نقل کرده است اما بعدا با مطالعه بيشتر به اين نتيجه رسيده که سند اين حديث قوي است و افراد ديگري نيز آن را نقل کرده اند. وي در ادامه مي گويد زنده بودن پيامبران که در اين حديث ذکر شده است از سنخ زندگي برزخي است و با حيات دنيوي تفاوت دارد و ايمان و اعتقاد به آن واجب است.

13. در کتب معتبر اهل سنت با سند صحيح نقل شده که شخصي نابينا نزد پيامبر(ص) آمد و از آن حضرت خواست که براي شفايش دعا کند. پيامبر(ص) به او فرمودند : اگر [بر اين ناگواري] صبر پيشه کني بهتر است ولي اگر مي خواهي برايت دعا مي کنم. آن مرد عرض کرد: "برايم دعا کنيد". پيامبر فرمودند: وضو بگير و دو رکعت نماز به جا آور و اين دعا را بخوان: « اللهم إني أسئلک و أتوجّه إليک بِمحمّد نبيّ الرحمة. يا محمّد! إنّي قد توجّهتُ بِکَ إلي ربّي في حاجتي هذه لتقضي اللهم شفِّعهُ فِيّ » مضمون اين دعا توسل به پيامبر(ص) است. آن مرد با اينکه مي توانست مستقيما از خداوند حاجت بخواهد اما پيامبر(ص) توسل کردن را به او آموختند. اين دعا شباهت بسياري با دعايي دارد که در ميان شيعيان متداول و به "دعاي توسل" معروف مي باشد.

14. بزرگان اهل سنت در آثار خود مواردي را نقل کرده اند که کساني در محضر صحابه يا علماي بزرگ اهل سنت نزد قبر پيامبر(ص) آمده و از آن حضرت طلب استغفار کرده اند و درباره مشروعيت کار خود به آيه شريفه « وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً (سوره نساء آيه 64) استناد کرده اند و کسي از صحابه يا علماي بزرگ بر آنان ايراد نگرفته است.

15. اهل سنت در منابع خود نقل کرده اند که فاطمه زهرا (س) پس از وفات رسول الله (ص) در رثاي آن حضرت چنين سرودند :

« ماذا علي مَن شمّ تربة أحمد *** أن لا يشمّ مدي الزمان غواليا »

در اين شعر استشمام رايحه تربت پيامبر(ص) از روي عشق به پيامبر جانفزا دانسته شده است. اگر بوييدن تربت پيامبر چنانکه وهابيها ادعا مي کنند شرک بود ، العياذ بالله دختر پيامبر(ص) و صحابه آن حضرت و علماي بزرگ همگي سخناني شرک آلود گفته اند!! حال آنکه طبق احاديث صحيحي که مورد قبول همه مذاهب اسلامي است ، فاطمه (س) داراي مقامات معنوي والا و انکارناپذير مي باشند.

16. ابوبکر و عمر هنگام وفات وصيت کردند که در کنار پيامبر(ص) دفن شوند. حال پرسش اين است که آيا همين وصيت براي تبرّک و تيمّن به تربت پاک پيامبر(ص) نبوده است؟! وگرنه چه دليلي داشت چنين وصيتي بکنند؟

17. در همه مذاهب اسلامي استلام حجر الاسود ( لمس کردن حجر الاسود) به عنوان يکي از آداب حج ياد مي شود. اگر چنين کاري شرک بود پيامبر(ص) و اهل بيت و صحابه آن را انجام نمي دادند. ممکن است گفته شود که اين يک استثنا است ولي در پاسخ مي گوييم ممکن نيست پيامبر(ص) يک عمل شرک آلود را استثناءً مستحب قلمداد کند. بنابراين ملاک در شرک و توحيد آن است که عقيده قلبي انسان هنگام تبرّک و توسّل چه باشد ؛ اگر عقيده داشته باشد که آن شيء به خودي خود و مستقل از خداوند تاثيري دارد قطعا شرک است اما اگر کسي چنين عقيده اي درباره آن شيء نداشته، صرفا براي اظهار احترام يا عشق به انبيا و اوليا يا براي شفيع قرار دادن آنها چنين کاري انجام دهد و براي آنها جز وسيله بودن شأني قائل نباشد در اين صورت کار او شرک نيست بلکه تجلّي توحيد است. همان طور که در تشهد نماز که اوج قله توحيد است پس از شهادت به وحدانيت خدا بلافاصله شهادت به رسالت پيامبر(ص) مي دهيم و بر ايشان صلوات مي فرستيم و در سلام نماز نيز به همه صالحان درود مي فرستيم. اينکه انسان براي پيامبران و بندگان صالح خداوند احترام و مقامات والايي قائل باشد تجلي توحيد است همان گونه که در خداوند نيز در قرآن مي فرمايد : سلام علي ابراهيم. اين سلام به آن جهت است که ابراهيم بنده اي موحّد بود. بنابراين توسل ، تبرّک و زيارت مزار انبيا و اولياء و بندگان صالح خداوند نه تنها بدعت و حرام نيست بلکه تجلي اعتقاد قلبي عموم مسلمانان به توحيد است.

توسل امام شافعي به اهل بيت (ع) :

معروف است که شافعي که از پيشوايان بزرگ برادران اهل سنت به شمار مي رود درباره مقام اهل بيت پيامبر(ص) چنين سروده است :

 « آلُ النبيّ ذَريعَتي *** هُمُو إليه وسيلتي

أرجو بِهِم اُعطي غداً  *** بِيَدي اليَمينِ صَحيفَتي  »

 شافعي در اين شعر به صراحت واژه «وسيلة» را براي اهل بيت (ع) به کار برده و عشق به آنان را مايه سعادت در قيامت شمرده است. 


توسل ابن حبّان بُستي به امام رضا(ع) :

ابن حبّان بُستي (متوفاي 354 هـ ق) از علماي بزرگ حديث و رجال اهل سنت است تا جايي که «إمام جرح و تعديل رجال» شمرده مي شود. وي در کتاب الثقات خود آورده است که در زماني که در طوس اقامت داشت هرگاه مشکلي برايش پيش مي آمد بر سر مزار امام علي بن موسي الرضا(ع) مي رفت و در آنجا از خداوند حاجت مي خواست و دعايش مستجاب مي شد. وي مي گويد اين موضوع را بارها تجربه کردم و همواره مشکلم برطرف مي شد. بخشي از عبارت عربي سخن ايشان درباره امام رضا (ع) چنين است :

« وهو عليُّ بن موسى بن ... أبو الحسن مِن ساداتِ أهلِ البيت و عُقلائِهِم و جِلَّة الهاشميّين و نُبَلائِهِم ... و ماتَ عليُّ بنُ موسى الرضا بِطوسٍ مِن شَربةٍ سَقاهُ إيّاها المأمونُ فماتَ مِن ساعتِهِ ... و قبرُهُ ... مشهورٌ يُزارُ بِجَنبِ قبرِ الرَّشيدِ قَد زُرتُهُ مِراراً كثيرةً و ما حَلَّتْ بي شدّةٌ في وقتِ مُقامي بطوسٍ فَزُرتُ قبرَ عليّ بن موسى الرضا - صلوات الله على جده و عليه – و دعوتُ اللهَ إزالتَها عنّي إلا أُستُجيبَ لي و زالت عني تلك الشدّةُ وهذا شيءٌ جرَّبتُهُ مِراراً فَوَجَدتُهُ كذلك أماتنا الله على محبّة المصطفى وأهل بيته صلى الله عليه وسلم الله عليه وعليهم أجمعين. »

يكي از فضلا نقل كرد : « در سفر حج يكي از وهابي ها به من گفت: " شما شيعه ها مشرك هستيد زيرا به زيارت قبور امامان مي رويد." چون فرصت كافي براي گفتگوي طولاني با او را نداشتم گفتم: " آيا «ابن حبّان بُستي» صاحب كتاب «الثقات» را مي شناسي؟ " گفت: " او يكي از بزرگترين علماي ماست." گفتم: " ابن حبّان در كتاب الثقات مي گويد: " من در زماني كه در طوس بودم بارها به زيارت قبر علي بن موسي الرضا مي رفتم. هرگاه مشكلي برايم پيش مي آمد و به زيارتش مي رفتم و بر سر قبر او حاجتم را از خدا مي خواستم بدون استثنا مشكلم برطرف مي شد. اين را بارها آزمايش كردم و نتيجه ديدم." " سپس به آن وهابي گفتم: "اگر زيارت قبور امامان(ع) شرك باشد پس پيشواي بزرگ اهل سنت يعني ابن حبان مشرك خواهد بود!!" در نهايت آن شخص وهابي درمانده و ساكت شد و دست از سرم برداشت.»

توسل از نظر سبط بن جوزي :

سبط بن جوزي (متوفاي 654هـ ق) در کتاب تذكرة الخواص‏ در فضايل اهل بيت پيامبر (ص) شعري را ذکر کرده که دو بيت از آن از اين قرار است:

يا أهلَ بيت المصطفى يا عُدّتي  *** و مَن على حُبّهم أعتمدُ

أنتم الى اللّه غدا وسيلتي *** فكيف أشقى و بِكُم أعتضدُ


توسل از نظر يکي ديگر از عالمان بزرگ سنّي :

ابن طلحه شافعي(ت 652 هـ ق) در کتاب معروف مطالب السؤول في مناقب آل الرسول(ص) شعري درباره اميرالمؤمنين(ع) آورده يک بيت از آن اين‌است :

« و هو الوسيلة في النجاة إذ الورى  *** رجفت قلوبهم لهول المجمع ‏ »

   بنابراين اعتقاد به تاثير مثبت توسل به پيامبر(ص) و اهل بيت (ع) از مشترکات مذاهب اسلامي است و نه تنها نبايد به محوري براي نزاع و مشاجره تبديل شود بلکه مي تواند به عنوان يکي از محورهاي وحدت امت پيامبر(ص) مورد تاکيد قرار گيرد. در ميان مذاهب اسلامي تنها مذهب وهابيت است که با ارائه تفسير خاصي از توحيد ، در پي قطع رابطه معنوي و عاطفي ميان پيامبر(ص) و امت ايشان هستند. حال آنکه تاثيرات توسل به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) و معجزاتي که از آن حضرت در زمان حيات يا پس از وفاتشان صادر شده همگي نشانه ها و دلايلي بر قدرت خداوند و مقام پيامبر(ص) در پيشگاه خداوند است. زيرا در عقيده مسلمانان همه اين امور نشانه قدرت بي منتهاي خداوند به شمار مي روند و هيچ منافاتي با توحيد ندارند بلکه دلايلي روشن بر حقانيت اسلام به شمار مي روند.

چند منبع براي علاقه مندان :

تقي الدين سبکي در کتاب "شفاء السقام في زيارة خير الأنام" بويژه در باب رابع فتواي بسياري از علماي اهل سنت را مبني بر مشروعيت زيارت ذکر کرده است.

محدث غماري از بزرگان اهل سنت کتابي دارد تحت عنوان " إرغام المبتدع الغبيّ بجواز التوسّل بالنبيّ ص " که در آن بر مبناي اهل سنت دلايل مربوط به مشروعيت توسل را ذکر کرده و به بهانه گيري هاي وهابي ها پاسخ گفته است.

أخيرا استاد فتح الله نجارزادگان (محمدي) نيز کتابي به عربي منتشر کرده اند که حاوي ديدگاه هاي بن باز (مفتي سابق وهابيهاي سعودي) و پاسخ هاي برخي از بزرگان اهل سنت و شيعه به وي است. اين کتاب با عنوان " التبرک و التوسل و الصلح مع اسرائيل في رسالتين بين الشيخ محمد واعظ زاده و الشيخ ابن باز" توسط انتشارات مشعر منتشر شده است.


برخی از منابع الکترونیک مقاله :

نرم افزارهاي مؤسسه تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي بويژه نورالولايه ، جامع التفاسير2 ، گنجينه روايات نور، تراث ، جامع الأحاديث

و نيز نرم افزار مکتبة أهل البيت (ع) از توليدات مركز معجم فقهى و مركز پژوهشهاى اسلامى المصطفى .


منبع : روزنامه رسالت مورخه : 1389/06/28


لینک دانلود متن کامل این مقاله همراه با منابع با شماره جلد و صفحه بصورت فایل word :

http://www.4shared.com/document/pg0liLbm/____________tawassol_tavassol_.html
 


کلیدواژه ها : توسل زیارت تبرک زيارت در نظر صحابة الصحابة التابعين تابعین تابعين زیارت ابتغوا الیه الوسیله ابتغوا اليه الوسيلة الوسيله ائمه ایمه اءمة ائمه الائمه الائمة الشيعة الشیعه الشيعه السنة السنه شیعه و اهل سنت اهل تسنن امام شافعی مالک بن انس احمد بن حنبل ابوحنیفه محمد بن عبدالوهاب الوهاب عبد الوهاب شرک تکفیر تکفير التکفیر التکفير

+ نوشته شده در  شنبه ۳ مهر ۱۳۸۹ساعت   توسط اسلام ملکی  |