تلنگرهای رهبری و تغافل سوپرانقلابیها (۱)
تلنگرهای رهبری و تغافل سوپرانقلابیها (۱)
سخنرانیهای رهبری از زمانی که تیرماه امسال تا امروز در موارد متعددی حاوی تلنگرهایی به سوپرانقلابیها و فعالان جوان انقلابی بود اما این رفقای خوبِ ما هر بار به یک شیوه، فرمایش رهبری را توجیه کردند تا مجبور به پس گرفتن تحلیلهای اشتباه خود نشوند.
رهبری در ۳۱ تیرماه ۱۴۰۳ در اولین دیدار با نمایندگان مجلس پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر، توصیه اکید کردند که مجلس باید با دولت، «تعامل سازنده» داشته باشد و «کمک» کند.(لینک) اما جریان سوپرانقلابی به رئیس مجلس حمله میکردند و او را بخاطر «عدم درگیری با پزشکیان» به «خیانت» ، «بیبصیرتی» و ... متهم میکردند و میگفتند: وفاق شما با دولت، مساوی «نفاق» است. این در حالی بود که کلمه «وفاق» تقریبا مترادف «تعامل سازنده» است یعنی همان توصیه مؤکد رهبری به مجلس.
همین عزیزان، امروز هم به رئیس مجلس فشار میآورند تا پروندهای بر ضد پزشکیان تنظیم کند و به قوه قضاییه بفرستد تا رئیس جمهور محاکمه شود!!
در مرحله دیگر پس از اینکه کابینه پزشکیان موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس شد، رهبری از «رأی آوردن کل کابینه» اظهار خوشحالی کردند و آن را «کمک ارزنده مجلس به دولت» و یک «نعمت بزرگ» نامیدند(لینک) اما سوپرانقلابیها عموماً یا طفره رفتند یا به بزرگنمایی حواشی مشغول شدند یا این سخن را به هر صورتی کمرنگ کردند.
بعد از ترور شهید اسماعیل هنیه رهبر انقلاب فرمودند که خونخواهی ایشان را وظیفه خود میدانیم(لینک)
بعد از مدتی رهبری در ۲۴ مرداد ۱۴۰۳ در جمع دستاندرکاران کنگره ملی شهدا به موضوع دفاع مقدس و ضرورت ایستادگی در مقابل استکبار اشاره کردند و فرمودند: «عقب نشینی اگر تاکتیکی باشد، عیب ندارد وگرنه موجب غضب الهی خواهد شد»(لینک)
رهبری در اینجا اساسا ناظر به «انتقام خون شهید هنیه» یا «تاخیر در اجرای وعده صادق» صحبت نمیکردند بلکه در مقام بیان اصول کلی چالش با استکبار بودند.
در آن زمان برخی از سوپرانقلابیها سخنان رهبری را تحریف و وانمود کردند که منظور ایشان اینست که «مسؤولان در تقابل با رژیم صهیونیستی و انتقام خون شهید هنیه مرتکب عقبنشینی غیرتاکتیکی شدهاند» در حالی که چنین نبود.
رهبری صرفاً در حال تبیین یک اصل مبنایی بودند که «عقب نشینی تاکتیکی گاهی لازم است اما عقب نشینی راهبردی جایز نیست و عواقب دارد». در مقام بیان مبانی و نقشه راه برای آینده بودند.
پس از مدتی ماجرای انفجار پیجرها و بیسیمهای حزب الله لبنان و سپس شهادت سید حسن نصرالله(ره) را در مهرماه رخ داد که ضربه سختی بر پیکر مقاومت بود.
مجددا جریان سوپرانقلابی مدعی شدند که «پزشکیان عامل شهادت نصرالله(ره) است زیرا مانع از انجام عملیات وعده صادق در زمان مقرر شده است»!! این در حالی بود که اولاً نه تنها دولت ممانعتی از این عملیات نکرده بود بلکه شخص ایشان حدود یکماه قبل از انجام این عملیات، مصوبه ی مربوط به آن را امضا کرده بود.
تاخیر در وعده صادق۲ عوامل متعددی داشت از جمله زمینهسازیهای اطلاعاتی، امنیتی، فنی و موشکی که نیازمند زمان بودند، انتظار اقشار متدین برای اینکه کشور در شرایط راهپیمایی اربعین وارد درگیری با رژیم نشود و نیز نگاه گروههای مبارز فلسطینی که میگفتند: «الآن در حال مذاکره برای آتشبس هستیم و حتی اگر احتمال موفقیت مذاکرات ما، بسیار کم باشد، بر انتقام خون شهید هنیه ترجیح دارد زیرا ممکن است موجب کاهش شمار شهدای غیرنظامی شود».
بعد از آنکه وعده صادق۲ به عنوان انتقام خون شهیدان هنیه، نصرالله و نیلفروشان انجام شد، رهبری در اولین سخنرانی خود فرمودند: «نه تعلّل میکنیم، نه شتابزده میشویم ... آنچه درست است، به نظر تصمیمگیران نظامی و سیاسی، در وقت خود، در هنگام خود انجام میگیرد؛ کمااینکه انجام گرفت و در آینده هم اگر لازم شد، باز انجام خواهد گرفت»(لینک)
این سخن رهبری اشاره به این بود که درباره وعده صادق۲ «تعلل» نشده است ولی بعد از آن هم برخی شخصیتهای انقلابی ادعا کردند که «تعلّل و اعتماد به وعده های دشمن، موجب شهادت سید نصرالله(ره) شده است».!! گویی اصلا بیانات رهبری را نشنیده بودند یا قبول نداشتند.
ادامه دارد
برچسبها: سیاسی, وعده صادق, نقد سوپرانقلابیها, رهبری