آیا « بسته شدن راه حج » از علایم ظهور است و در روایات معتبر آمده؟
برای هر شیعه معتقدی اهمیت دارد که روایات معتبر درباره علایم ظهور قائم آل محمد (عج) را از روایات نامعتبر و علامات جعلی تمیز دهد تا فریب ادعاها و شایعات را نخورد و از متن غافل نشده ، به حواشی سرگرم نگردد.
یکی از موضوعاتی که امسال (1395هـ ش) در هنگام مانع تراشی آل سعود بر سر تشرف ایرانیان به حج مطرح شد این بود که روایتی در فضای مجازی نشر شد که «بسته شدن راه حج» را از «علامات نزدیکی ظهور مهدی آل محمد(ص)» قلمداد می کرد. آنچه در ادامه می آید بحثی در همین مورد است که در قالب یک پرسش و پاسخ ارائه می شود:
پرسش:
آیا روایت زیر که «بسته شدن راه کعبه » را به عنوان یکی از علایم ظهور قائم آل محمد (عج) معرفی می کند معتبر است؟
قال الإمامُ المهديُّ عليه السلام وقد سألَه عليُّ بنُ مهزيارَ : يا سيّدي! متى يكونُ هذا الأمرُ ؟ ـ" إذا حِيلَ بينَكُم و بينَ سبيلِ الكعبةِ " منبع: تفسير نور الثقلين، الحويزي، ج5، ص461، روایت شماره 4
ترجمه:
امام مهدى علیه السلام در پاسخ به این پرسش على بن مهزیار که: "سرورم! این امر (ظهور) کى خواهد بود؟ " ـ
فرمود :" هنگامی که راه کعبه بر شما بسته شود."
پاسخ:
به دلایل زیر نمی توان به این روایت اعتماد کرد :
1 - جستجوی رایانه ای در کتب قدیم حدیث شیعه نشان می دهد این روایت تنها روایتی است که «بسته شدن راه کعبه» را از «علائم ظهور قائم (عج)» قلمداد می کند بنابراین به حد استفاضه(شهرت) یا تواتر نمی رسد و مصداق «خبر واحد» است. چنین روایتی تنها در صورتی اعتبار دارد که شواهد و قرائن دیگری بر صحت آن داشته باشیم. در ادامه خواهیم دید که شواهد ، اعتماد به این روایت را تضعیف می کنند.
2- طبق این روایت ، وقتی ابن مهزیار اهوازی درباره زمان ظهور پرسید امام(ع) قبل از هر سخنی به «بسته شدن راه کعبه (بر اهوازی ها یا عموم شیعیان)» اشاره کردند و این یعنی طبق این روایت ، «بسته شدن راه کعبه بارزترین یا اصلی ترین علامت متصل به ظهور است» زیرا اگر چنین نبود از میان علامات مختلف ، به این مورد اشاره نمی شد. با اینهمه موضوع «بسته شدن راه کعبه» در روایات متعددی که به علامتهای حتمی و بارز ظهور می پردازند و از شهرت بسزایی برخوردارند نیامده است.[1] بنابراین نوعی ناسازگاری میان این روایت و روایات متعدد و مشهوری که درباره علائم ظهور در اختیار داریم دیده می شود.
3- این روایت در واقع بخشی کوتاه از یک روایت طولانی است که به ماجرای «تشرف ابن مهزیار به محضر امام زمان(عج)» می پردازد. این روایت طولانی با چهار متن و سند متفاوت و به چهار شکل مختلف در کتب قرن 4 و 5 شیعه نقل شده[2] که علاوه بر اشکال محتوایی ، دستکم سه مورد از آنها، فاقد سند معتبر هستند. تفاوت فاحش میان ویرایش های مختلف آن به علاوه ی نقاط ضعف سندی ، متنی و محتوایی آنها ، مانع از اعتماد به آنها می شود. حداکثر شاید بتوان صرفا به مطالب مشترک میان این چهار ویرایش به شرطی که با شواهد دیگر تعارضی نداشته باشند اعتماد کرد.عبارتی که به «بسته شدن راه کعبه در آستانه ظهور» تصریح دارد تنها در دو ویرایش از این روایت که فاقد سند معتبر هستند نقل شده[3] و در ویرایشهای دیگر یافت نمی شود. مرحوم استاد علی اکبر غفاری صفت(ره) در پاورقی کتاب کمال الدین[4] و مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی(ره) در معجم رجال الحدیث[5] به برخی از اشکالات سندی و متنی این روایت اشاره کرده اند. توضیحات بیشتر را در پیوند زیر مطالعه فرمایید:
http://arabi-maleki.blogfa.com/post-420.aspx
4- متن کامل روایت مورد بحث در کتاب الغیبه شیخ طوسی(ره) و کمال الدین صدوق(ره) – با سند ضعیف – نقل شده و مؤلف نورالثقلین بخشی از آن را که به تفسیر آیات نخست سوره قیامت ارتباط دارد انتخاب و ارائه کرده اما برخی از فعالان مذهبی در فضای مجازی – تحت تاثیر اخبار روز درباره کارشکنی آل سعود بر سر راه حج ایرانیان- آن را به نحو نادرستی برش داده اند تا چنان وانمود شود که «اصلی ترین علامت ظهور، بسته شدن راه کعبه است» حال آنکه در متن اصلی چنین نبوده است. بندی که تفسیر نورالثقلین از سخن منسوب به امام عصر(عج) ارائه کرده چنین است:
" فقلت يا سيدي متى يكون هذا الأمر؟ فقال: إذا حيل بينكم و بين سبيل الكعبة و اجتمع الشمس و القمر، و استدار بهما الكواكب و النجوم- فقلت: متى يا ابن رسول الله؟ فقال لي: في سنة كذا و كذا تخرج دابة الأرض من بين الصفا و المروة، معه عصى موسى و خاتم سليمان يسوق الناس الى المحشر" تفسير نور الثقلين، الحويزي، ج5، ص461، روایت شماره 4.
ترجمه: پس گفتم: سرورم! این امر (ظهور قائم عج) در چه زمانی خواهد بود؟ فرمود: " وقتی که راه کعبه بر شما بسته شود و ماه و خورشید گرد هم آیند و اختران و ستارگان بر دور آنها حلقه زنند" گفتم: ای فرزند رسول الله! در چه هنگام؟ فرمود: "در سال فلان و فلان و «دابّة الارض» از میان صفا و مروه بیرون می آید و عصای موسی(ع) و خاتم سلیمان(ع) را به همراه دارد و مردم را به سوی محشر خواهد راند""
وقتی به متن کاملتر این روایت می نگریم احساس می کنیم که بر فرض اگر این روایت واقعا به همین صورت از معصوم(ع) صادر شده باشد «بسته شدن راه کعبه» در صورتی از نشانه های ظهور است که همراه با تحولات عظیمی از سنخ حوادث قیامت باشد. وانگهی محتوای روایت طوری است که گویی یکی از راویان ، «علامات برپایی قیامت» را با «علامات ظهور مهدی(عج)» در هم آمیخته و همین امر ، اعتماد به این روایت را بیش از پیش تضعیف می کند.
5- اگر فرض بگیریم که عبارتی که می گوید «زمان قیام قائم عج وقتی است که راه کعبه بسته شود» در متن اولیه نبوده و بعدا به روایت تشرف ابن مهزیار اهوازی افزوده شده است جای این پرسش وجود دارد که این عبارت در چه دوره ای به روایت افزوده شده و انگیزه راوی از افزودن این عبارت چه می تواند باشد؟ آیا زمینه های سیاسی و اجتماعی یا حوادثی در زندگی راوی رخ داده که او را به افزودن این عبارت واداشته است؟
نخستین کتاب معتبری که روایت تشرف ابن مهزیار را همراه با جمله مورد بحث نقل کرده کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق(متوفای 381هـ) است. بنابراین تحریف در متن این روایت باید در بازه زمانی بین وفات امام عسکری(260هـ) تا مدتی قبل از تالیف کتاب کمال الدین رخ داده باشد. وقتی به حوادث تاریخی این بازه زمانی می نگریم می بینیم بارها راه حج بر مردم عراق و ایران[6] بسته شده بود:
در سال 312 هجری قرمطیان[7] در راهِ عراقیانی که با نماینده خلیفه ی عباسی بغداد برای حج آمده بودند کمین کردند و شماری از آنان را به قتل رسانده ، بقیه را تا کوفه دنبال کردند. عراقی ها در آن سال نتوانستند حج به جای آورند اما مصری ها و شامیان حج گزاردند.[8]
در سال 314هـ خشکسالی و حریق عظیمی در بغداد رخ داد. رومیان به مَلَطیَه[9] حمله کردند. مردم مکه خبردار شدند که قرمطیها به سمت آنان حرکت کرده اند بنابراین از ترس قرمطیها از شهر به بیرون گریختند. در آن سال هیچکس از جانب عراق جرأت نیافت که به حج برود و خراسانیانی که برای انجام حج به عراق آمده بودند نیز بازگشتند.[10]
در سال 315 هجری در کوفه میان سپاه قرمطیان و سپاه خلیفه عباسی جنگی در گرفت و این نگرانی پیش آمد که مبادا قرمطی ها به بغداد نیز حمله ببرند. در مذاکرات درباریان گفته می شد که قرمطیان راه حج را بسته اند.[11]
حج در سال 317 هجری برای اولین بار در تاریخ اسلام تعطیل شد که علت آن تسلط قرمطیها به رهبری ابوطاهر سلیمان بن حسن قرمطی بر مکه بود.[12]
به علت سیطره قرمطی ها بر مکه ، حج گزاردن کسانی که از راه عراق می رفتند (یعنی ایرانیان و عراقیان) از سال 317 تا تعطیل شد تا در سال 327 هـ با وساطت «ابوعلی عمر بن یحیی علوی» و در ازای پرداخت «مَکس»(عوارض) مجددا از سر گرفته شد. این اولین بار در تاریخ اسلام بود که حاکمان مکه از حجاج برای حج گزاردن عوارض می گرفتند.[13]
در سال 323 هـ عده ای از عراقیان آهنگ حج کردند اما قرمطیان شمار بسیاری از آنان را به قتل رساندند. کسانی که جان سالم به در بردند نیز بدون اینکه حج به جا آورده باشند به بغداد برگشتند.[14]
در سال 334هـ بخاطر نبرد بین ناصرالدوله و معزالدوله بویهی که به کشتار و ناامنی در بغداد انجامید ، کسی از عراق به حج نرفت.[15]
در سال 338هـ قرمطی ها فعالیت هایی داشتند. در این سال کسی از عراق به حج نرفت. احتمالا این بار نیز تعطیلی حج از راه عراق با اقدامات قرمطیها مرتبط بود.[16]
در سال 357هـ رومیها به انظاکیه حمله بردند. همچنین در شامات میان شریف بن سیف الدوله و پسرعمویش ابوفراس جنگ روی داد. در همین سال محمد بن عبدالله عباسی که مورد احترام کافور اخشیدی بود ، با ادعای مهدویت از مصر به عراق رفت و عده ای از دیلمیان با او بیعت کردند اما خلیفه المطیع لله او را دستگیر کرد و بینی اش را برید. در این سال کسی از شام و مصر به حج نرفت و بسیاری از کسانی که از جاهای دیگر به حج رفته بودند نیز از گرسنگی و بیماری جان دادند.[17]
در سال 361 هجری خبر رسید که قبیله بنی هلال شمار بسیاری از حاجیان را به قتل رسانده اند و حج از راه عراق سر نگرفت جز برای اندکی که با شریف ابوحمد الموسوی(پدر شریف مرتضی) از راه مدینه رفته بودند.[18]
بنابراین بعید نیست برخی از راویانِ نامعتبر ، موضوع «بسته شدن راه حج» را از مشکلات مربوط به حج در بین سالهای 312 تا 361 هجری الهام گرفته ، به عنوان یکی از علائم متصل به قیام قائم آل محمد(ص) به «روایت تشرف ابن مهزیار» افزوده باشند و بعدها این روایت به دست شیخ صدوق(ره) رسیده و ایشان نیز – بدون اینکه جزئیات ماجرا را تایید کنند- آن را نقل فرموده اند.
[1] . کلینی، الکافی، ج8 ، ص310 و نعمانی، الغيبة ، ص252 و 256 و 257 و 264 و 300 و ابن بابویه، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص650 و 652 و شیخ مفید، الإرشاد ، ج2، ص: 371 و شیخ طوسی، الغيبة ، ص: 435.
[2] . ابن بابویه، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 445 و 466 و شیخ طوسی، الغيبة ، ص263 و دلائل الإمامة(منسوب به طبری شیعی)، ص539
[3] . کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص469 و شیخ طوسی، الغيبة ، ص266
[4] . کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص445 و 447 و 465 و 466
[5] . معجم رجال الحدیث،(چاپ 23 جلدی) ج1، ص306 و ج : 4 ، ص : 65 و ج : 11 ، ص : 193 و ج : 12 ، ص : 198
[6] . اغلب کاروانهای حج ایرانیان در آن زمان نخست به بغداد که پایتخت خلافت عباسی بود می رفتند و از آنجا با حاجیان عراقی عازم مکه می شدند از این رو بسته شدن راه حج بر عراقی ها به معنای بسته شدن راه بر عموم ایرانیان نیز بود.
[7] . قَرمَطیان گروهی وابسته به اسماعیلیان یا باطنیان بودند که
[8] . تاريخ الطبري، ج11، ص:107
[9] . ملطیه شهری در غرب فرات و میان شامات و روم بود و هم اکنون در ترکیه قرار دارد.
[10] . تاریخ الطبری، ج11، ص249 و البداية و النهاية، ابن کثیر، ج11، ص:153 و ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب، ج4، ص70
[11] . ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج11، ص155 و 156
[12] . التنبيه و الإشراف، مسعودی، ص:329 و شذرات الذهب، ابن عماد الحنبلی، ج4، ص:312
[13] . ابن جوزی، المنتظم، ج13، ص378 و البداية و النهاية، ابن کثیر، ج11، ص:189 و تاريخ ابن خلدون، ج4، ص:129 و ابن عماد الحنبلی، شذرات الذهب، ج4، ص:139
[14] . تجارب الأمم، مسکویه، ج5، ص:422 و ابن جوزی، المنتظم، ج13، ص350 و ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج11 ، ص183
[15]. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج25، ص29
[16] . ذهبی، تاریخ الاسلام، ج25، ص41
[17] . ذهبی، تاریخ الاسلام، ج26، ص39 و ابن کثیر دمشقی، البدايةوالنهاية، ج11، ص:265
[18] . تاريخ الإسلام، ذهبی، ج26، ص:245
برچسبها: نقد, روایات, شیعه, اهل بیت